28 February 1990
فرستاده ویژه رئیس جمهور نیجریه آمد و نامه او را آورد. در پیام خصوصی اظهار داشت که نیجریه، ایران را خط مقدم دفاع از اسلام می داند و مقاومت های ما را می ستاید و آمادگی هرگونه همکاری را دارد، ولی در نیجریه به خاطر اقلیت نیرومند مسیحی 40درصد و …
27 February 1990
آقای [محمدعلی] نجفی وزیر آموزش و پرورش به منزل آمد. با هم برای شرکت در اجتماع مربیان امور تربیتی به ورزشگاه شیرودی رفتیم. اجتماع با شکوهی بود. برایشان مفصلاً صحبت کردم . احساسات خوبی داشتند. ساعت ده و نیم صبح به دفتر رسیدم. آقای [علی] یونسی…
26 February 1990
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. [آقای مایک مور] وزیر امور خارجه و تجارت خارجی زلاندنو آمد. درباره توسعه روابط صحبت شد و خواستار نظر من درباره تحولات شرق و روابط با غرب شد . [آقای محمود حجتی] استاندار سیستان و بلوچستان و [آقای عبدالله نور…
25 February 1990
ساعت نه صبح آقای [غلامرضا] فروزش [وزیر جهاد سازندگی] آمد و برای دادن بخشی از امور آب و بهسازی روستاها و صنایع روستائی به جهاد استمداد کرد. آقای [بیژن نامدار] زنگنه [وزیر نیرو] آمد و برعکس، خواستار عدم واگذاری امور آب به جهاد شد. او درباره ا…
24 February 1990
ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. تا ساعت نه صبح کارهای عقب مانده را انجام دادم. آقایان [اکبر] ترکان [وزیر دفاع] و [مسعود روغنی] زنجانی [رئیس سازمان برنامه و بودجه] آمدند. بر سر اعتبارات دفاعی اختلاف نظر داشتند؛ به تفاهم رسیدند. آقای [عبدالحسی…
23 February 1990
در منزل بودم. وقتم به استراحت و مطالعه گذشت. عصر برای افتتاح مراسم [هفتمین دوره] مسابقه [بین المللی] حفظ و قرائت قرآن به حسینیه ارشاد رفتم. آقای [راغب مصطفی] غلوش، قاری مصری قرآن تلاوت کرد و خیلی خوب خواند. صحبت مفصلی نمودم . جلسه خوبی بود.…
22 February 1990
ساعت هشت و نیم صبح دکتر ولایتی آمد. نتیجه مذاکراتش را با وزیر خارجه عمان توضیح داد. نقطه مثبت این است که صدام به او گفته در مورد ادعای مالکیت بر شط العرب سرسختی ندارد و ممکن است موضوع را تا وقت مناسب راکد گذاشت و بیشتر بر مذاکرات مستقیم برا…
21 February 1990
تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. آقای [سعید] رجائی خراسانی [رئیس کمیسیون خارجی مجلس] آمد. مطالب متفرقه ای درباره سیاست خارجی و امور اقتصادی و سیاسی داشت. آقای [سیدابوالفضل] موسوی تبریزی رئیس دیوان عدالت اداری، درباره لزوم لغو بخشنامه وزا…
20 February 1990
جمعی از [مسئولان سازمان] حفاظت واطلاعات نیروهای انتظامی آمدند . برای آنها صحبت کردم. [آقای حسین کمالی] وزیر کار و امور اجتماعی آمد. نظرات تعدیلی اش را در مورد قانون کار گفت؛ بد نیست. تا حدی قابل قبول است. با جمعی از وزرا برای تقدیم لایحه بو…
19 February 1990
پس از نماز تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. دکتر [عباس] شیبانی آمد. تذکراتی درباره مجلس و دولت داد. آقای اسلم بیگ رئیس ستاد [مشترک] ارتش پاکستان و فرماندهان سپاه آمدند. با او گرم گرفتیم. اعلان آمادگی همکاری نظامی وسیعی دارند. نگران بروز …
18 February 1990
محسن آمد. درباره مسائل کشوری صحبت شد. در بازرسی ویژه مطالب خوبی تهیه می شود. [آقایان عبدالله نوری و غلامحسین کرباسچی] وزیر کشور و شهردار تهران آمدند. مسائل ترافیک، محیط زیست، مسکن و سایر مشکلات تهران مطرح و بررسی شد. خواستار منابع بیشتر مال…
17 February 1990
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم و تا ساعت نه کارهای عقب مانده را انجام دادم. [آقای فنیکا مولبکیتا] رئیس مجلس زامبیا آمد. نامه کنت کائوندا رئیس جمهور را آورد. مذاکرات درباره قاره آفریقا و همکاری ها بود . [آقای خوان آنتونیو] سامارانش [شیخ ف…
16 February 1990
تا ساعت ده و نیم صبح در خانه برای تهیه خطبه ها کار کردم. برای اقامه نماز جمعه به دانشگاه رفتم . دکتر ولایتی تلفنی خواست که [نلسون] ماندلا رهبر سیاهان آفریقای جنوبی را که اخیراً از زندان آزاد شده، دعوت کنم و به سام نجوما که رئیس جمهور نامیبی…
15 February 1990
تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. آقای [محمد] فرجی سفیر جدیدمان در غنا آمد و درباره اقداماتی که در آفریقا و مخصوصاً در غنا بتوانیم انجام دهیم، از قبیل کارهای عمرانی و فرهنگی و تجاری و ... و زمینه های مساعد آنجا و رقبای ما گفت. قول حمایت ا…
14 February 1990
در گزارش ها مسأله شروع قیام در تاجیکستان شوروی اهمیت دارد. آقای [گودرز] افتخار جهرمی آمد. نتیجه مذاکرات لاهه و طبع آمریکایی ها را در خصوص آزادی گروگان هایشان بدون دادن امتیاز، گزارش داد. [آقای محمد سعیدی کیا] وزیر راه و ترابری آمد. برای خری…
13 February 1990
تا ساعت نه صبح مطالعه کردم. آقای [ابوالفضل] توکلی بینا آمد و درباره اصناف مطالبی ارائه داد. [آقای حسین کمالی] وزیر کار و کارگران نمونه آمدند. گزارش دادند و من هم صحبت کردم . آقای سید فضل الله آمد. درباره مسائل لبنان و کشورهای عربی مذاکره شد…
12 February 1990
ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. کارها را انجام دادم. آقای [منصور] ستاری فرمانده نهاجا [= نیروی هوایی ارتش] آمد. گزارشی از وضع نیرو و تهیه نیازهای تعمیراتی و پیشرفت کار پروژه اوج داد و برای واردات نیازها استمداد کرد. دکتر هاشمی [گلپایگانی] برای…
11 February 1990
تا ساعت ده صبح در منزل بودم. با ماشین به میدان آزادی رفتیم. عفت و مهدی هم همراه من آمدند. در مراسم راهپیمایی سخنرانی کردم . اجتماع با شکوهی بود. خبرنگاران تعداد شرکت کنندگان در راهپیمائی را حدود پنج میلیون نفر در تهران حدس می زنند، ولی به ن…
10 February 1990
در منزل بودم. برف می بارید. امسال وضع بارندگی در بیشتر نقاط کشور خوب است. کارها را از دفتر آورده بودم. مقداری را انجام دادم و مقداری هم به استراحت گذشت. عصر محسن آمد. گزارش بازرسی ویژه در مورد اختلافات وزارت کشاورزی، وزارت صنایع سنگین و وزا…
9 February 1990
ساعت یک ربع به هشت به فرودگاه [مهرآباد] رفتم. یکسره به کنگان پرواز کردیم. آقایان [غلامرضا] آقازاده، [محسن] نوربخش، [اکبر] ترکان، [عبدالحسین] وهاجی و [علی] شمخانی و ... همراه من بودند. ساعت یک ربع به ده، وارد فرودگاه کنگان شدیم. با هلی کوپتر…
8 February 1990
ساعت هشت و نیم صبح برای شرکت در مراسم سومین جشنواره خوارزمی هتل استقلال صبح رفتیم. جوایز مبتکران و مخترعان را دادم و سخنرانی کردم . از آنجا به محل نگهداری بچه های بی سر پرست شهید در نیاوران رفتم. آنها برنامه هایی داشتند. بچه ها را نوازش کرد…
7 February 1990
ساعت هشت و نیم سفرا و کارداران خارجی مقیم ایران، برای تبریک ایام دهه فجر آمدند. [آقای خوزه رافائل زانونی] سفیر ونزوئلا - مُقدم السفرا - از طرف آنها تبریک گفت. من مفصلاً صحبت کردم . سپس یکایک آنها آمدند، مصافحه کردند و احوالپرسی نمودند. کمی …
6 February 1990
نزدیک ساعت نه صبح به دفترم رسیدم. صبحانه را در خانه شلغم خوردم که آقا جلال از نائین آورده است. آقای مهدی تاجر همراه آقای [علی] شمس اردکانی آمد و توضیحاتی را درباره طرح احیای جزیره قشم به عنوان بندر آزاد داد. یاسر آمد و اجازه خواست که برای ر…
5 February 1990
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. گزارش ها را خواندم. آقایان امامی کاشانی و جمعی از همکارانش که گروهی را برای حمایت از کودکان عقب مانده تشکیل داده اند، آمدند. آنها خواستار تدوین قانون جامع برای سازمانی جهت این منظور، زیر نظر رئیس جمهور شدن…
4 February 1990
آقای [سیدهمایون] امیر خلیلی سفیر جدیدمان که عازم بلغارستان است، برای خداحافظی و مشورت آمد و برای توسعه روابط اجازه خواست. گفتم در مورد احداث خط لوله گاز از طریق ترکیه به سوی اروپا کار کنند. آقای مسیح مهاجری آمد. درباره وام برای احداث چاپخان…
3 February 1990
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. برف می بارید. آقای [محمد] فلاح آمد. سوابق خود را گفت و خواستار توجه بیشتر به سازمان حفاظت اطلاعات نیروهای انتظامی شد. آقای [مصطفی] پورمحمدی از وزارت اطلاعات آمد. گزارش امنیتی داد و درباره مسائل آذربایجان ش…
2 February 1990
در خانه بودم. برف میبارید. کار مهمی نداشتم. بیشتر وقت به استراحت و مطالعه و کمی هم به خواندن گزارش ها گذشت. بچه ها آمدند و شب سرمان خلوت بود. در گزارش ها، قیام مردم مسلمان آسیائی تبار ایالت کوزوو در یوگسلاوی و مسائل کشمیر و فرونشستن هیجانات…
1 February 1990
با عفت و عذرا خانم [خواهر همسرم] صبحانه خوردیم. تا ساعت ده صبح کارها را انجام دادم. برای شرکت در مراسم افتتاح برنامه های دهه فجر، با هلی کوپتر به محل مرقد امام رفتیم. جمعیت زیادی جمع شده بودند. مهمانان خارجی هم بودند. حاج احمدآقا صحبت طولان…