LoginSign UpSite Members:1,044

Month archive

January 1991

31 diary entries in this month.

31 January 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ بهمن ۱۳۶۹

صبح زود، در هوای دلپذیر سد لتیان، بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. گزارش ها را خواندم. جنگ خفجی[عربستان سعودی] و تصرف این منطقه توسط عراق، مسأله مهمى شده است. اگر بتواند آن را نگه دارد، علامت بدى براى نیروهاى متحدین خواهد بود. عراق مدعى است، از آ…

30 January 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ بهمن ۱۳۶۹

ساعت نُه و نیم صبح، همراه عفت و محافظان، براى استراحت در سه روز تعطیلی، به محل سد لَتیان رفتیم؛ هواى خوبى دارد. آب سد در اثر خشکسالى، خیلى پایین رفته است؛ اگر جبران نشود، تهران در تابستان مشکل آب خواهد داشت. نزدیک ظهر، محسن، فائزه و بچه های…

29 January 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ بهمن ۱۳۶۹

در گزارش ها، مسأله آمدن هواپیماهاى نظامى و غیرنظامى عراق به ایران مورد توجه و تفسیرهاى گوناگون است؛ حدس ها خیلى دور از واقعیت نیست، گرچه ابهام زیادى براى ناظران دارد. آنها نمى خواهند ایران را ناراحت کنند و در عین حال نگرانى هم دارند. آقاى

28 January 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ بهمن ۱۳۶۹

مسأله آلوده شدن محیط زیست خلیج فارس، به خاطر ورود مقدار زیادی نفت به دریا و همچنین موج هواپیماهاى عراقى که به سوى ایران سرازیر است و نیز نگرانى غرب از عدم بى طرفى ایران، مورد توجه رسانه هاست. گفتم وزارت امورخارجه بر بى طرفى تأکید کند. [آقای

27 January 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ بهمن ۱۳۶۹

ساعت هفت از خانه بیرون رفتم. تا ساعت نُه صبح کارها انجام شد. آقاى[علی اکبر] ناطق نورى، [نماینده تهران]آمد. دربارة انتخابات مجلس آینده مطالبى داشت و براى سفر به خارج و مذاکره با دانشجویان مشورت کرد. قرار بود با روزنامه [انگلیسی زبان] کیهان ب…

26 January 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ بهمن ۱۳۶۹

آقاى [اصغر]ابراهیمى، مدیرعامل مترو آمد. گزارش پیشرفت کار را داد و نیازها را گفت. آقاى سیفیان آمد. از دانشگاه ها گفت و از عدم اعزام دانشجو به آمریکا شکایت داشت که به عقیده او، از تحریف غلط وصیت نامه امام ناشى شده و معتقد است وصیت امام مربوط …

25 January 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ بهمن ۱۳۶۹

تا ساعت ده ونیم صبح، براى خطبه هاى جمعه مطالعه کردم. خطبه ها طولانى شد و قسمت عمده آن دربارة شرایط جنگ جارى در منطقه بود . عفت، فاطى و محسن به آبعلى رفتند و یاسر دنبال کارش بود. من و مهدى و فرشته، ناهار و شام در خانه با هم بودیم. در گزارش ه…

24 January 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ بهمن ۱۳۶۹

آقایان دکتر [حسن]حبیبى، [معاون اول رییس جمهور] و دکتر [علی اکبر]ولایتى، [وزیر امورخارجه]آمدند و نتیجه مذاکرات با هیأت سورى را توضیح دادند. سپس با هیأت سورى، [به سرپرستی آقای عبدالحلیم خدّام، معاون رییس جمهور سوریه] ملاقات کردیم. آنها از انه…

23 January 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ بهمن ۱۳۶۹

دیشب عراق باز توانست به تل آویو و ریاض، موشک بزند و پدافند هاى آمریکایی ها هم کارى از پیش نبرده اند؛ به نظر مى رسد جنگ طولانى تر از آن چیزى است که آمریکایی ها خیال مى کردند. به همین دلیل قیمت نفت رو به فزونى گذشته است. در چند روز گذشته، با …

22 January 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ بهمن ۱۳۶۹

آقاى [اکبر]ترکان، [وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح] و معاونان آمدند؛ توضیح وضع کار را دادند و براى رفع کمبود پول صندوق بازنشستگى ارتش استمداد کردند.آقاى [بیژن نامدار]زنگنه، [وزیر نیرو] و معاونان آمدند. وضع آبرسانى کشور و نیازها و کمبودها …

21 January 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ بهمن ۱۳۶۹

در گزارش‌ها، تشديد جنگ و پرتاب موشك‌هاى عراق به رياض و ظَهران، [واقع در عربستان سعودي]آمده است. خانم دكتر[شفيقه]حبيبى ‌ آمد. گزارش سفر به آلمان، جهت تهية تجهيزات پزشكى هلال‌احمر را داد و براى تأسيس‌كارخانه ساخت سرنگ استمداد كرد. آقاى [مجيد]…

20 January 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ دی ۱۳۶۹

ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. در گزارش ها، مسأله مهمى غیر از تصاعد عملیات در جنگ نبود. رؤساى دانشگاه هاى علوم پزشکى و معاونان و مدیران وزارت بهداشت همراه با دکتر [رضا]ملک زاده، سرپرست جدید، آمدند. از رفتن دکتر [ایرج]فاضل، اظهار اندوه و…

19 January 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ دی ۱۳۶۹

ساعت هشت و نیم، به دفترم رسیدم. در اخبار و گزارش ها، تلاش آمریکا براى جاانداختن اینکه جنگ به سرعت تمام نمى شود و جلوگیرى از دخالت اسرائیل در جنگ که ممکن است در جواب موشک پرانى عراق وارد شود، متمرکز شده است. روز اول، اخبار به گونه اى پخش شد …

18 January 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ دی ۱۳۶۹

پیش از طلوع فجر، با زنگ تلفن بیدارم کردند. خبر دادند که عراق با موشک به اسرائیل حمله کرده است. بلافاصله آقاى [سیدکمال]خرازى از نیویورک زنگ زد و گفت از ترکیه هم به عراق حمله شده و در ملاقات با آقای خاویر پرز دکوئیار، [دبیرکل سازمان ملل] هم، …

17 January 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ دی ۱۳۶۹

ساعت سه و نیم بامداد، با زنگ تلفن بیدارم کردند. آقاى [سیدکمال]خرازى، [نماینده دایم ایران در سازمان ملل]، از نیویورک، خبر شروع حمله نیروهاى متحدین به عراق، در ساعت دو و نیم بامداد به وقت بغداد را داد؛ دیگر نخوابیدم. عفت هم بیدار شد. مرتب از …

16 January 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ دی ۱۳۶۹

نزدیک ساعت شش صبح بیدار شدم. به خاطر نزدیک شدن به زمان سرآمدن مهلت عراق، به گزارش ها و اخبار بخش فارسى رادیو [بی بی سی]انگلیس و صدای آمریکا گوش دادم. با اینکه التهاب بالاست، پس از رسیدن موعد، اعلان جنگ نشد و اظهاراتى هم که احتمال سازش بدهد،…

15 January 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ دی ۱۳۶۹

به دفترم رفتم. دکتر ولایتى، [وزیر امورخارجه]آمد. دربارة کمیته [بررسی مسایل]عراق و مسایل منطقه صحبت شد. [آقای حُسنی اولدیدیچ]، وزیر امورخارجه موریتانى به ملاقات آمد؛ حرف مهمى نداشت. تشریفاتى بود. درگذشته موضع خوبى نسبت به ما نداشته اند.[عبدا…

14 January 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ دی ۱۳۶۹

ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. در اخبار، شکست مذاکرات آقای دکوئیار، [دبیرکل سازمان ملل] با صدام[حسین، رییس جمهور عراق] در بغداد، جلب توجه مى کند و جنگ را در افق نشان مى دهد. آقاى [سیدمحمد]اصغرى، نماینده تهران و مدیرمسئول روزنامه کیهان آ…

13 January 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ دی ۱۳۶۹

ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. تا ساعت نُه صبح، کارها را انجام دادم. در گزارش ها، همه امیدها به سفر [آقای خاویر پرز دکوئیار]، دبیرکل سازمان ملل به عراق، براى جلوگیرى از جنگ است. آقاى [جواد]اژه اى، [مشاور فرهنگی رییس جمهور]آمد. گزارش سفر به …

12 January 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ دی ۱۳۶۹

در گزارش ها، علایم تهیه مقدمات براى جنگ، فراوان به چشم مى خورد. نزدیک ساعت نُه صبح به دفترم رسیدم. دکتر [حسن]روحانى، براى دستور کار شورای عالى امنیت ملی آمد. از ساعت نُه ونیم صبح تا دوازده ونیم ظهر، جلسه شورای اقتصاد داشتیم. بحث دربارة قیمت…

11 January 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ دی ۱۳۶۹

امروز در منزل بودم. بیشتر وقت، به مطالعه گزارش ها و استراحت گذشت. ناهار فاطى و بچه ها و شام، محسن و خانواده اش آمدند. در گزارش ها، بحران خلیج فارس رو به اوج دیده مى شود.

10 January 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ دی ۱۳۶۹

وقت اذان صبح بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. به اخبار رادیو بى بى سى و صدای آمریکا گوش دادم؛ شکست مذاکرات ژنو، خطر جنگ [در منطقه خلیج فارس]را بالا برده است. قیمت سهام در بورس ها پایین آمده و قیمت نفت و طلا بالا رفته است. تا ساعت نُه صبح، کارهاى …

9 January 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ دی ۱۳۶۹

صبحانه را با والده و همشیره طاهره و عفت خوردیم و احوالپرسى نمودیم. به دفترم رفتم. در گزارش ها، التهابى در محافل ناظران جهانى دیده مى شود؛ به خصوص نتایج ملاقات امروز وزیران امورخارجه آمریکا و عراق در ژنو؛ خود من هم با علاقه دنبال مى کنم. چها…

8 January 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ دی ۱۳۶۹

صبح زود به دفترم رفتم. قبل از ساعت نُه صبح، دکتر [حسن]حبیبى، [معاون اول رییس جمهور]، براى مشورت در مورد مذاکره با عزت ابراهیم، [معاون صدام حسین و] نایب رییس شوراى انقلاب عراق آمد؛ قرار است امروز به تهران بیاید. معمولاً قبل از ساعت نُه صبح، …

7 January 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ دی ۱۳۶۹

[آقایان محمدحسین انزابی، هاشم هاشم زاده هریسی، سیدحسین موسوی تبریزی، حمید چیت چیان، محمدعلی سبحان اللهی و سید مهدی حسینی]، نمایندگان تبریز آمدند. براى نیازهاى آب تبریز[= طرح انتقال آب از زرینه رود] و تربیت معلم استمداد کردند. [آقای احمدعلی …

6 January 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ دی ۱۳۶۹

ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. تا ساعت نُه صبح، کارهاى مانده انجام شد.آقاى [علی]رازینى، رییس دادگاه ویژه روحانیت آمد. گفت، دیروز به آقاى [سید علی اکبر] محتشمى، [مدیرمسئول ماهنامه بیان] در ارتباط با نوشته هاى اخیر مجله بیان تذکر داده است . د…

5 January 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ دی ۱۳۶۹

ساعت نُه صبح به دانشگاه تهران رفتیم. کنگره دوم بازسازى را با سخنرانى افتتاح کردم. به دفترم رفتم و تا ساعت یازده، کارها را انجام دادم. آقاى [سید یحیی]جعفرى، امام جمعه کرمان آمد. براى تأمین امنیت استان و اصلاح مقررات عوارض اخیر ، استمداد کرد …

4 January 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ دی ۱۳۶۹

در خانه بودم. کار زیادى نداشتم. وقت به استراحت گذشت. ظهر، بچه ها غیر از فاطى، جمع بودند. دست فائزه، هنگام ورزش آسیب دیده است. بحث بر سر این بود که استخوان شکسته و یا فقط مو برداشته؛ به هر حال آسیب دیده و گچ گرفته اند. عصر آقاى طباطبایى، مسئ…

3 January 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ دی ۱۳۶۹

نزدیک ساعت نُه صبح، به دفترم رسیدم. گزارش ها را دیدم؛ به نظر مى رسد بحران خلیج فارس رو به وسعت است و طبل جنگ به گوش مى رسد. [آقای عبدالحسین وهاجی]، وزیر بازرگانى با معاونانش آمدند. گزارش تنظیم برنامه چاپ و توزیع کوپن ها را دادند. با نظم جدی…

2 January 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ دی ۱۳۶۹

پس از نماز صبح، تا ساعت نُه،کارهاى عقب مانده دیروز را انجام دادم. آقاى [محسن]رفیق دوست، [رییس بنیاد مستضعفان و جانبازان] و معاونانش آمدند. گزارش کار بنیاد را دادند و براى نیازهاى ارزى استمداد نمودند. آقاى [احمد] سالک، [سرپرست کمیته بررسی مس…

1 January 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ دی ۱۳۶۹

آقاى [علیرضا]مشایخى، مسئول سازمان تعزیرات حکومتی آمد. دربارة آینده بازرسى ها و افراد تحت مسئولیت خود نظرخواهى کرد. اخیراً تصویب شد که سازمان تعزیرات، به دستگاه قضایى برگردد؛ گفتم در بازرسى هاى دیگر خدمت کنند. خواست که دایره نظارت بر معاملات…