خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ فروردین ۱۳۶۹
در خانه بودم. بیشتر وقت به استراحت و انجام کارهاى جارى و مطالعه گزارش ها گذشت. محسن از سفر رفسنجان آمد. مقدارى درباره امور آنجا و صنایع مجتمع صنعتى رفسنجان و اوضاع جارى مذاکره شد.
TUiSb35DzCPFzVnBYK3VspXhBH6dJpqr5VMonth archive
31 diary entries in this month.
در خانه بودم. بیشتر وقت به استراحت و انجام کارهاى جارى و مطالعه گزارش ها گذشت. محسن از سفر رفسنجان آمد. مقدارى درباره امور آنجا و صنایع مجتمع صنعتى رفسنجان و اوضاع جارى مذاکره شد.
در منزل بودم. على و محمد - اخوى زاده ها - آمدند. مدتى بیرون خانه معطل شده بودند. محمد دانشجوى پزشکى است. او از کمبودهاى دانشجویان از لحاظ رفاهى گفت و سئوالى در مورد کیفیت جمع بین اراده خدا و اراده انسان داشت که توضیح دادم. عصر آقاى [عبدالمج…
ساعت هفت و نیم صبح بیدار شدم. درگزارش هاى خارجى، کشف باند قاچاق فیوزهاى بمب هسته اى به عراق در لندن، در صدر اخبار است . به دفتر رسیدم. آقاى[حسین] محلوجى، [وزیر معادن و فلزات] آمد؛ عازم ایتالیا است. براى مطالب مورد بحث مشورت کرد. گفتم تاکید …
امروز اول ماه رمضان است. ساعت سه و نیم بامداد، با زنگ ساعت، براى سحرى بیدار شدم. من و یاسر روزه مى گیریم. بعد از نماز تا ساعت هشت صبح خوابیدم. به دفترم رفتم. آقایان [ابوالفضل]توکلى[بینا] و دکتر قاضى براى تبریک عید آمدند. آقاى[رضا] امراللهى،…
در منزل بودم. بیشتر وقت به استراحت، مطالعه و انجام کارهایی که از دفتر آورده بودند، گذشت. آقاى شیخ محمد هاشمیان آمد. دربارة موقوفات مُسترد شده در رفسنجان و اوضاع منطقه و نیز دربارة اعزام بازرس هاى پى درپى، براى بررسى مسایل موقوفات شیخیّه که …
صبح بعد از نوشتن خاطرات، به اخبار رادیوها گوش کردم. اوج تشنج بین شوروى و جمهوری لیتوانى است. مراکز حزب کمونیست در لیتوانى، توسط شوروى اشغال شده است؛ مرکزیت آنها خواهان استقلال لیتوانى اند. صبحانه را با همراهان، در حیاط پُرگل یکى از کارکنان
ساعت هشت و نیم صبح در فرودگاه نظامى جاسک با استقبال رسمى فرود آمدیم. مذاکره با نمایندگان مردم انجام شد. درخواست مردم براى آب و برق و تعهد بودجه و دستور به استاندار براى انتقال آب و تأمین برق را پذیرفتم. با هلى کوپتر به سوى بشاگرد پرواز کردی…
بعد از نمازصبح و گرفتن اخبار روز كه مهمترين آن، رشد تشنج در روابط شوروي و ليتوانى و نتيجتاًً در روابط غرب با شرق است ، به فرودگاه جزيره رفتيم و با [هواپيماي]شاهين به سوى بندرچابهار [در استان سيستان و بلوچستان] حركت كرديم. جمعى از خانمهاى ه…
ساعت پنج و نیم صبح بیدار شدم. اخبار بخش فارسى رادیو صدای آمریکا( ) و انگلیس() را گرفتم. مسالة مهم دنیا، روس ها و مسایل لیتوانى است. کمى در ساحل دریا قدم زدم. صبحانه خوردم. [خانم خدیجه ثقفی]، همسرِ امام و همراهان زن آمدند؛ احوالپرسى کر…
بعد از نماز صبح، استماع اخبار، ورزش و صرف صبحانه، به سوى فرودگاه مهرآباد حرکت کردیم. ساعت هشت و ربع، همراه محافظان، دکتر[ حسن] روحانى،[دبیر شورای عالی امنیت ملی] و همسر و دختر و عروس امام و عفت و بچه ها به سوى کیش پرواز کردیم. ساعت نُه و نی…
نیم ساعت از نیمه شب گذشته بود که برنامة مراسم تحویل سال نو را از تلویزیون دیدیم و خوابیدیم. بعد از نماز صبح، با هلی کوپتر به محل مرقد امام رفتم و درون ضریح، مرقد امام را زیارت کردم. اجتماع خوبى از مردم بود؛ پرشور ابراز احساسات کردند. مقابر …
دیشب برف سنگینی به زمین نشسته است. در منزل بودم. بیشتر وقت به استراحت و مطالعه گذشت. آقای میرزاده اجازه خواست که ده میلیون تومان به بیمارستان دزفول کمک کنند. آقای دکتر ولایتی از وزارت اطلاعات شکایت کرد که یکی از ماموران وزارت خارجه را که در…
کارها را انجام دادم و برای پیام نوروزی، فکر و یادداشت نمودم. ساعت نه صبح پیام نوروزیم ضبط رادیو و تلویزیونی شد . دکتر [گودرز] افتخار جهرمی [نماینده ایران در دادگاه لاهه] آمد. گزارش کار لاهه را داد. درباره دعاوی کوچک با آمریکایی ها به تفاهم …
صبح زود برای شرکت در مراسم فارغ التحصیلی و افسری به محل ستاد سپاه در قصر فیروزه رفتیم. برایشان صحبت کردم و رژه انجام شد. به دفترم آمدم. جمعی از نیروهای لشکر حفاظت [سپاه پاسداران] آمدند. برایشان صحبت کردم و تشویقشان نمودم . دو نفر جانباز قطع…
دیشب برف زیادی باریده است. به خاطر برف، برنامه ای که برای شرکت در مراسم فارغ التحصیلان سپاه در پادگان داشتیم، لغو شد. ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. تا ساعت ده کارها انجام شد. از کاخ قرمز در جوار دفترم که در دست بازسازی است، بازدید کردم…
در خانه ماندم. باران می بارید و شب تبدیل به برف شد. یاسر سفر گروهی را که برای افتتاح خط پرواز به مالزی رفته بودند، تعریف کرد. احمدآقا آمد. توصیه می کرد که توجه بیشتری به تحکیم وحدت بکنیم. وقت ملاقات خواسته اند که به تأخیر افتاده است. درباره…
تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. مدیران مدارس شاهد آمدند و گزارش کار دادند. برایشان صحبت کردم و تشویقشان نمودم . آقای [ابوالفضل] غرضی رئیس سازمان تأمین اجتماعی آمد وگزارش عملکرد داد. او گفت 120 میلیارد تومان موجودی دارند که 60 میلیارد تو…
جمعی از رزمندگان بسیجی قم و جمعی از اعضای جامعه اسلامی دانشجویان آمدند. فرزند شهید [سیدغلامرضا] سعیدی از سوی گروه اول و دانشجویی از سوی گروه دوم حرف زدند. من هم برای آنها صحبت کردم . رئیس هیأت اقتصادی ژاپن آمد. هفتاد شرکت تجاری صنعتی اند و …
در خانه بودم. وقتم به استراحت و مطالعه گزارش ها گذشت. در گزارش ها مسأله مخالفت گورباچف با استقلال لیتوانی مهم است و می تواند منشأ مسائل جدی باشد؛ گرچه اگر موافقت هم می کرد، می توانست منشاء حوادث مهمی در شوروی باشد. لغو حاکمیت انحصاری حزب کم…
فرماندهان سپاه آمدند و از کمبود بودجه شان گفتند. آقای [عبدالحسین] وهاجی آمد. درباره وزارت بازرگانی و سیاست های بازرگانی صحبت شد. مدیران وزارت بازرگانی آمدند. برای آنها مفصلاً صحبت کردم و سیاست ها را گفتم . آقای [شیخ ابوالحسن] شیرازی امام جم…
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. فرماندهان ژاندارمری آمدند. برایشان صحبت کردم . آقای [محمدرضا] قلی یکی از هم زندانی هایمان در زمان طاغوت آمد. اهل الیگودرز است. با نماینده آنجا اختلاف داشته و از مسئولیت ریاست اداره آموزش و پرورش شهر عزل شد…
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. بعد از انجام کارها، جلسه مجمع عمومی شرکت های گاز تشکیل شد. برای انجام طرح های مصوب، کسری بودجه دارند. قرار شد امسال از بانک بگیرند و برای مجموع برنامه پنج ساله، از طریق بالا بردن قیمت گاز جبران شود؛ بالاخر…
رادیو آمریکا خبر عجیبی نقل کرد. کاخ سفید رسماً اعلان نمود که جرج بوش یک ماه پیش تلاش کرده با من تلفنی صحبت کند که موفق نشده. معلوم شده طرف شخص دیگری است و او را دست انداخته اند. با اینکه من اصلاً خبر ندارم، در این مدت هم چیزی نگفته اند. با …
تا ساعت نه مطالعه کردم. کارها را انجام دادم. مدیران سازمان برنامه و بودجه آمدند. آقای [مسعود روغنی] زنجانی گزارش کار داد و من مفصلاً صحبت کردم . آقای [سیدرضا] زواره ای [رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک] آمد. برای بودجه ثبت و اتومبیل برای ثبت ا…
خانم شهید بهشتی آمد و از کمبودها و نیازهای زندگی گفت و خواست که سخنرانی های شهید بهشتی بیشتر پخش شود. نگران فرزندش علیرضا است که در انگلستان درس می خواند. هیأت امنای دانشگاه شاهد جلسه داشت. قرار شد مرکز آن، کنار مرقد امام باشد. تصمیماتی درب…
آقای [حمید] میرزاده برای امور جاری کشور آمد. مجمع عمومی [شرکت] پتروشیمی جلسه داشت. برنامه سال 1369 را تصویب کردیم. شب مجمع تشخیص مصلحت جلسه داشت. چند ماده از قانون کار، مورد اختلاف شورای نگهبان با مجلس، با اصلاح تصویب شد. آقای [محمدرضا] توس…
ساعت هفت و نیم صبح به مقر رسیدم. تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. مسئولان کمیته امداد امام آمدند و گزارش دادند. برایشان صحبت کردم . دکتر [محمدکریم] شهرزاد نماینده اصفهان آمد. از عملکرد سازمان انرژی اتمی انتقاد داشت و پیشنهاد همکاری صنایع…
تا ساعت نه صبح کار کردم. فرماندهان نزاجا [نیروی زمینی ارتش] آمدند. تیمسار حسنی سعدی گزارش داد و من هم برایشان مفصلاً صحبت کردم . آقای [سیدمنصور] رضوی آمد. درباره مسائل اداری کشور و مرکز اسناد ملی و همچنین از مدیریت جهشی صحبت کرد. آقای [رضا]…
ساعت نه صبح مدیران صنایع ملی آمدند. آقای [محمدرضا] نعمت زاده گزارش داد و من برای آنها صحبت کردم و تشویق به تولید بیشتر نمودم و سیاست اقتصادی را گفتم . آقای [حمید] میرزاده برای امور جاری کشور آمد. مسأله سیل و ارز و بازسازی و ... مطرح شد. آقا…
ساعت هشت و نیم صبح برای دیدار با جانبازان به آسایشگاه امام خمینی رفتم. حدود 60 نفر بودند و همگی قطع نخاعی. حدود پنج ساعت با آنها مذاکره کردم. با همه آنها حرف زدم و احوالپرسی کردم و به خواسته ها و نظراتشان گوش دادم. خواسته ها آرمانی و نیازها…
تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. آقای [محمد حسن] نبوی نماینده بوشهر آمد و برای کارهای عمرانی استان استمداد کرد. تیمسار [مصطفی] ترابی گزارشی از اوضاع ساحفاجا [سازمان حفاظت و اطلاعات ارتش] و نیازها داد. وزرای صنایع، بازرگانی، اقتصاد و رئیس…