31 August 1990
در منزل بودم. وقت به مطالعه و استراحت گذشت. ناهار محسن و اعظم و عماد و علی آمدند. غذا تهیه کرده بودند. محسن وضع البرز قم را گفت. قرار شد چند هکتار پسته با سیستم آبیارى قطره اى آماده شود. شب هم مجدداً محسن آمد. در گزارش ها مذاکرات [خاویرپرز]…
30 August 1990
چون سفر در برنامه امروز بود، کارى نگذاشته بودند. با لغو سفر، روز کم مشغله اى داشتم. هنگام صرف صبحانه، گوشة یکى از دندان هایم شکست؛ از قبل هم دو سه دندان خراب شده، فرصت مراجعه به دندانپزشک پیش نیامده بود، از فراغت امروز استفاده کردم و به دند…
29 August 1990
برنامه سفر به استان مرکزى را تنظیم کردیم. گزارش ها خبر از تقویت راه حل سیاسى براى بحران منطقه مى دهد؛ البته احتمال فریب عراق، به منظور گرفتن اتباع خارجى گروگان و آمادگى دیگران براى حمله هم هست. آقاى[حمید] میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور] …
28 August 1990
دکتر [علی اکبر]ولایتى، [وزیر امور خارجه] و [علی]فلاحیان، [وزیر اطلاعات]آمدند. اختلافات دو وزارت را که در اثر تداخل وظایف پیش آمده است، مطرح کردند. سرانجام با داورى من به توافق رسیدند؛ قرار شد عدد مأموران اطلاعات در خارج محدود نشود، ولى به ت…
27 August 1990
در گزارش ها، تمایل عراق به مذاکره و حل سیاسى به چشم مى خورد. نمایندگان ایلام آمدند. از استاندار شاکى اند و خواستار تسریع در بازسازى هستند. [آقای افلاطون ضیافت]، نماینده زرتشتیان در مجلس، تلفنى گفت اولین اُسرای زرتشتى که به یزد برگشته اند، ب…
26 August 1990
معاونان وزرا آمدند. براى آنها درباره مسایل سیاسى، اقتصادى و ادارى صحبت کردم . [آقای اکبر ترکان]، وزیر دفاع، براى امور جارى و صنایع نظامى آمد. [آقای محمدحسن تولایی]استاندار خوزستان آمد و گزارش بازسازى مناطق جنگی و مراجعت ایرانی هاى مقیم کویت
25 August 1990
ساعت نُه صبح، آقاى [مهدی]کروبى، [رییس مجلس شورای اسلامی]آمد. تا ساعت ده ونیم، دربارة گله هایى که از ما داشت و گله هایى که ما از او داشتیم، مذاکره شد؛ به خوبى قانع نشد. ماند و من تا ظهر کارهایم را انجام دادم. ناهار را با هم خوردیم و مذاکرات …
24 August 1990
امروز در خانه بودم. براى اقامه جمعه به دانشگاه تهران رفتم. پیش از ظهر، وقتم صرف تهیة مطالب خطبه ها و عصر، صرف مطالعه گزارش ها شد. جمعى از بستگان آمدند. ظهر بچه ها جمع بودند.
23 August 1990
بحران خلیج فارس روز افزون است. [آقای غلامرضا آقازاده]، وزیر نفت آمد. گفت بازهم قیمت نفت در حال تصاعد است و رییس الجزایرى اوپک خواسته است که جلسة مشورتى در وین تشکیل شود؛ پذیرفتم. در مورد آقاى [محمدجواد]تندگویان که ممکن است این روزها آزاد شو…
22 August 1990
آقای[علی]آقامحمدى آمد. گزارش کرد که معارضین کُرد عراقى، بنا دارند در صورت امکان با دولت عراق آشتى کنند. خواست که سیاست هاى جارى را براى نمایندگان مجلس توضیح بدهم. جمعى از فرزندان شهدا آمدند. برایشان صحبت کردم و به خاطر احساس ناراحتى که در آ…
21 August 1990
آقاى [محمد محمدی]ری شهرى، [دادستان کل کشور]آمد؛ براى شرکت در کنفرانس مبارزه با جرایم، عازم کوبا است. براى سخنرانى اش مشورت داشت ؛ نظراتى دادم. آقاى [سید منصور]رضوى، [دبیرکل سازمان امور اداری و استخدامی]آمد و براى تشکیل شورای عالى ادارى، طرح…
20 August 1990
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. حرکت آزادگان از فرودگاه مهرآباد به سوى مرقد امام تاخیر داشت و مردم در خیابان ها منتظر بودند؛ استقبال عظیمى است. بالاخره به خاطر ازدحام نتوانستند از خیابان هاى مسیر بروند و باعث ناراحتى مردم منتظر شد. [آقای…
19 August 1990
بحران عراق و کویت وارد مرحله تازه اى شده است. عراق اتباع کشورهاى خارجى و مخصوصاً غربى را گروگان گرفته و در مراکز حساس جاى داده است. آمریکا به سوى دو کشتى نفتى عراق، شلیک هشداردهنده کرده است. [آقای محمدنبی حسن پور]، سفیر جدیدمان در کشور گابُ…
18 August 1990
عراقى ها رسماً اعلان کرده اند که اهالى کشورهاى خارجى را در مراکز حساس که احتمالاً هدف حمله آمریکایی ها است، برای جلوگیرى از حمله، پخش کرده اند و این موضوع را به اتباع خارجى هم اعلان نموده اند که باعث عکس العمل هاى تند در دنیا شده است. این ک…
17 August 1990
در خانه بودم. مراجعات تلفنى بیشتر مربوط به اسرا بود که امروز آزادى آنها شروع شده است. متنى نوشتم که براى خیرمقدم آنها خوانده شود . احساسات مردم خیلى خوب است؛ حالت جشن پیروزى برکشور حاکم است. در گزارش ها، شکست ملک حسین[پادشاه اردن] از سفر به…
16 August 1990
عفت براى صبحانه، پسته تازه نوبرانه آورده بود. ساعت نُه صبح، [آقای مهدی معین فر]، سفیر جدیدمان در ایرلند، براى مشورت و خداحافظى آمد و خواست که مسأله خرید گوشت از ایرلند که در اثر شایعه مریضى گاوهاى ایرلند قطع شده است، تجدید شود. [آقای تورگوت…
15 August 1990
[آقای عُمر سی]، وزیر امورخارجه گامبیا آمد. ملاقات تشریفاتى و حرف ها معمولى بود.[آقای غلامرضا آقازاده]، وزیر نفت آمد. از قیمت و تولید نفت راضى است؛ براى عدم تولید اضافى اعضای اوپک تلاش مى کند؛ خودمان مقدارى اضافه تولید مى کنیم که براى شرایط …
14 August 1990
دانشجویان ایرانى مقیم خارج از کشور که براى دیدار به ایران آمده اند، همراه با وزیران بهداشت و آموزش عالى آمدند. آقاى واعظ زاده گزارش برنامه اردوها را داد و من هم برایشان صحبت کردم . حدود20 هزار نفر تحت پوشش هستندکه حدود پانصد نفرشان آمده اند…
13 August 1990
آقاى [محمدعلی]شهیدى، نماینده محلات آمد. براى عقیدتى سیاسى نهاجا[= نیروی هوایی ارتش] استمداد کرد و خواست در سفر به استان مرکزى، به شهرستان محلات هم بروم. آقاى [قاسم مهرزاد]صدقیانى، نماینده سلماس آمد. از رواج قاچاق در مرز ترکیه که مرتباً گوسف…
12 August 1990
مسئولین اداره عقیدتى سیاسى ارتش آمدند. برایشان صحبت کردم ؛ آقاى [غلامرضا] صفایى، [رییس عقیدتی سیاسی ارتش]، براى امکانات کار استمداد نمود. سردبیران جراید و [آقای محمد هاشمی]، مسئول سازمان صداوسیما آمدند. سیاست هاى نظام را در مورد برخورد با ع…
11 August 1990
بحران خلیج فارس رو به توسعه است. صبح، آقاى میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور] براى امور جارى، بازسازى و مسایل مربوط به منطقه آزاد کیش آمد. آقاى[عبدالله] نورى، [وزیر کشور]آمد. دربارة مسایل زلزله زدگان، مبارزه با مفاسد اجتماعى، طرح ادغام نیرو…
10 August 1990
در خانه بودم. وقت به مطالعه و استراحت گذشت. عصر احمدآقا آمد. دربارة مسایل کویت و عراق مذاکره شد. گفت بعضی پیشنهاد دارند که با عراق بسازیم؛ قرار شد این موضوع در جلسه فردا مورد بحث قرار گیرد. مسایل کویت و عراق در گزارش ها و اخبار، در صدر است.
9 August 1990
آقاى[احمد]احمدى، معاون خارجى وزارت اطلاعات آمد. از اهمیت اطلاعات براى نظام گفت و از کم توجهى به اطلاعات و مشکلات شان با وزارت امور خارجه گله داشت. آقاى[ابوالفضل]توکلى بینا، [مشاور رییس جمهور در امور بازرگانی واصناف]، براى امور اصناف و حمل و…
8 August 1990
آقاى[محسن] نوربخش، [وزیر امور اقتصادی و دارایی]، براى مسایل اقتصادى و سیاسى آمد. آقاى[علی] خرّم آمد. شرح مذاکرات اخیر با برزان[تکریتی] در ژنو را داد. از پیشنهاد ما مبنی بر اعلان پذیرش معاهده 1975 الجزایر، قبل از سفر به تهران ناراحت شده اند …
7 August 1990
صبح رؤساى مناطق آموزش و پرورش[تهران] آمدند؛ برایشان صحبت کردم .آقاى محسن رضایى آمد. دربارة مسایل جبهه ها و تجاوز عراق به کویت مذاکره شد؛ خیال مى کنند طرح شوروى است. شوراى پشتیبانى نهضت سواد آموزى جلسه داشت. گزارش عملکرد مرحله اول را دادند و…
6 August 1990
در خبرها، احساس تشدید فشار برعراق مشهود است. بخشى از پیش نویس نامة جواب صدام را تهیه کردم. آقاى[سیدکمال]خرازى، [نماینده دایم ایران در سازمان ملل]آمد. دربارة سیاست خارجى مطالبى گفت و براى مدارس و مساجد در آمریکا استمداد کرد. [آقای احمدعلی نظ…
5 August 1990
تا ساعت نُه صبح کارها را انجام دادم. گزارش ها را خواندم. وضع کویت و عراق بحرانى است. دکتر وحید[دستجردی، رییس جمعیت هلال احمر] و خانم دکتر [شفیقه]حبیبى آمدند. گزارش کار در هلال احمر را دادند. خانم حبیبى از نرسیدن به کارخانه[سوپا؛ تولیدکننده …
4 August 1990
ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. در اخبار آمده بود که عراق اعلام کرده از فردا عقب نشینى از کویت را آغاز مى کند؛ به شرط اینکه حکومت جدید مستقر باشد و خاندان الصباح برنگردند؛ تقریباً تعلیق به محال کرده است. آقایان [مسعود روغنی]زنجانى، [رییس سازما…
3 August 1990
در منزل بودم. گزارش هاى مربوط به کویت را تا شب خواندم؛ تازة مهمى پیش نیامده است. آقاى [سرتیپ منصور]ستارى، [فرمانده نیروی هوایی] اطلاع داد که هواپیماهاى عراقى، مراکز نفتى کویت را بمباران مى کنند؛ علت برایم نامعلوم است. در اخبار آمده است که ت…
2 August 1990
برنامه فارسى رادیو بى بى سى را گرفتم؛ اطلاعى از حمله عراق به کویت نداد. برنامه فارسى رادیو صدای آمریکا که در ساعت شش و نیم صبح شروع شد، پس از گذشت چند دقیقه از شروع پخش اخبار، از حمله عراق اطلاع پیدا کرد و گفت که مطلع شدیم نیروهاى عراق از م…
1 August 1990
امروز تاسوعاست. صبح زود حمید لاهوتى، [همسر فائزه]آمد. پیغام مهندس[مهدی] بازرگان، [رهبر نهضت آزادی ایران] را آورد که براى على اردلان که در زندان است، [و ناراحتی قلبی دارد]، اظهار نگرانى کرده و خواستار کمک براى معالجه اش شده است؛ گفتم کمک مى …