Month archive

Ordibehesht ۱۳۶۵

۳۱ diary entries in this month.

21 مايو 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ اردیبهشت ۱۳۶۵

در مجلس جلسه اى با حضور نمایندگان تهران و وزراى ارشاد، مسکن، بهدارى، دادگسترى و شهردارى و استاندارى تهران درباره بررسى طرح اصلاح محله جمشید و انتقال زنان فاسد به جاى دیگر براى اصلاح و تربیت داشتیم. به نتیجه روشنى نرسیدیم و پیشنهاد تشکیل ارد…

20 مايو 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ اردیبهشت ۱۳۶۵

اول وقت به مجلس آمدم. براى پیگیرى مسایل جنگ به جلسه علنى نرفتم. آقایان جمالى و رضایى اطلاع دادند که دیشب براى بار دوم ارتفاع مشرف بر مهران و نیز ارتفاع 2519 حاج عمران را گرفته ایم. تأکید کردم بر تقویت خطوط دفاعى با کمک سپاه، مخصوصاً قصرشیری…

19 مايو 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ اردیبهشت ۱۳۶۵

صبح اطلاع دادند که دیشب در حد تأمین ارتفاعات مشرف بر مهران عمل شده است. آخر شب دیشب اطلاع داده بودند که به خاطر عدم تکمیل نیروهاى مورد لزوم، بنا نیست عمل کنند. دیروز قرار شده بود که دیشب براى پس گرفتن مهران اقدام شود. بیشتر وقت به مطالعه گز…

18 مايو 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ اردیبهشت ۱۳۶۵

ساعت هفت ونیم صبح به دفترم رسیدم. در گزارش ها رجزخوانى عراقى ها در خصوص تصرف شهر مهران خودنمایى مى کند. بهره بردارى سیاسى و روحیه اى مى کنند. با آقایان رضایى و شمخانى در خصوص لزوم اقدام براى پس گیرى مهران تأکید کردم. قبل از شروع رسمى جلسه ب…

17 مايو 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ اردیبهشت ۱۳۶۵

در منزل بودم. اطلاع دادند که عراق به مهران حمله کرده و دو تیپ ارتش عقب نشسته اند. نیروهاى سپاه رسیده اند و پیشرفت دشمن را سد کرده اند. آقاى رى شهرى [وزیر اطلاعات] آمد. داستانى غم انگیز از اختلاف هاى حزب الدعوه و گروه آقاى [سید محمدباقر] حکی…

16 مايو 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ اردیبهشت ۱۳۶۵

در منزل بودم. وقتم به مطالعه و استراحت گذشت. در منطقه حاج عمران درگیرى شدیدى است. عصر احمدآقا آمد. درباره جنگ و مواظبت بیشتر از امام و مسأله تلگراف آقاى [سیدمحمدرضا] گلپایگانى و اختلاف سپاه و بسیج صحبت کردیم. صبح دکتر [مسعود] پورمقدس براى م…

15 مايو 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ اردیبهشت ۱۳۶۵

بعد از سحرى تا ساعت هفت صبح خوابیدم. قبل از دستور، درباره حمله به قطار مسافربرى در هفت تپه صحبت کردم. به دفترم آمدم. دکتر روحانى و دکتر هادى آمدند. درباره گرم گرفتن با فرانسه و کمک به آزادى گروگان هاى فرانسوى در لبنان توصیه مى کردند. آقاى ر…

14 مايو 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ اردیبهشت ۱۳۶۵

اول وقت سرهنگ جمالى از جبهه اطلاع داد عراق امشب در منطقه حاج عمران حمله کرده، ولى با آمادگى قبلى، حمله دفع شده و از همکارى ارتش و سپاه اظهار رضایت کرد و سپس آقاى قادرى نماینده پیرانشهر همین را اطلاع داد و درخواست پشتیبانى هوایى کرد. به [سره…

13 مايو 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ اردیبهشت ۱۳۶۵

بعد از خوردن سحرى خوابم نبرد و تا ظهر کسل بودم. به مجلس آمدم. در جلسه علنى تا ساعت ده ونیم صبح ماندم. یکى از نمایندگان آذربایجان غربى از رهبران بارزانى ها شاکى بود و پیشنهاد دقت بیشتر در برخورد با آنان را داشت. ظهر آقاى صفایى گزارش اجلاس غی…

12 مايو 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ اردیبهشت ۱۳۶۵

در منزل بودم. دوشنبه ها جلسه علنى نداریم، بنابراین کار زیادى نداشتم. یکنواختى کار در خانه که بیشتر مطالعه بود، روزه دارى را مشکل کرد. با جبهه تماس داشتم. حمله هاى دشمن را دفع کرده ایم. آقاى ولایتى تلفنى گفت [آقاى فاروق الشرع] وزیر امور خارج…

11 مايو 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ اردیبهشت ۱۳۶۵

ساعت دو و بیست وپنج دقیقه بامداد براى سحرى خوردن از خواب برخاستم و عفت، فاطى، مهدى و یاسر را بیدار کردم. ساعت سه ونیم، بعد از سحرى و نماز خوابیدم. ساعت هفت به طرف مجلس آمدیم. در گزارش ها مطلب مهمى نبود. در دستور مجلس لایحه شوراهاى روستایى ب…

10 مايو 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ اردیبهشت ۱۳۶۵

امروز بیشتر وقتم به مطالعه گذشت. باران هم بارید. مقدارى وقت صرف نظم کتابخانه ام کردم. اتاق و قفسه ها گنجایش کتاب هایم را ندارد. با جبهه تماس داشتم. خبر مهمى نداشتیم. از طرف آقاى رحیمیان مقدارى دلار براى مصارف جبهه آوردند و رسید گرفتند. عصر …

9 مايو 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ اردیبهشت ۱۳۶۵

در منزل بودم. وقتم را به استراحت و مطالعه گذراندم. از جبهه خبر دادند دشمن در سه نقطه حمله کرده و شب معلوم شد حمله ها با خسارت دشمن دفع شده است. مغرب براى نماز خدمت امام رفتم. با جماعت خوانده شد و سپس به زیارت شان رفتم. وضع جنگ و مشکل نیروى …

8 مايو 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ اردیبهشت ۱۳۶۵

بعد از نماز صبح تا ساعت هشت در دفترم کار کردم. پیش از دستور و قبل از رسمیت جلسه از عمل تشنج آفرین جلسه گذشته مجلس انتقاد کردم و احتمال جلوگیرى امام از پخش [رادیویى] مستقیم [مذاکرات] مجلس را در صورت بروز این گونه حوادث مطرح کردم. پیش از ظهر …

7 مايو 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ اردیبهشت ۱۳۶۵

اول وقت به پایگاه امام على(ع) رفتیم. جمعى از روحانیون براى اعزام به جبهه تحت آموزش هستند. جمعى از خانم ها نیز براى مربیگرى آموزش نظامى تحت آموزش اند. رژه رفتند؛ باشکوه بود. براى آنها صحبت کردم. در جلسه هیأت دولت در حضور رییس جمهور شرکت کردم…

6 مايو 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ اردیبهشت ۱۳۶۵

ساعت دو بامداد تلفن شد که جمعى از افراد تحت آموزش سپاه در محاصره سیل قرار گرفته اند و هلى کوپترى که براى نجات آنها رفته، سقوط کرده است و دیگر هلى کوپتر نمى آید. به دفتر مشاورت [ارتش] گفتم موضوع را تعقیب کنند. گفتند خلبان پرواز شب، آماده نیس…

5 مايو 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ اردیبهشت ۱۳۶۵

صبح و عصر باران مى بارید. آقاى سرهنگ نورى فرمانده لشکر ذوالفقار آمد. گزارش وضع جبهه و نیروى زمینى را داد. چون شماره تلفن [منزل] عوض شده، ارتباط تلفنى کم بود. معمولاً وقتى که عده زیادى از شماره تلفن ما مطلع مى شوند، آن را عوض مى کنیم، زیرا ع…

4 مايو 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ اردیبهشت ۱۳۶۵

صبح زود به مجلس آمدم. باران مى بارد. از جبهه سراغ گرفتم. آقاى شمخانى گفت حادثه مهمى ندارند، ولى براثر بارندگى، رودخانه ها طغیان کرده اند و ممکن است در جاده هاى هور مشکل پیش آید. در جلسه علنى تا تنفس شرکت کردم. طرح نهاد ریاست جمهورى در دستور…

3 مايو 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ اردیبهشت ۱۳۶۵

اول وقت سرهنگ جمالى اطلاع داد که حمله دیشب نیروهاى ما در فکه با نتیجه اى در حد انهدام نیروهاى دشمن تحقق یافته و چون نتوانسته اند الحاق نمایند، به خط خود برگشته اند. دو روز است که باران مى بارد و این مقدار باران که امسال باریده، مى گویند از …

2 مايو 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۵

تا ساعت ده ونیم صبح مطالعه مى کردم. براى اقامه نمازجمعه به دانشگاه تهران رفتم. در ابتداى خطبه ها باران گرفت. چون اکثر مردم زیر سقف نیستند، خطبه ها را کوتاه کردم. عصر جمعى از اعضاى دفتر تبلیغات اسلامى قم براى مذاکره و همکارى در تکمیل کار کلی…

1 مايو 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ اردیبهشت ۱۳۶۵

بعد از نماز تا ساعت هفت صبح در دفترم کار کردم. آقاى محسن رضایى آمد. درباره تحکیم خطوط و عملیات آینده و مسایل نیروى زمینى تا ساعت نه ونیم مذاکره کردیم. احمدآقا اطلاع داد که امام جواب سئوالات دادگاه صحرایى را به آقاى منتظرى ارجاع داده اند. در…

30 أبريل 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۵

صبح زود دکتر روحانى آمد. درباره جنگ، سپاه و ارتش و مسایل مربوط به قرارگاه صحبت کردیم. آقاى محسن رضایى آمدند. در مورد عملیات آینده و مشکلات کمبود امکانات در اثر توطئه اخیر سقوط قیمت نفت مذاکره کردیم. در ملاقات رزمندگان ممتاز خدمت امام شرکت ک…

29 أبريل 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ اردیبهشت ۱۳۶۵

با زنگ تلفن سرهنگ [مصطفى] ترابى [مسئول دفتر مشاورت امام در ارتش] بیدار شدم. اطلاع داد یک کشتى روسى حامل اسلحه براى کویت را براى بازرسى توقیف کرده اند. گفتم آزادش کنند. به دفتر آمدم. آقاى محسن رضایى اطلاع داد دیشب در چهار محور در دریاچه نمک …

28 أبريل 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ اردیبهشت ۱۳۶۵

امروز بیشتر وقتم به مطالعه گذشت. احمدآقا آمد. درباره وضع سپاه و نیروى زمینى بحث هاى دیشب را براى اطلاع امام به ایشان گفتم. برنامه ملاقات رزمندگان ممتاز با امام نیز تنظیم شد. آقاى سرگرد هاشمى آمد. او از دوستان صیاد است. پیشنهادهایى در ارتباط…

27 أبريل 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ اردیبهشت ۱۳۶۵

صبح زود به مجلس آمدم. رییس جمهور تلفنى از من خواستند که در مجلس کمک کنم تا اختیارات رییس جمهور ضعیف نشود، ولى با مواضع اکثریت نمایندگان، عملاً کار زیادى نمى شود کرد. در جلسه علنى تا هنگام تنفس ماندم. مطابق معمول به خاطر مسئولیت جنگ کمتر در …

26 أبريل 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ اردیبهشت ۱۳۶۵

آقاى [محسن] کنگرلو آمد و گزارش داد که آمریکایى ها مى گویند قطعات هاک آماده تحویل است، ولى مى خواهند قبل از تحویل با کنگرلو ملاقات کنند. گفتم مانعى ندارد، ولى ظاهراً آنها با اغراض خاص جریان را به تأخیر مى اندازند و حسن نیت ندارند. در گذشته ه…

25 أبريل 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ اردیبهشت ۱۳۶۵

تا ساعت ده صبح در منزل بودم. اول وقت همراه رییس جمهور و نخست وزیر به زیارت امام رفتیم. حال شان خوب است. به نمازجمعه رفتم. عصر آقاى فلاح دادستان کرمان آمد و گزارش وضع منطقه را داد. از رواج مواد مخدر و همچنین از آثار سوء اختلافات خطى محلى نگر…

24 أبريل 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ اردیبهشت ۱۳۶۵

تا ساعت ده صبح در منزل بودم. به مجلس آمدم. آقاى [فریدون] مهدى نژاد با [آقاى احمد وحیدى] معاون اطلاعات سپاه آمد و در مورد فعالیت هاى خارج از کشور مشورت کرد. آقاى [ابراهیم] سنجقى آمد و گزارشى از وضع آموزش نظامى و ضرورت تقویت پایگاه هاى بسیج د…

23 أبريل 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ اردیبهشت ۱۳۶۵

تا ساعت هشت صبح کارهاى ادارى را انجام دادم و خطبه عربى نمازجمعه را نوشتم. آقاى جمالى اطلاع داد عراق دیشب در منطقه عملیاتى قادر از چهار محور حمله کرده، ولى شکست خورده است. به جاى پنج شنبه، امروز جلسه علنى داشتیم. تا ساعت ده ونیم در جلسه علنى…

22 أبريل 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ اردیبهشت ۱۳۶۵

در جلسه علنى مجلس، بررسى طرح وظایف و اختیارات رییس جمهور ادامه داشت. کاروان پنج راهیان کربلا از استان خراسان به مقابل مجلس آمدند؛ خیلى باشکوه بود. براى آنها صحبت کردم. آیت الله خامنه اى هم آمده بودند. گروهى از جانبازان اراکى آمده بودند. برا…

21 أبريل 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ اردیبهشت ۱۳۶۵

امروز بیشتر وقتم به مطالعه گذشت؛ بازجویى هاى [حسین] فردوست و کارهاى جارى. آقایان رضایى و جمالى از جبهه تلفنى از استحکام خطوط و همکارى مطلوب بین ارتش و سپاه راضى بودند و خواستار انحلال تیپ حضرت ابوالفضل(س) شدند. این تیپ را آقاى صیاد با شرکت …