22 أكتوبر 1984
تا نزدیک ظهر، در منزل مطالعه مى کردم. گزارش هاى عقب افتاده را خواندم. در جبهه، تازه اى نداشتند؛ از مسامحه وزارت نیرو و کشاورزى در کارهاى مهندسى پشت جبهه، شکایت داشتند. نزدیک ظهر، براى احوال پرسى خدمت امام رفتم. در مورد شوراى عالى فرهنگ هم ص…
21 أكتوبر 1984
صبح زود به مجلس رفتم. گزارش ها را خواندم. دیشب عراقى ها در جبهه میمک، ضدحمله اى انجام داده اند، ولى به سختى شکست خورده اند. قبل از دستور، درباره عملیات و توطئه غربى ها براى پایین آوردن قیمت نفت، صحبت کردم. تقریباً تمام وقت مجلس را طرحى گرفت…
20 أكتوبر 1984
تمام امروز را در منزل بودم. تا ساعت نه صبح به تنظیم کتابخانه ام پرداختم و خیلى خسته شدم. جلسه شوراى سرپرستى [صداوسیما] داشتیم. این جلسه، تا ساعت دو بعد از ظهر طول کشید و درباره پخش فیلم هاى خارجى [از تلویزیون]، بحث شد. قرار شد که کنترل و سا…
19 أكتوبر 1984
تا ساعت ده ونیم صبح در منزل مطالعه مى کردم. آقاى تیمورى، براى تعویض قفسه کتابخانه ام آمد. قفسه ها را خالى کردیم. براى اقامه نمازجمعه به دانشگاه [تهران] رفتم. باران هم مى بارید. در خطبه دوم، درباره موفقیت نیروهایمان در جنگ و انتقاد از ترکیه …
18 أكتوبر 1984
به مجلس نرفتم. آقاى یزدى [نایب رییس مجلس شوراى اسلامى] جلسه را اداره کردند. دستور رسیدگى به تقاضاى رأى اعتماد دو وزیر پیشنهادى براى دفاع و آموزش و پرورش بود. بالاخره سرهنگ فرخ عظیمى اعتمادى - وزیر پیشنهادى دفاع - رأى نیاورد [و آقاى سید کاظم…
17 أكتوبر 1984
فرماندهان ژاندارمرى آمدند. براى آنها مفصلاً صحبت کردم. [دکتر ابراهیم بهنام] سفیر ایران در یونان که مأمور به هند شده است، آمد. گزارشى داد و درباره [مأموریت خود در کشور] هند، مشورت کرد. از ساعت ده صبح تا دوازده ظهر، با نمایندگان استان تهران ج…
16 أكتوبر 1984
در جلسه علنى [مجلس شوراى اسلامى] لایحه اى داشتیم و اعتبارنامه آقاى سید مهدى طباطبایى نماینده مشهد و قاضى سابق شهردارى تهران مطرح بود. به خاطر واگذارى اراضى زیادى به مردم، مورد اعتراض بود، ولى تصویب شد؛ مسأله، جنجالى بود. ظهر، چند ملاقات داش…
15 أكتوبر 1984
آقاى [هاشم] رسولى محلاتى آمد و ناراحتى مسئولان بنیاد مسکن از تأسیس شرکت عظیم ساختمانى در بنیاد مستضعفان را گفت. خواهان شرکت و همکارى بنیاد مسکن با این شرکت بود. گفتم با آقاى [ابوالفضل] توکلى هماهنگ کنند. شب، خبر دادند که عراق یک کشتى بزرگ ن…
14 أكتوبر 1984
صبح زود به مجلس رفتم. تا ساعت هشت صبح، گزارش ها را خواندم. در جلسه علنى [مجلس شوراى اسلامى] قبل از دستور، شهادت شهید آیت الله اشرفى [اصفهانى امام جمعه باختران] را تسلیت گفتم. خبر دادند، متأسفانه دو نفر از وکلاى کردستان در روز قبل و [برادر] …
13 أكتوبر 1984
جلسه شوراى سرپرستى صداوسیما تشکیل شد. راجع به بودجه سالانه و فیلم هاى خارجى و برنامه هاى عزادارى و تصویر هیأت عزادارى بحث کردیم. مصطفى داودى زاده آمد و راجع به نیازهاى واحد دریایى سپاه و کمبود بودجه، مطالبى داشت. عصر، آقاى [عبدالمجید] معادی…
12 أكتوبر 1984
نماز جمعه را آیت الله خامنه اى اقامه کردند. تمام روز را در منزل بودم. استراحت و مطالعه کردم. ظهر، نخست وزیر و دفتر مشاورت [امام در ارتش] و رییس جمهور جداگانه اطلاع دادند که دو کشتى - دیروز و امروز - در خلیج فارس حادثه دیده است. و خبر رسید ک…
11 أكتوبر 1984
تا ساعت هشت صبح در دفتر کار کردم. جلسه علنى مجلس برگزار شد؛ طولانى و کم محتوا بود. ظهر، دکتر [حسن] روحانى، گزارش سفر هیأت بین المجالس را داد؛ حاکى از غربت ما در آنجا است. از کاردارمان در عربستان، به خاطر عدم حسن اداره سفر هیأت به آنجا، گله …
10 أكتوبر 1984
به مجلس رفتم. کارهاى ادارى را انجام دادم. گزارش ها را خواندم. جلسه نمایندگان تهران داشتیم. گزارش وضع گودنشین ها [ى جنوب تهران] را آوردند. کمیسیونى براى تهیه طرح نهایى اصلاح وضع آنها، تعیین شد. وضعیت زندگى آنها خیلى تأسف آور است. گفتند چهاره…
9 أكتوبر 1984
بعد از یک هفته تعطیل [مجلس شوراى اسلامى]، صبح زود به مجلس رفتم. گزارش ها را خواندم. درگیرى شیعه و سنى در پاکستان هنوز تمام نشده است. علماى شیعه، دولت [پاکستان] را هم مقصر دانسته اند. من هم پیش از دستور در این باره به طور مختصر حرف زدم. چند …
8 أكتوبر 1984
تمام روز را در منزل بودم. تا ساعت نه ونیم صبح، مطالعه مى کردم. آقاى محسن رضایى [فرمانده سپاه پاسداران]، آمد. گزارش پیشرفت کار برنامه جنگ را داد؛ حرف تازه اى نداشت. بیشتر به خاطر حل مسایلى که با نماینده امام در سپاه دارند، مراجعه کرده بود. ب…
7 أكتوبر 1984
تمام امروز را هم در منزل بودم. گزارش عملکرد وزارت راه [و ترابرى] را خواندم. مقاله اى هم از اعمال نفود سرمایه داران در کنگره آمریکا - که براى استفاده و عبرت مردم خوب است - خواندم؛ باید در وقت مناسبى در [خطبه هاى] نمازجمعه مطرح کنم. شب، احمدآ…
6 أكتوبر 1984
امروز [عاشورا]، در منزل بودم. آقایان [عباس] کوثرى و سید عباس حسینى از وعاظ قم آمدند و در منزل روضه خواندند؛ به هریک هزار تومان دادم و یک قواره پارچه به آقاى کوثرى که بهتر [روضه] مى خواند؛ اشک خوبى گرفت. خواسته هایى هم در رابطه با آب و بهدار…
5 أكتوبر 1984
تا ساعت ده ونیم صبح، مطالعه مى کردم. براى [اقامه] نمازجمعه، به دانشگاه [تهران] رفتم و عصر هم در منزل بودم. گزارش ها را آوردند؛ تازه مهمى نداشت. اطلاع دادند، تعداد 100 نفر از اسراى معلول ما - که عراق آزاد کرده است - با هواپیماى لبنانى به ایر…
4 أكتوبر 1984
تمام روز در منزل بودم. صبح آقاى ناصر کمره اى آمد؛ اطلاع داد که پدرش آیت الله حاج میرزا خلیل، در بستر مرگ است و براى گرفتن [مجوز] محل دفن در مسجد بالاسر حضرت معصومه(س)، از امام استمداد داشت. به احمدآقا گفتم که پیامش را به امام برساند. بیشتر
3 أكتوبر 1984
تا ساعت هشت صبح، در منزل کار کردم. به مجلس رفتم. در گزارش ها، تازه مهمى نیست. اخبار سازمان ملل و اخراج اسراییل [از سازمان ملل]، زیادتر مطرح است. ساعت نه صبح، به مناسبت سالگرد شهادت شهید اشرفى [اصفهانى]، مصاحبه تلویزیونى داشتم. آقاى جاسبى آم…
2 أكتوبر 1984
مجلس [شوراى اسلامى] جلسه علنى داشت. چند دستور انجام شد. ظهر، چند ملاقات انجام دادم. عصر، اعضاى مجلس اعلاى انقلاب [اسلامى] عراق آمدند. درخواست هایى در جهت رفاه مهاجران عراق داشتند. من هم مفصلاً، در مورد لزوم استفاده عراقی ها از فرصت استثنایى…
1 أكتوبر 1984
تمام روز در منزل بودم و بیشتر به مطالعه پرداختم؛ مخصوصاً [کتاب] مقتل «الذریعه» در تاریخ عاشورا. آقاى محلاتى پیش از ظهر آمد، از دستور امام مبنى بر محدود کردن اختیارات ایشان در سپاه، ناراحت بود. گفتم [این محدودیت]، موقت است و باید بعداً حدود …
30 September 1984
ساعت هفت صبح، به مجلس رفتم. گزارش ها را خواندم. در جلسه علنى، چند دستور ازجمله افزایش سپرده در بانک بین المللى [ترمیم و توسعه] و موافقت نامه بازرگانى با الجزایر تصویب شد. بعد از جلسه هیأت رییسه و رؤساى شعب، براى بررسى بالا بردن ظرفیت پذیرش …
29 September 1984
جلسه شوراى سرپرستى [صداوسیما] داشتیم. در مورد اخبار خارجى و کیفیت برخورد با سمپاشى هاى رادیوهاى بیگانه، بحث و تصمیم گیرى شد. عصر، گزارش ها را از مجلس [شوراى اسلامى] آوردند. امروز، عراق پنج موشک به بندر امام پرتاب کرده است. در پتروشیمى [بندر…
28 September 1984
تا ساعت ده ونیم صبح در منزل، براى خطبه هاى نمازجمعه مطالعه کردم. سپس براى نمازجمعه به دانشگاه تهران رفتم؛ عفت هم آمد. خطبه ها خیلى طولانى شد. درباره حدود فعالیت بخش خصوصى و مقایسه و تشابه کارشکنى هاى منافقان و همکارى آنها با کفار و منافقان …
27 September 1984
صبح زود به مجلس رفتم. آقایان زمانى، جهانتاب و حاجى سعیدى معاون آقاى امراللهى [رییس سازمان انرژى اتمى]، به دفترم آمدند. درباره ادعاى اورانیوم کشف شده با هم صحبت کردیم؛ قرار شد براى بررسى سریعاً اقدام شود. گزارش ها را خواندم. مطلب مهمى نداشت.…
26 September 1984
تمام طول روز، در مجلس بودم و در دفترم، کار مى کردم. ساعت هفت تا نه صبح، جلسه هیأت رییسه مجلس خبرگان داشتیم. درباره اجلاس آینده و سمینار ولایت فقیه و ساختن محل مجلس در قم بحث بود. عصر، هیأت رییسه [مجلس شوراى اسلامى] جلسه داشت. خطبه عربى نماز…
25 September 1984
جلسه علنى مجلس داشتیم. ظهر، چند ملاقات داشتم. عصر، جلسه کمیسیون مخصوص تعیین مواضع حزب جمهورى اسلامى داشتیم و قرار شد که متن نهایى مواضع که به تصویب رسید، چاپ شود. شب را در مجلس ماندم. شب، چند بار با درد قفسه سینه، از خواب بیدار شدم؛ احتمال …
24 September 1984
امروز در منزل بودم. تا ساعت ده صبح، مطالعه مى کردم. آقاى محسن رضایى آمد. طرح هاى عملیاتى را که قرار است تا چند ماه دیگر انجام شود، آورد و صحبت شد. براى کم کردن دخالت هاى نماینده امام در سپاه، باز هم کمک خواست. نزدیک ظهر، احمدآقا آمد. نوار م…
23 September 1984
صبح زود به مجلس رفتم. گزارش ها را خواندم. آقاى [اسدالله] بیات آمد؛ کمى از وضع حجاج ایرانى در مکه گفت. ساعت هشت وچهل وپنج دقیقه صبح، اولین جلسه علنى [مجلس شوراى اسلامى] بعد از تعطیلات، شروع شد. قبل از دستور، راجع به هفته جنگ و شروع کار مدارس…