LoginSign UpSite Members:1,045

Memoirs of Akbar Hashemi – November 7, 1990

خاطرات اکبر هاشمی
Read
2 minutes
Sunday 2026/10/18 - 18:29News Code:29413

I did the work until half past nine in the morning. I spent the time of meeting with Mr. [Hamid] Mirzadeh. He has traveled to the region to address the situation of the earthquake victims in the south. Last night, an earthquake with a magnitude of 6.6 on the Richter scale destroyed part of the villages of Darab [in Fars province] and

تا ساعت نُه ونیم صبح کارها را انجام دادم. وقت ملاقات آقاى[حمید]میرزاده را صرف کارها کردم. او براى رسیدگى به وضع زلزله زدگان جنوب، به منطقه سفر کرده است؛ دیشب زلزله اى با قدرت 6/6 [درجه در مقیاس]ریشتر، بخشى از روستاهاى داراب را [در استان فارس]خراب کرده و تلفات داشته است: 22 کشته و چند مجروح.

[آقایان محمدحامد انصاری، جان فرانسیس کوگان و محمد ازهاری بن کریم]، سفیران جدید هند، ایرلند و مالزى براى تقدیم استوارنامه آمدند. با هر یک از آنها صحبت کوتاهى داشتم؛ بیشتر تشریفاتى بود.

شورای عالى صنایع با حضور من تشکیل شد. به نظرمان رسید که قانون شورا، اختیاراتى به شورا نداده و ارزش صرف وقت ندارد و کارها را می توان در دولت یا شوراى اقتصاد انجام داد؛ بنابراین تصمیم گرفتیم که دیگر این شورا، جلسه نداشته باشد. دربارة استفاده صنایع مربوط به نفت و قیمت ارزهاى سرمایه گذارى و تولیدى- صنعتى مذاکره شد.

به [آقای عبدالحسن وهاجی]، وزیر بازرگانى در مورد توزیع لاستیک هاى ساخته شده که به ادعاى [آقای غلامرضا شافعی]، وزیر صنایع در کارخانه ها مانده است، تذکر دادم. او تراکم [کالا] را قبول نداشت؛ بنا شد بررسى کنیم.

عصر در جلسه هیأت دولت شرکت کردیم. دکتر ولایتى و دکتر حبیبى گزارش سفر به سوریه و حل مشکل حزب الله و اَمَل را دادند. لایحه مالیات در دستور بود. معافیت درآمد حقوق ودستمزد افراد را از6 هزار تومان به 12 هزار و 500 تومان بالا بردیم؛ براى حمایت از ضُعفا است. ساعت هشت ونیم، به دفترم برگشتم. تا نُه شب کار کردم و به خانه آمدم.

Take less than a minute, register and share your opinion under this post.

Insulting or inciting messages will be deleted.

Sign Up

Comming Up Next

More stories you may want to read

Most Read

Popular reads across Abdi Media