31 December 1990
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. مطابق معمول عفت از اینکه خیلى زود از خانه بیرون مى روم، اظهار نارضایتى مى کند. کارها انجام شد. مدیران سازمان ثبت اسناد و املاک آمدند. آقاى [سیدرضا]زواره اى، گزارش کار داد و من صحبت کردم . آقاى [محی الدین]ف…
30 December 1990
ساعت هفت و نیم به دفتر رسیدم. کارهاى مانده از دیروز را تا ساعت نُه صبح انجام دادم. در گزارش ها، مسأله بحران خلیج فارس، رو به تشدید دیده می شود. آقاى مختار کلانترى فرمانده کمیته[های انقلاب اسلامی]آمد. از طرح آقاى [عبدالله]نورى، وزیرکشور، برا…
29 December 1990
آقایان [مسعود روغنی]زنجانى، [رییس سازمان برنامه و بودجه] و [معاون ایشان، مسعود]نیلى آمدند. راجع به واگذارى کارخانجات دولتى و حذف تدریجى سوبسید[= یارانه]، پیشنهادهایى ارائه دادند. آقاى [علی اکبر]آشتیانى، نماینده رهبرى در ژاندارمرى آمد. براى …
28 December 1990
عفت ساعت دوازده دیشب از سفر آمد. تا ساعت ده ونیم، براى خطبه ها مطالعه کردم. نماز جمعه را در دانشگاه تهران اقامه نمودم. هوا خیلى سرد بود. خطبه ها را کوتاه ایراد کردم . شب محسن، [رییس دفتر بازرسی رییس جمهور]آمد. گزارش سفر به امارات را داد. گی…
27 December 1990
با اذان صبح بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. تا ساعت نُه صبح کار کردم. به دکتر ولایتى، [وزیر امورخارجه] گفتم اظهارات سفیر سابق ژاپن را، مبنى بر اینکه ایران مایل به ایجاد رابطه عادى با آمریکا است، تکذیب نماید. جمعى از روحانیون [اهل سنت]شافعى آمدند…
26 December 1990
آقاى [حمید]میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور]، براى امور جارى و بازسازى آمد و قول گرفت که در کنفرانس بین المللى بازسازى شرکت نمایم. [آقای غلامرضا آقازاده]، وزیر نفت آمد و گزارش وضع تولید و فروش نفت را داد. گروهى از اعضاى انجمن هاى اسلامى دا…
25 December 1990
دیشب برف سنگینى در تهران به زمین نشسته است و هنوز هم که ساعت هفت و چهل دقیقه صبح است، مى بارد؛ مدارس تهران به همین جهت تعطیل اعلان شده است. در راه دفتر، به خاطر برف و بندآمدن خیابان یاسر، به خاطر گیرکردن بولدوزر برف روب، مدتى معطل شدیم. ساع…
24 December 1990
تا ساعت نُه صبح کارها را انجام دادم. آقاى [محمود]واعظى آمد. گزارش مذاکره با فرانسوى ها درخصوص اختلافات مالى را داد؛ قرار شد با هماهنگى دیگران، مبلغ مورد مصالحه را مشخص کنند. همچنین مقرر شد، براى کمک به مبادله گروگان هاى غربى با زندانیان لبن…
23 December 1990
کشاورزان نمونه آمدند. برایشان صحبت کردم و جوایز را دادم. [آقای سیدامان الله مرتضوی]، رییس شهربانى کل آمد. گزارش وضع شهربانى و برنامه ها را داد؛ از برنامه ادغام نیروهاى انتظامى اظهار رضایت کرد. با [آقای مصطفی معین]، وزیر علوم و معاونان و بعض…
22 December 1990
دیشب و امروز مقدارى برف و باران آمد؛ تاکنون دچار خشکسالى هستیم. براى افتتاح کنگره جهانى هزارة شاهنامه فردوسى، به دانشگاه تهران رفتیم؛ مراسم خوب و با شکوهى بود. من هم صحبت کردم و پاى صحبت [آقای فدریکو مایور]، رییس سازمان یونسکو[= سازمان آموز…
21 December 1990
امروز در خانه بودم. براى سخنرانى فردا در کنگره فردوسى مطالعه کردم. کارهاى دفتر را که به خانه آورده بودم، انجام دادم. شب احمدآقا آمد. از برخورد بعضى تندروها در مقابل تصمیمات آیت الله خامنه اى، در صورت ادامه روند قبلى، اظهار نگرانى کرد. [آقای…
20 December 1990
ساعت نُه صبح، تعداد زیادى از وعاظ و ائمه جماعات تهران آمدند. آقاى [علی اکبر]ناطق نورى، [نماینده تهران ]صحبت کوتاهى کرد. روضه خوبى خوانده شد. من مفصلاً براى آنها از وضع کشور، سیاست ها، برنامه و مسایل جارى داخلى و منطقه اى صحبت کردم و جواب سئ…
19 December 1990
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. گزارش ها را خواندم. التهاب بحران خلیج فارس برجا است. جامعه اقتصادى اروپا گفته است که پیش از مذاکره عراق با آمریکا، حاضر نیست با عراق مذاکره کند. آقاى [حسن]شفتى، مدیرعامل[شرکت] هما [= هواپیمایی جمهوری اسلام…
18 December 1990
ساعت پنج ونیم صبح بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. تا نُه صبح کار کردم. ساعت نُه آقاى [غلامحسین]جمى، [امام جمعه آبادان]آمد. اوضاع آبادان و نیازها را گفت و استمداد کرد. مبلغ یک میلیون تومان، براى کمک به نیازمندان جنگ زده دادم؛ على رغم پذیرفته نشدن…
17 December 1990
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. ملاقات ها بیشتر با نمایندگان مجلس بود. آقاى دکتر [محمدکریم]شهرزاد، نماینده اصفهان آمد. از تندروها و از وزارت آموزش و پرورش انتقاد داشت. آقاى [سیدرضا]اکرمى، نماینده سمنان آمد. براى آب و صنایع سمنان و همچنین…
16 December 1990
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رفتم. آقاى [عبدالله]نورى، وزیر کشور آمد. دربارة انتخابات شوراها و انتخابات مجلس خبرگان، منطقه آزاد چابهار و فرماندهى نیروى انتظامى مذاکره شد. آقاى [ابوالفضل]توکلى بینا، [مشاور رییس جمهور در امور اصناف] آمد. از کا…
15 December 1990
ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. ساعت نُه صبح، اعضاى سازمان اعتبارى دانشگاه(مات)آمدند؛ این سازمان قبل از انقلاب، به منظور کمک و دادن وام به دانشجویان، تحت ریاست رییس دولت تشکیل شده است که بعد از انقلاب فعال نبوده است. شرح امکانات، سرمایه، برن…
14 December 1990
ساعت نُه و نیم صبح، براى ملاقات و دور دوم مذاکره با آقای[شاذلی]بن جدید، به دفترم رفتم. ایشان به زیارت مرقد امام رفته بود. ساعت ده ونیم آمد. تا ظهر مذاکره کردیم بیشتر مطالب تکرارى بود. براى اقامه [نماز]جمعه در دانشگاه تهران رفتند و من در دفت…
13 December 1990
از منزل به اقامتگاه سعدآباد رفتم و همراه [آقای عمرالبشیر]، رییس شوراى انقلاب سودان به فرودگاه رفتیم. در راه مذاکرات خصوصى تر انجام شد. گفت مى خواهد چند روز دیگر به عراق برود و خواست که اگر مطلبى براى صدام داریم، بگویم. گفتم به خاطر ناتمام م…
12 December 1990
جمعى از شخصیت هاى اسلامى از لیبى، ترکیه، الجزایر، سنگال، اردن و فلسطین، براى مسأله عراق و کویت و پیدا کردن راه حل صلح آمیز و در حقیقت براى نجات صدام آمدند . گفتم راه حل منطقى این است که صدام، بدون شرط از کویت بیرون برود. آقاى میرزاده، [معاو…
11 December 1990
تا ساعت نُه صبح کارها را انجام دادم. مهمانان سودانى آمدند؛ ابتدا جلسه خصوصى با حضور وزراى امورخارجه دو کشور و معاون اول داشتیم. بحث دربارة عراق و کویت بود. مدعى بودند که عراقى ها آماده عقب نشینى هستند، به شرط اطمینان از عدم مزاحمت آمریکا و …
10 December 1990
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. اطلاع دادند که مجلس، به خاطر ناراحتى از نظریة شوراى نگهبان در مورد مخالفت با بودجه ارزى و خلاف شرع و قانون اساسى دانستن کاهش اعتبار صداوسیما، جلسه خصوصى گذاشته است. معلوم شد تصمیم گرفته اند بودجه بدون بخش …
9 December 1990
ساعت هفت و نیم به دفتر رسیدم. تا ساعت نُه ونیم صبح، پیش نویس سخنرانى تهیه شده را اصلاح کردم. آقاى [مسعود روغنی]زنجانى، [رییس سازمان برنامه و بودجه]آمد. با هم به مجلس رفتیم. سخنرانى حدود دو ساعت طول کشید . نمایندگان را تحت تأثیر قرار داد. آق…
8 December 1990
صبح زود به دفتر رفتم. قسمتى از نطق، براى هنگام تقدیم بودجه سال 70 به مجلس، که از سوى سازمان برنامه و بودجه تهیه شده است، بررسى کردم. آقاى دکتر هاشمى[گلپایگانی]، براى دستور شورای عالى انقلاب فرهنگى آمد. براى سالگرد شورای عالى انقلاب فرهنگى، …
7 December 1990
امروز در خانه بودم. گزارش ها را خواندم و استراحت کردم. از ظهر تا شب، جمعى از بستگان آمدند. معمولاً عصرهاى جمعه مى آیند. گاهی نامه هایى از افراد دیگر مى آورند و تقاضای کمک یا شکایت یا پیشنهاد دارند. آقاى [عبدالمجید]معادیخواه، براى مسایل بنیا…
6 December 1990
صبح زود به دفترم رفتم. فیلمبرداران مقدارى از وقتم را براى مصاحبه، فیلمبردارى از اتاق خواب و کتابخانه ام گرفتند. مسئولان ستادهاى آزادگان سراسر کشور آمدند؛ توصیه هایى براى امور آزادگان نمودم . آقاى[محمدعلی]انصارى، مسئول مرقد امام آمد. گزارش ع…
5 December 1990
تا ساعت نُه صبح کارهاى دفترم را انجام دادم. آقایان [حمید]میرزاده، [عیسی]کلانترى و دکتر اکبرزاده آمدند. درباره کارهاى تحقیقاتى شیمیایى و سم سازى، بودجه خواستند. به دفتر رهبرى رفتم. همه نمایندگان مجلس و سران قوا با دولت و قوه قضائیه و شخصیت ه…
4 December 1990
اول وقت به کارخانه ایران خودرو رفتیم و تا ساعت دو بعد از ظهر آنجا بودیم . توضیحات مدیرعامل را شنیدم و از خطوط تولید ماشین هاى پیکان، پژو 405 و اتوبوس و مینى بوس بازدید کردم. به مناسبت راه اندازى خط تولید پژو، یک دستگاه پژو 405 آوردند؛ خودم …
3 December 1990
تا ساعت نُه صبح، بقیه کارهاى دیروز انجام شد. [آقای سیدحسین مرعشی]، استاندار کرمان آمد. گزارش سفر به آلمان را داد؛ براى دیدن صنایع الکترونیک زیمنس رفته بودند که انتقال تکنولوژی برای ساخت کنند. مى گوید مبلغ یک میلیارد دلار ارز صادراتى استان ر…
2 December 1990
ساعت نُه صبح، از منزل به کتابخانه ملى، [واقع در خیابان سی تیر] رفتیم. [آقای محمد رجبی]، مدیرکتابخانه توضیحات داد. از مخازن کتب و نشریات بازدید کردیم. ساختمان قدیمى و نامناسب است و ظرفیت این همه کتاب را ندارد. حدود 200 هزار جلد در اینجا و 30…
1 December 1990
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. در گزارش ها، خبر دعوت [جرج]بوش، [رییس جمهور آمریکا] از [طارق عزیز]، وزیر امورخارجه عراق، براى سفر به آمریکا جهت مذاکره براى اجراى قطعنامه[شورای امنیت سازمان ملل]، از موضع قدرت و قبول عراق، درصدر است. این خ…