31 July 1991
دانشجویان سطح دکترا و کارشناس ارشد داخلى و خارجى آمدند. دکتر [مصطفی]معین، [وزیر فرهنگ و آموزش عالی] گزارش داد. به مناسبت محرم، نوحه سرایى کردند. برایشان مفصلاً صحبت کردم و اوضاع کشور را توضیح دادم. آقاى [غلامعباس]زایرى، نماینده بندرعباس آمد…
30 July 1991
آقاى انصارى، مسئول تعاونى [مصرف] طلاب قم آمد. گزارش کار تعاونى را داد؛ رشد خوبى کرده و حدود پنج هزار عضو دارد. کالاهاى مصرفى مورد نیاز طلاب را با نرخ مناسب به آنها مى دهد؛ حمایت خواست، حمایت کردم. [آقای غلامرضا آقازاده]، وزیر نفت آمد. گزارش…
29 July 1991
[آقایان سرتاج عزیز]، وزیراقتصاد و [چودری نثارعلی خان]، وزیر نفت و منابع طبیعی پاکستان آمدند. مذاکرات دربارة توسعه روابط بود. قبلاً آقایان [محسن]نوربخش و [غلامرضا]آقازاده توضیحات داده بودند. برضرروت توسعه روابط اقتصادى و طُرُق مواصلاتى و اهم…
28 July 1991
[آقای مارک اسکنس]، وزیر امورخارجه بلژیک به ملاقات آمد. سئوالاتى دربارة جامعه اقتصادى اروپا و هدف از اتحاد و نظر آمریکا و انگلیس و همچنین اوضاع اروپاى شرقى و مرکزى نمودم؛ جواب هاى روشنى داد. او نظرم را دربارة امنیت منطقه، اوضاع عراق، خلع سلا…
27 July 1991
ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. دکتر هاشمى[گلپایگانی] براى دستور شوراى عالى انقلاب فرهنگى آمد. دکتر حبیبى، [معاون اول رییس جمهور]، براى امور جارى آمد. دکتر [محسن] نوربخش، [وزیر امور اقتصادی و دارایی]، براى مسایل بودجه و ارز و تعدیل اقتصادى و…
26 July 1991
در منزل بودم. پیش از ظهر خانم دکتر منصوریان آمد. نامه اى از شوهرش آورد؛ در مورد کارخانه لاستیک سازى که آماده فروش به ایران اند. ظهر بستگان میهمان بودند. عصر آقاى [عبدالله]نورى، وزیرکشور آمد. دربارة احتمال دخالت شوراى نگهبان در امر انتخابات …
25 July 1991
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. تا ساعت ده، کارهاى عقب مانده انجام شد. آقاى [سیدحسن]طاهرى خرم آبادى، [نماینده ولی فقیه در پاکستان]آمد. گزارشى از وضع پاکستان داد و پیشنهاد کرد، براى هزینه هاى شیعیان آنجا، خوب است سرمایه گذارى شود که با سو…
24 July 1991
دکتر ولایتى، [وزیر امورخارجه] آمد. در خصوص نارسایى هاى تشریفات و مشکلات متعدد مراکز تشریفات، فرسودگى امکانات هتل ها براى میهمانان خارجى، شلوغى و بى نظمى پاویون دولت و عدم مهارت خدمتکاران در پذیرایى ها، مطالبی گفت؛ قرار شد برنامه و طرح جامع …
23 July 1991
ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. [آقای حسین کمالی]، وزیر کار و امور اجتماعی آمد. براى تحویل گرفتن سازمان تأمین اجتماعى و حضور در هیأت مدیره بانک رفاه[کارگران] و همچنین پرداخت ارزِ بُن هاى کارگرى استمداد کرد و در خصوص نحوه کار «خانه کارگر» مشو…
22 July 1991
[امروز عاشوراست]. تا ساعت هشت و نیم صبح خوابیدم. روز را به استراحت و انجام کارهایى که با خودم به لَتیان برده بودم، گذراندم. نزدیک غروب به خانه برگشتم.
21 July 1991
با هلی کوپتر به سد لتیان آمدیم. بچه ها هم تا ظهر کم کم رسیدند. مهدى و فاطى نیامدند. هواى خوبى دارد. عصر همراه بچه ها، خواستم اسکى روى آب یاد بگیرم. کمى دنبال قایق کشیده شدم؛ بدنم آمادگى براى چنین ورزشى ندارد؛ گرچه آسان است. آب لتیان پایین ت…
20 July 1991
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رفتم. کارهاى مانده روزهاى سفر را تا ساعت ده انجام دادم. در گزارش ها، توافق سوریه و عربستان سعودى بر سرآمادگى رفع بایکوت اسراییل، در صورت خوددارى اسراییل از ادامه شهرک سازى در اراضى اشغالى، جلب نظر مى کند. این عقب…
19 July 1991
در خانه بودم. خستگى هاى سفر را برطرف مى کردم. مقدارى از کارهاى دفتر را که به منزل آورده بودند انجام دادم. خاطرات دو روز سفر را نوشتم. ظهر بستگان مهمان مان بودند. شب عفت براى شرکت در مراسم عزادارى رفت و من زودتر خوابیدم.
18 July 1991
تا ساعت هفت و نیم صبح به اخبار گوش دادم و گزارش ها را خواندم. اجتماع سران هفت کشور صنعتى و شوروى در شهر لندن و مسایل عراق در صدر اخبار است. استاندار آمد و نیازهاى استان را گفت.آقاى [محمد]رییسى ، [نماینده شهرکرد آمد و اظهار تأیید کرد؛ چون در…
17 July 1991
چمدان سفر را بستم و ساعت هفت و نیم صبح براى سفر به استان چهارمحال و بختیارى به فرودگاه مهرآباد رفتم. وزیران جهادسازندگی، نیرو، راه، صنایع، رییس سازمان برنامه و بودجه، رییس دفتر مناطق محروم، معاون سازمان صداوسیما وچند نفر دیگر به تناسب نیازه…
16 July 1991
[آقای حسین کمالی]، وزیر کار و امور اجتماعی آمد و براى بُن کارگرى و سایر نیازها استمداد کرد. مدیران سازمان بهزیستى و سازمان تامین اجتماعى، به مناسبت هفته امداد آمدند و گزارش را دادند. آنها خواستار تشکیل شوراى عالى هماهنگى نهادهاى امدادى شدند…
15 July 1991
یک جانباز قطع نخاعى که نقاش ماهرى است، همراه همسرش آمدند؛تصویر امام را با دهان خود کشیده بود. همسرش دانشجویى است که هفت سال پیش، به خاطرخدا با او ازدواج کرده و خیلى از ازدواج اش راضى است؛ هر دو شاعرند و دو بچه دارند. در تربت جام زندگى مى کن…
14 July 1991
آقاى [سید منصور]رضوى، [دبیرکل سازمان امور اداری و استخدامی کشور] براى امور ادارى آمد و برنامه هاى شوراى عالى ادارى و مسأله ادغام نهادهاى امدادى را مطرح کرد. آقاى[رضا] امراللهى، [رییس سازمان انرژی اتمی] براى امور انرژى هسته اى آمد و براى انع…
13 July 1991
جمعى از علما و وعاظ تهران آمدند. [به مناسبت ماه محرم]، ذکر مصیبت شد و دربارة سیاست هاى اقتصادى و فرهنگى مفصلاً براى آنها صحبت کردم که در منابر از روى اطلاع حرف بزنند. خانم [زهرا] شجاعى، رییس شوراى [فرهنگی، اجتماعی]زنان آمد وگزارشى از کار شو…
12 July 1991
امروز تا ساعت یازده و نیم در خانه بودم و براى خطبه هاى نمازجمعه مطالعه مى کردم. آقاى [علاءالدین]بروجردى، [معاون وزیر امور خارجه]، تلفنى گزارش سفر به پاکستان را داد و آمادگى آقای غلام اسحاق خان، [رییس جمهور پاکستان] براى سفر به ایران در مهر …
11 July 1991
دکتر حبیبى، [معاون اول رییس جمهور]، براى امور جارى و مشورت دربارة مذاکره با رسانه ها آمد. [آقای غلامرضا آقازاده]، وزیر نفت آمد. گزارش کار داد و خواست که براى بالا بردن قیمت نفت، در ارتباط با عربستان سعودى فعال بشویم. خواست که محسن همراهش به…
10 July 1991
صبح دکتر [عباس]شیبانى، [نماینده تهران] آمد. مطابق معمول، ظرف دو دقیقه تذکراتى دربارة گرانى و رشت داد. [آقای محمد سعیدی کیا]، وزیر راه و ترابری آمد. گزارش پیشرفت کار راه آهن بندرعباس و بندر امام را داد و براى پشتیبانى اجراى طرح ها و حمل و نق…
9 July 1991
یاسر سر میز صبحانه، شرح سفرش به جزایر کومور، موریس و ماداگاسکار را داد و گفت فرانسوى ها کارشکنى مى کردند و کومورى ها از دست فرانسوى ها عصبانی هستند و در عین حال احترام خوبى به هیأت کرده اند. ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. ساعت ده آقاى […
8 July 1991
ساعت ده صبح میهمانان چینى براى مذاکرات آمدند. براى اداى احترام و اهدای نثارگل، به مرقد امام رفته بودند. [نخست وزیر چین]گفت همسرش در آنجا ناراحتى پیدا کرده که با دوا بهتر شده است؛ گویا به خاطر لباس بلند و سیاه که به خاطر مراعات وضع ما پوشیده…
7 July 1991
آقاى [هادی]نژادحسینیان، [وزیر صنایع سنگین]آمد. گزارشى از وضع تولید صنایع سنگین داد و خواستار حمایت من از طرح لغو سهمیه تراز فیزیکى و آزاد کردن تولیدات در دولت شد. آقاى [شکرالله]ریاضى، مسئول کمیسیون خرید تسلیحات و مسئول حفاظت صنایع دفاع آمد.…
6 July 1991
تا ساعت ده صبح کارها را انجام دادم. آقاى [حسین] محلوجى، [وزیر معادن و فلزات]آمد. گزارش تولید خوب فولاد و مس و قریب الوقوع بودن راه اندازى کارخانه نَورد کاویان، فولاد مبارکه و سرب و روى زنجان را داد. براى تأسیس دانشگاه معدن توسط وزارت استمدا…
5 July 1991
در خانه بودم. گزارش های فراوانی برای خواندن و اتخاذ تصمیم به خانه آورده ام. مقدارى وقت به آب دادن چمن باغچه گذشت. ظهر بچه ها هم آمدند. محسن که از سفر بوشهر، هرمزگان و نوق برگشته بود، گزارش داد. عصر آقاى [محمدرضا] نورى[شاهرودی]، سفیرمان در ل…
4 July 1991
آقاى جعفر مرتضى، با برادرش که در آفریقا است و با یکى از علماى لبنان که در دیترویت آمریکا ساکن است، آمدند. براى کارهاى خود در ایران و آفریقا و آمریکا کمک خواستند؛ وعدة بررسی دادم. آقاى [اسماعیل]شوشترى، وزیر دادگسترى آمد. گزارش وضع قوه قضاییه…
3 July 1991
جمعى از قاریان قرآن زن و مرد و کودک از مشهد و سازمان هلال احمر آمدند. بچه ها برنامه اجرا کردند. برایشان صحبت کردم. آقاى [حمید]میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور]، براى امور ارز و کارهاى جارى آمد. شوراى عالى ادارى جلسه داشت. دربارة واگذارى بخ…
2 July 1991
صبح هیأت کومور آمدند. مذاکرات دور دوم انجام شد. تحت تأثیر محبت ما بودند و اظهار رضایت مى کردند. وعده کمک دادم و مطابق با سیاست هاى ایران، بیانیه مشترک تهیه شد. با هم به فرودگاه رفتیم. مصاحبه اى انجام دادیم. با بدرقه رسمى به سوى کومور پرواز …
1 July 1991
براى شرکت در مراسم عید غدیر، به دفتر رهبرى رفتیم. قبل از شروع جلسه، با حضور سران سه قوه با رهبرى مقدارى مذاکره داشتم. آقاى[مهدی]کروبى، [رییس مجلس شورای اسلامی]، ادعاى دموکرات هاى آمریکا را مبنى بر ملاقات ایشان در مادرید، [پایتخت اسپانیا]، ب…