خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ خرداد ۱۳۶۰
چون شب در مجلس خوابيده بودم، اول وقت مشغول مطالعه گزارشات شدم. در خيلى از شهرها هم، آشوب مختصرى توسط گروهك ها ايجاد شده بود كه با دخالت مردم سركوب گرديد.
TUiSb35DzCPFzVnBYK3VspXhBH6dJpqr5VMonth archive
۳۱ diary entries in this month.
چون شب در مجلس خوابيده بودم، اول وقت مشغول مطالعه گزارشات شدم. در خيلى از شهرها هم، آشوب مختصرى توسط گروهك ها ايجاد شده بود كه با دخالت مردم سركوب گرديد.
اول وقت، عفت براى يك عمل جراحى كوچك به بيمارستان ايرانمهر رفت و بسترى شد و من به مجلس رفتم. طرح «عدم كفايت سياسى آقاى بنىصدر» در دستور بود.
اول صبح، خانم دكتر منصوريان براى عيادت عفت آمد. قرار گذاشت كه فردا عفت را براى عمل در بيمارستان بسترى كند. راجع به رفع مشكلى كه با دادگاه انقلاب دارد، از من كمك مىخواست.
امروز تعطيل است و در خانه استراحت مىكنم، بنا داشتم، براى رسيدگى به وضع زلزلهزدگان گلباف كرمان، به آنجا بروم، ولى به خاطر حساسيت وضع مركز، از اين سفر صرف نظر كردم.
ساعت شش، از خانه بيرون رفتم؛ براى اينكه قبل از جلسه - كه بسيار حساس بود – مشورت هايى بشود. دستور جلسه بحث در آیيننامه رسيدگى به صلاحيت سياسى ریيس جمهور بود.
عفت تب داشت. از خانه بيرون رفتم. مجلس جلسه علنى داشت. دو فوريت طرح، در عدم كفايت سياسى ریيس جمهور و آیيننامه آن و ادامه بحث الحاق دادگاه انقلاب به دادگسترى مطرح بود و جلسه، حساس و سياسى بود.
چهار دقيقه، دير به مجلس رسيدم. براى اولين بار، تأخير داشتم. پيش از دستور آقاى [محمد على] حيدرى نهاوندى، مختصرى جواب اطلاعيه بنىصدر را داد و يكى از نمايندگان در مخالفت، صحبت كرد و آقاى [على اكبر] معينفر، نامه آقايان مهندس [مهدى] بازرگان، …
روزهاى پر حادثهاى است. كتاب تاريخ ايران به سرعت ورق مىخورد و حوادث مهم تاريخى روى مىدهد و تاريخ به سرعت حركت مىكند.
براى اينكه در رابطه با آقاى بنىصدر، در مسأله رياست جمهورى و طرح عدم كفايت سياسى، نظر امام را بدانم، اول وقت به منزل ايشان رفتم.
اول وقت، سرهنگ وحيد [دستجردى] ريیس شهربانى آمد و گزارشى از وضع شهرها داد. مجموعاً اوضاع را خوب توصيف كرد و حركات مخالفان را ضعيف و پراكنده.
جواب نامههایى كه به منزل از طرف ارباب رجوع رسيده بود، دادم. ساعت هفت صبح به مجلس رسيدم. جلسه علنى داشتيم. مهدى هم كه مدرسهاش تعطيل بود، با من به مجلس آمد.
پس از جواب نامههاى ارباب رجوع منزل، به مجلس رفتم. در بين راه اخبار ساعت هفت صبح را گوش دادم.
جلسه علنى داشتيم. پيش از دستور، درباره اظهارات امام عليه ليبرال ها و حمله اسرایيل به نيروگاه اتمى در حال ساخت عراق، صحبت كردم .
امروز به خاطر تعطيل روزنامه، احتمال حوادثى حتى در مجلس مىدادم. جلسه علنى داشتيم. اتفاق مهمى نيفتاد.
روزه گرفتم؛ آخرين روزه از شش روز، روزه قرضى كه دو سال پيش به علت نقاهت بعد ازتير خوردن و عمل جراحى نگرفته بودم.
صبح اول وقت، براى اولين بار پس از پيروزى انقلاب، براى ديدن وضع كتابخانه به مجلس شوراى قديم رفتم. يك ساعت تمام قسمت ها را بازديد كردم.
تقريباً تمام وقت، در منزل ماندم و فقط براى نماز جمعه بيرون رفتم. اول وقت آقاى رىشهرى تلفن كرد و گفت آقاى بنىصدر به آقاى غفورى، استاندار مشهد گفته است كه من مثل همين قله دماوند به رأى العين مىبينم كه عمامه آقاى رىشهرى را به گردنش انداخ…
در جلسه علنى، بحث در مورد اصلاح موارد اعتراض شوراى نگهبان به مصوبات لايحه حذف «فرمان همايونى» و طرح بنياد جنگ زدگان بود.
در جلسه علنى، با آقايان فؤاد كريمى، [حسن]آيت و [عبدالحميد] ديالمه كه اعتراضآیيننامهاى داشتند، تند برخورد كردم و بالاخره امروز كار چهاردوازدهم بودجه تمام شد.
جلسه علنى درباره چهاردوازدهم بودجه داشتيم. حركت آقاى سلامتيان در اول جلسه عصباني ام كرد. عصر هم، جلسه ادامه داشت.
عيد مبعث بود و كارى نداشتم. دو روز خاطره نويسى عقب بودم. با استفاده از حافظه نوشتم.
چون در مجلس خوابيده بودم، پيش از شروع جلسه علنى، كارهايى انجام دادم. از ساعت هفت صبح، جلسه علنى داشتيم.
جلسه علنى داشتيم و بحث بودجه بود. سخنراني ها طولانى بود و اداره آسان و كمتر نياز به دخالت داشتم. تا آخر جلسه ماندم.
صبحانه را در خدمت آقاى منتظرى، در منزل ايشان صرف كرديم. آقايان محسن رضایى و [رضا] سيف اللهى آمدند و درباره كيفيت عملكرد پس از بيانات امام، بحث كرديم.
جلسه علنى داشتيم. ادامه بحث بودجه، آقايان [دكترحسن]آيت، [علىاكبر] ناطق نورى،[احمد] سلامتيان و [عباس] مظفر، صحبت كردند.
اول وقت، آقاى على هاشمى مسئول تداركات جهاد استان گيلان آمد، كه براى تهيه ماشينآلات سنگين براى جهاد، راهنمایي اش كنم.
به خاطر كم خوابى شب، بعداز نماز تا ساعت هشتونيم خوابيدم. جلسه علنى داشتيم. لايحه معاملات مسكن، به خاطر بودجه، مسكوت ماند.
جلسه علنى داشتيم و كارها به خوبى گذشت. [طرح اصلاح خدمت] خارج از مركز پزشكان [دندان پزشكان و داروسازان] و كليات لايحه معاملات مسكن تصويب شد.
به مجلس رفتم. روزه هم بودم. لايحه حذف فرمان همايونى به خوبى تمام و تصويب شد . ولى من به خاطر وضع روحي ام، دوسه بار عصبانى شدم.
خبر پيروزى و فتح تپههاى گاميشان، خبر خوشحال كننده صبح بود كه راديو گفت . نادر عراقى با دوستش آمد و براى بعضى از مسئولان سازمان تربيت بدنى وقت گرفتند.
صبح زود از دماوند به خانه آمديم. كارهاى جارى را انجام دادم. احمدآقا خمينى تلفنى پيشنهاد كرد كه نهادها تبريك پيروزى را به خدمت امام بدهند كه فرمانده اصلى كل قواست.