31 October 1990
ساعت هفت صبح به مهمانسراى دولت در [کاخ]سعدآباد رفتیم. وزارت بهداشت برنامه اى براى چکاپ پزشکی اعضاى هیأت دولت تنظیم کرده بود؛ ضمن اینکه همه را چکاپ کردند، هیأت دولت هم جلسه داشت که تا ساعت یازده و نیم طول کشید. ظهر در دفترم، عقد ازدواج یکى ا…
30 October 1990
آقاى مقدم، مسئول طرح بهدارى تهران آمد. توضیحاتى دربارة طرح داد و براى شروع کار استمداد نمود. برنامه سفر به مناطق زلزله زده را تنظیم کردیم. [آقای منصور غروی]، سفیر جدید ایران در دانمارک، براى خداحافظى و نظرخواهى آمد. [آقای سیدشمس الدین
29 October 1990
[آقای سید حمید طهایی]، استاندار[سمنان]، نماینده، امام جمعه و شخصیت هاى دامغان آمدند و براى ساخت دانشگاه دامغان و همچنین انتقال آب به سمنان و دامغان استمداد کردند.آقاى[هاشم هاشم زاده]هریسى، نماینده تبریز، همراه فرزندش که پس از ده سال از اسار…
28 October 1990
[آقای محمد سعیدی کیا]، وزیر راه و ترابری آمد. گزارش سفر به شوروى و بازدیدها و توافق ها را داد و اهمیت راه آهن بافق- بندرعباس را و لزوم توجه بیشتر به آن طرح را گفت. آقای[مرتضی] محمدخان، رییس کل گمرک آمد. گزارش موفقیت ها و اقدامات اصلاحى را د…
27 October 1990
تا ساعت نُه صبح، کارها را انجام دادم. آقاى [محمدرضا]یزدان پناه، مدیرعامل سابق[سازمان عمران]کیش آمد. از برخورد آقاى [حمید]میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور] با خودش ناراحت است. گفتم دربارة بندرآزاد چابهار بررسى کند و پیشنهاد بیاورد. [آقای غل…
26 October 1990
دیشب باران باریده بود. در خانه بودم. وقت به استراحت و به مطالعة مسایل فقهی و تفسیری گذشت. امروز در قم، طلاب و مردم، علیه بعضى از نمایندگان رادیکال مجلس راهپیمایى کردند. آقاى [محمد]یزدى هم در نماز جمعه، به تلخى نمایندگانى را که حرف ولایت فقی…
25 October 1990
آقاى [احمد]آذرى قمى آمد. چندین کسالت دارد. به دکتر [ایرج]فاضل، [وزیر بهداشت] سفارش کردم. دربارة مسایل سیاسى، اقتصادى و ادارى مذاکره شد. آقاى سید محمود هاشمى[شاهرودی]، رییس مجلس اعلاى [انقلاب اسلامی]عراق آمد. پیشنهادى مطرح کرد که مبارزان مسل…
24 October 1990
[آقای ماتارا معیشا]، وزیر امورخارجه کومور آمد . در مورد نفت و تحصیل جوانان و حمایت هاى عمرانى و فرهنگى استمداد کرد ؛ قول مساعدت دادم. آقاى [حمید]میرزاده، براى امور ارزى و بازسازى و کارهاى جارى آمد. آقاى [عباسعلی]وکیلى، [رییس ستاد رسیدگی به …
23 October 1990
آقاى [رضا]امراللهى، [رییس سازمان انرژی اتمی]آمد. نمونه یک لیزر ساخت سازمان را آورد و توضیح داد. [آقای عیسی کلانتری]، وزیرکشاورزى آمد و گزارش وضع کشاورزى را داد؛ گفتم که در مورد ایجاد تأسیسات آبیارى قطره ای و بارانى در زابل اقدام کند؛ این کا…
22 October 1990
آقایان [غلامعلی]شهرکى و [امیر] میر، نمایندگان زابل و زاهدان آمدند. از وضع مجلس انتقاد کردند که بى محتوا و همراه با دعوا و نزاع و مشاجره و باندبازى شده است. براى عمران زابل و تقویت شیعه در استان سیستان و بلوچستان استمداد نمودند. آقاى [مرتضی]…
21 October 1990
آقاى [احمد]جنتى، [رییس سازمان تبلیغات اسلامی]آمد. پیشنهاد کرد در اعلان مراسم روز سیزده آبان پیشدستى شود . آقاى مسیح مهاجرى، [مشاور اجتماعی رییس جمهور]آمد. از آقاى[عبدالله] نورى، وزیرکشور انتقاد داشت. از اختلافات جارى اظهارنگرانى کرد و از من
20 October 1990
ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. ساعت نُه صبح، آقاى [مصطفی]پورمحمدى از [وزارت]اطلاعات آمد. گزارش اطلاعاتى داد و خواستار استرداد ساختمان هاى اطلاعات شد که در اختیار سپاه و کمیته است. سپس همراهانش و دادستان انقلاب آمدند. گزارش پرونده سفر [رینال…
19 October 1990
در منزل بودم. به خاطر خستگى مفرط از معالجه دندان دیشب، نیاز به استراحت داشتم. مقدارى وقت هم به مطالعه بولتن ها گذشت. پیش از ظهر، اخوى احمد با خانواده آمدند. درباره تهیه منزل بحث داشتند؛ گفتم بهتر است در سرچشمه بمانند. شب بستگان دیگر آمدند.
18 October 1990
آقاى [جواد]اژه اى، [مشاور فرهنگی رییس جمهور]، براى امور جارى فرهنگى و مسایل دانشجویان خارج از کشور آمد. پیشنهاد داشت که براى رفع اختلافات داخلى اقدام نمایم.آقاى [حسین]محلوجى، [وزیر معادن و فلزات]آمد. گزارش سفر به کشوهای گینه و زامبیا را داد…
17 October 1990
آقاى [حمید]میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور]آمد. گزارش خرابی هاى سیل گیلان و مازندران را داد ؛ خرابى زیاد داشته است. گفتم استانداری ها کمک کنند و براى وعده هاى سفر استان مرکزی، اعتبار ارزى و ریالى گرفت.کمیسیون تعزیرات حکومتى آمدند. گزارش ک…
16 October 1990
هیأت غنایى[به سرپرستی آقای کوجو چیکاتا، عضو شورای رهبری غنا]، به ملاقات آمدند و نامه رییس جمهورشان را آوردند. خواستار کمک در تدارک اداره کنفرانس جنبش عدم تعهد هستند. این کنفرانس قرار است امسال در غنا برگزار شود. همچنین خواستار تخفیف در فروش…
15 October 1990
ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. تا نُه صبح کارهاى عقب مانده را انجام دادم.آقاى [احمد]زمانیان، نماینده نهاوند آمد. ماجراى درگیری هاى مجلس، پس از نطق پیش از دستورش را تعریف کرد و استمداد نمود. آقاى [سیدجلیل]سیدزاده، نماینده باختران[= کرمانشاه]…
14 October 1990
دیشب راحت خوابیدم. امروز حالم بهتر است. برنامه امروز را که قرار بود براى بازدید از موسسه استاندارد به کرج بروم، لغو کردم. برنامه هاى دیگر امروز را هم براى ادامه معالجه لغو نمودم. به آیت الله خامنه اى هم گفتم جلسه امشب نباشد. عصر براى دیدن آ…
13 October 1990
ناراحتى چشمان و صورتم ادامه داشت؛ برنامه هاى کارى را لغو کردم و در خانه ماندم. با چشمان بسته خوابیدم. فقط چند بار براى قطره ریختن و وضو و نماز و ناهار باز کردم. گزارش ها را آوردند؛ خلاصة آنها را عفت و مهدى برایم خواندند. به اخبار رادیوهاى ب…
12 October 1990
تا ساعت ده و نیم صبح براى خطبه ها مطالعه مى کردم. آقای[حسین]شیخ الاسلام از وزارت امورخارجه اطلاع داد که رییس جمهور سودان مى خواهد با یک هیأت مفصل نظامى- اقتصادى به ایران بیاید؛ موافقت کردم. نماز و خطبه هاى جمعه را در دانشگاه تهران اقامه کرد…
11 October 1990
آقایان [بهروز]بوشهرى و [محسن]یحیوى که اخیراً از اسارت آزاد شده اند، آمدند. شرح دستگیرى و دوران اسارت را دادند. با [محمدجواد] تندگویان همراه بوده اند. هنگام اسارت، تمام این مدت را در زندانى در بغداد به سر برده اند؛ حدود ده سال. به وزارت نفت …
10 October 1990
اول وقت از منزل به محل ستاد نیروى دریایى ارتش رفتم. مراسم نظامى، سخنرانى و استماع گزارش و اعطای جوایز به مناسبت پایان تحصیل دورهاى پنجم دافوس نداجا انجام شد. از دافوس بازدید کردم و قول کمک به تکمیل ساختمان ستاد دادم؛ خیلى بزرگ و وسیع است، ا…
9 October 1990
مدیران پست به مناسبت روز جهانى پست آمدند. گزارش دادند و من صحبت کردم . معاون وزارت اطلاعات آمد. راجع به تماس با منابع خارجى و مبادله اطلاعات با سرویس هاى اطلاعاتى کشورهاى دیگر پرسید؛ به طور محدود موافقت کردم. شوراى انرژى اتمى جلسه داشت. قرا…
8 October 1990
ساعت نُه صبح در حسینیه جماران، براى مجلس خبرگان و میان دوره اى مجلس رأى دادم و مصاحبه کردم . سپس به خانه رهبرى رفتم و براى شرکت در مراسم عید[میلاد حضرت محمّد(ص)] با هم به حسینیه رفتیم. من صحبت کوتاهى کردم و آیت الله خامنه اى هم صحبت نسبتاً …
7 October 1990
دکتر [هادی]منافى، [معاون رییس جمهور و رییس سازمان حفاظت محیط زیست] و مسئولان اتکا[= اتحادیه تامین کالای ارتش]آمدند. بر سر ریختن فاضلاب کارخانه قند میاندوآب[متعلق به اتکا]، به رودخانه[زرینه رود] که باعث تلف شدن تعدادى ماهى شده و اتکا در دادگ…
6 October 1990
مصاحبه اى براى تبلیغات انتخابات مجلس خبرگان کردم. از خودم چیزى نگفتم و بیشتر روى شرکت در انتخابات حرف زدم. مصاحبه طولانى با خبرنگار لوموند داشتم ؛ همراه با آقای احسان نراقى آمده بود. [آقای محمدحسن تولایی]، استاندار خوزستان آمد. گزارش پیشرفت…
5 October 1990
در منزل بودم. بیشتر وقت به استراحت و مطالعه عمدتاً درباره تاریخ معاصر گذشت. عفت به قم رفت. فاطى و اعظم آمدند. ظهر و شب، بچه ها اینجا بودند. در گزارش ها مسأله مهمى نداشتیم. عصر آقاى [عبدالمجید]معادیخواه براى مسایل بنیاد تاریخ آمد.
4 October 1990
آقاى [سیدحسین]موسویان، سفیر جدیدمان در آلمان آمد. درباره روابط جارى با غرب و آینده روابط و اهمیت همکارى با آلمان مذاکره شد. بنا شد از آنها بخواهد که نیروگاه هسته اى بوشهر را تکمیل کنند. آقاى [محمدحسین]طارمى، سفیر ایران در چین آمد. دربارة نظ…
3 October 1990
با استراحت دیشب، امروز حالم مساعد بود. تا ساعت نُه صبح کارهاى دفتر انجام شد. آقاى [حمید]میرزاده آمد. گزارش سفر به نقاط جنگى را که اخیراً آزاد شده، داد و برنامه هاى بازسازى را گفت. هیأت سودانى، [به سرپرستی سرهنگ سلیمان محمد سلیمان، عضو شورای…
2 October 1990
تا ساعت نُه صبح کارهاى دفترم را انجام دادم. آقایان سید محمود مرعشى و [عباسعلی]عمید زنجانى، [فرزند و داماد آیت الله نجفی مرعشی]آمدند. به خاطر مساعدت ها در بزرگداشت مراسم درگذشت مرحوم آیت الله نجفى مرعشى تشکر کردند و براى تکمیل و اداره کتابخا…
1 October 1990
ساعت نُه صبح به نمایشگاه بین المللى تهران رفتیم. با نیم ساعت تأخیر، شانزدهمین نمایشگاه [بازرگانی] را افتتاح کردم. از غرفه هاى صنایع سنگین، غرفه آلمان و غرفه های کشاورزى بازدید نمودم؛ از سال های گذشته بهتر است. مصاحبة کوتاهى انجام شد . ساعت …