31 May 1990
آقاى [محمدحسین]جهانگیرى، نماینده قصرشیرین، آمد و براى امور مهاجران جنگ و بازسازى استمداد کرد. دکتر[عباسعلی] زالى، [وزیر سابق کشاورزی و نماینده کرج]آمد. تذکراتى در مورد کشاورزى و مشکلات کرج داشت.آقاى [محمدسعید]تسلیمى آمد. درباره یکى شدن دانش…
30 May 1990
ساعت هشت صبح به دفترم رفتم. آقاى[حمید] میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور] براى کارهاى جارى آمد. خانواده آقای [مهرداد]کوکبى که [به اتهام آتش زدن کتابفروشی پنگوئن، ناشر کتاب آیات شیطانی سلمان رشدی]، در انگلستان زندانى است، آمدند. به آنها گفتم…
29 May 1990
ساعت چهار و هجده دقیقه صبح، به حسینیه امام خمینى رفتم. در جمع ائمه جمعه سراسر کشور، صحبت مفصلى درباره سیاست هاى اقتصادى کردم . به دفترم برگشتم و کارها را انجام دادم.آقاى سید[محمدحسین]فضل الله، [از علمای سرشناس لبنان]آمد. راجع به مسایل لبنان…
28 May 1990
تا ساعت نُه صبح کارها را انجام دادم. آقاى محمد على انصارى، [رییس موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام(ره)] آمد. گزارش پیشرفت ساختمان مرقد امام خمینى را داد و از تدارکات مراسم سالگرد گفت و استمداد کرد. آقاى [علی اکبر]مسعودى خمینى آمد. از کشف گنج…
27 May 1990
صبح، پیش نویس جواب نامه دوم صدام را تهیه کردم. خانواده هاى شهدا و اسراى لبنان آمدند؛ همسر شهید «راغب حرب » متنى خواند. براى آنها صحبت کردم. آقاى[جلیل] بشارتى، مسئول دفتر مناطق محروم [ریاست جمهوری] آمد؛ مطابق معمول، براى نیازهاى مناطق محروم …
26 May 1990
آقاى[منصور] رضوى، [معاون رییس جمهور و]دبیرکل سازمان امور اداری و استخدامى آمد. مطالبى درباره سازمان هاى دولتى کشورهاى پیشرفته داد و پیشنهادهایى برای اصلاح امور ادارى داشت. براى کمبودهاى مادى زندگى کارکنان استمداد کرد و از کسالت خود گفت. عصر…
25 May 1990
تا ساعت ده ونیم صبح، در خانه در مورد مسایل فقهى مطالعه می کردم. محسن آمد و گزارش بازرسى از اختلاف شهردارى تهران و سازمان تبلیغات اسلامى بر سر صدور مجوز ساختمان و همچنین الزام کارخانه هاى چرم سازى به خروج از محدوده شهری را داد. براى اقامه
24 May 1990
بعد از نمازصبح، تا ساعت هشت کار کردم. سپس به ورزشگاه شهید شیرودى رفتم و براى نظامی ها به مناسبت روز رزمندگان - فتح خرمشهر - سخنرانى کردم . به دفترم برگشتم. دانشجویان اعضاى انجمن هاى اسلامى سراسر کشور آمدند. درباره سیاست سازندگى کشور، برای ش…
23 May 1990
تا ساعت نُه صبح کار کردم. آقاى [مسعود]صادقى[آزاد]، نماینده کلبیر و آقاى[مرتضی] الویرى، نماینده تهران و آقاى[اسحاق]جهانگیرى، نماینده جیرفت آمدند و راجع به مسایل حوزه هاى انتخابیه خود و مسایل سیاسى و اقتصادى مذاکره شد. آقاى[رضا] امراللهى،[ریی…
22 May 1990
صبحانه را با حاجيه والده و همشيرهها- فاطمه و صديقه- صرف كردم. به ياسر و مهدى گفتم آنها را برسانند و به دفترم رفتم. در گزارشها، وحدت دو يمن شمالى و جنوبى و تلاش براى تشكيل[كنفرانس]سران عرب در بغداد كه با مخالفت سوريه مواجه است، جلب توجه مى…
21 May 1990
بعد از نماز تا ساعت هشت صبح، براى سخنرانى کنفرانس جهانى اهل بیت مطالعه کردم. ساعت هشت ونیم به حسینیه ارشاد رفتم و سخنرانى افتتاحیه را انجام دادم ؛ جلسة باشکوهى بود؛ شخصیت هاى علمى و روحانى داخلى و خارجى حضور داشتند. به منزل برگشتم. ظهر، فائ…
20 May 1990
عفت همراه چند نفر از همسران شهدا، با اتومبیل عازم مشهد بود. دعاى سفر خواندم؛ رفت. ساعت هفت ونیم صبح به دفترم رسیدم. مدیران صنایع بنیاد مستضعفان آمدند؛ برایشان در مورد فضیلت تولید بیشتر صحبت کردم . آقاى[محمدحسن] اخترى، سفیرمان در سوریه آمد؛ …
19 May 1990
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. آقاى[جواد] اژه اى،[مشاور فرهنگی رییس جمهور]آمد. عازم اروپا است. براى دانشجویان اسلامى خارج از کشور،[مبلغ 50هزار دلار]کمک گرفت. آقاى[حمید] میرزاده، براى امور جارى و بازسازى آمد. از ضعف موقعیت خودش در مقابل …
18 May 1990
در منزل بودم. وقتم به استراحت و مطالعه و آبیارى باغچه حیاط منزل گذشت. بچه ها ناهار بیرون شهر مهمان بودند؛ تنهایى غذا خوردم. محسن،[رییس دفتر بازرسی رییس جمهور] آمد. گزارش پرونده مدیر کارخانه آلومینیوم پارس را داد؛ متهم به سوءاستفاده شده است؛…
17 May 1990
ساعت شش ونیم صبح برخاستم. تب قطع شده بود و حالم مساعد بود. دکتر منافى آمد؛ داروى تقویتى آورد و خون و ادرار براى آزمایش گرفت. چون دو سه هفته است که تب و لرز عارض مى شود، نیاز به آزمایش و بررسى بیشتر دارد. مهندس [محمد] غرضى، [وزیرپست و تلگراف…
16 May 1990
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رفتم. مسئول کشیک نبود و کار ملاقات خانم ها با خانم بوتو مختل شده بود. گفتم محل خدمت او را تغییر دهند و از آقاى [سیدمحمد] میرمحمدى، [رییس دفتر رییس جمهور] درخصوص عدم ترتیب مناسب برنامه ملاقات خانم ها بازخواست کردم…
15 May 1990
آقاى [محمدحسین]مشایخى، [رییس سازمان تعزیرات حکومتی] آمد. گزارش تعزیرات حکومتى را داد و درباره آینده آن سئوال کرد. آقاى [سید محمدحسن]تولایى، [استاندار خوزستان] آمد. گزارش بازسازى خوزستان را داد و براى حُسن اجراى کارها استمداد کرد. جلسه ائمه …
14 May 1990
ساعت هفت و نیم صبح به محل ریاست جمهورى رسیدم. تا ساعت نُه صبح کارهاى باقی مانده از دیروز را انجام دادم.آقاى [عطاءالله]فضائلى، نماینده سمیرم آمد؛ مطابق معمول نسبت به همه امور سمیرم انتقاد داشت و طرحى هم براى اصلاحات عمومى ارائه داد. آقاى [نو…
13 May 1990
صبح ساعت چهار و نیم بیدار شدم. تا ساعت هفت به اخبار گوش دادم. به دفترم رفتم. دیشب و دیروز عصر، در تهران، طوفان با سرعت 130 کیلومتر در ساعت و باران داشته ایم؛ درختان زیادی شکسته است. ساعت نُه صبح، هیأت کره شمالى آمدند . خواستار تحویل نفت بود…
12 May 1990
نیمه شب تب و لرز گرفتم. صبح همراه صبحانه، مُسکّن مصرف کردم. به دفترم رفتم. [آقای آقازاده]، وزیر نفت آمد. گزارش وضع فروش نفت را داد که خوب است. خبر از پیشنهاد ژاپنی ها براى گاز پارس[جنوبی] و تفاهم نامه با [شرکت نفتی]توتال فرانسه، براى جمع آو…
11 May 1990
در منزل بودم. وقت به استراحت و مطالعه فقه و تاریخ گذشت. ظهر بچه ها آمدند. مهدى براى بررسى و گزارش وضعیت، به کیش رفته است. فاطى و محسن، در خصوص منزل مشورت داشتند. عصر آقاى[عبدالمجید] معادیخواه براى امور بنیاد تاریخ آمد. حاجیه والده آمدند. حا…
10 May 1990
جمعى از نمایندگان مجلس که به عنوان خط مستقل ها هستند، آمدند. مطالبى درباره مشکلات و کمبودها گفتند و انتقاداتى نسبت به اختلافات و عدم هماهنگى ها و ضعف ها داشتند؛ من توضیحاتى دادم. مراجعات زیادی هم داشتند. بلافاصله در جلسه مسئولان دانشگاه آزا…
9 May 1990
بعد از نماز تا ساعت نُه شب کار کردم. [آقای وان لی]، رییس کنگره خلق چین به ملاقات آمد. مذاکرات دوستانه بود ؛ خیلى پیر و ضعیف است. کمى نگران حوادث آینده چین به دنبال تحولات مارکسیسم بود. آقاى [بیژن نامدار]زنگنه، [وزیر نیرو] آمد. درباره کمى آب…
8 May 1990
آقایان[علی اکبر] ناطق نورى،[علی]یوسف پور، [سید هاشم]بنى هاشمى و خانم[مریم] بهروزى[نمایندگان جناح راست مجلس]آمدند. وضع مجلس را توضیح دادند و گفتند مى خواهند که در مورد اعمال بعضى از وزرا انتقاد کنند. درباره طرح حمایت از فلسطین و اختلافات خطى…
7 May 1990
ساعت هفت و نیم صبح، براى افتتاح سومین نمایشگاه بین المللى کتاب تهران، به محل نمایشگاه های بین المللى رفتم. دو ساعت از غرفه هاى کتاب فارسى، لاتین و عربى بازدید کردم؛ مشارکت ناشران خوب است. بعضى از غرفه ها کتاب اهدا مى کردند؛ مایل نبودم بدون …
6 May 1990
ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. ساعت نُه صبح، [آقای شمشاد احمدخان]، سفیر جدید پاکستان براى تقدیم استوارنامه آمد ؛ گرم گرفتم. در مورد افغانستان، گفتم خوب است انتخابات به گونه اى باشد که همه مردم شرکت کنند و زنان هم رأى بدهند؛ گروه هاى سُنى، م…
5 May 1990
ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. بعد از انجام کارها، [آقای اکبر ترکان]، وزیر دفاع آمد و گزارش صنایع موشکى، مهمات، هواپیماسازى و توپ سازى را داد. [آقای غلامرضا آقازاده]، وزیر نفت آمد. گزارش جلسة اوپک و دادن نامه من به وزیر نفت عراق را داد و از…
4 May 1990
ساعت شش ونیم صبح به همراه عفت و محافظان به سد لتیان رفتیم؛ براى استراحت جاى خوبى است. از زمان رژیم شاه مانده است. فاطى، فائزه، محسن و بچه ها هم بعداً آمدند. بیشتر وقت به استراحت و مطالعه گذشت. مقدارى هم قایق سوارى و تماشاى بازى فوتبال محافظ…
3 May 1990
بعد از نماز، تا ساعت نُه صبح کار دفتر انجام شد. عفت و فاطى هم آمدند. معلمان نمونه و جمعى از محصلان مدارس شهید مطهرى،[ به مناسبت روز معلم] آمدند. برایشان مفصل صحبت کردم و آمریکا را به خاطر برخورد غیرمسئولانه با مسالة گروگان ها، مورد حمله قرا…
2 May 1990
صبح به دفترم رفتم. تا ساعت نُه و نیم، متن جواب به نامة صدام را اصلاح می کردم؛ براى اظهار نظر نزد آیت الله خامنه اى فرستادم. [آقای علی فلاحیان]، وزیر اطلاعات آمد. معاونش،آقاى [علیرضا]اکبریان، اقدام به بازداشت ابوخالد[آورنده نامة صدام و یاسرع…
1 May 1990
آقاى [عطاءالله]مهاجرانى، [معاون حقوقی و پارلمانی رییس جمهور] آمد. از هتاکى هاى مخالفان مقاله اش شکایت کرد و براى جواب گفتن اجازه خواست . صفحه قرآن خطى جالب را دادم که تحقیق و بررسی کنند. دکتر [عبدالله]جاسبى، [ رییس دانشگاه آزاداسلامی] آمد. …