LoginSign UpSite Members:1,044

Month archive

September 1989

30 diary entries in this month.

30 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ مهر ۱۳۶۸

ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. آقای [مصطفی] محقق داماد [رئیس سازمان بازرسی کل کشور] آمد. گزارشی از وضع بازرسی کل کشور داد و از ضعف مدیریت در دانشکده الهیات [دانشگاه تهران] و افت تحصیلی گفت و از بعضی از انتصابات آقای [محمد] یزدی در قوه

29 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ مهر ۱۳۶۸

تا ساعت ده ونیم صبح در منزل مطالعه کردم. آقای [سیدعباس] کوثری آمد و [به مناسبت سالروز رحلت حضرت محمد(ص) و امام حسن (ع)] ذکر مصیبت نمود. برای نماز جمعه به دانشگاه تهران رفتم. خطبه ها خیلی طولانی شد. وضع اقتصادی کشور را تشریح کردم . عصر و شب …

28 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ مهر ۱۳۶۸

ساعت هفت ونیم صبح به دفترم رسیدم. تا ساعت نه کارها را انجام دادم. آقای [حمید] میرزاده برای امور اجرایی آمد. [آقای عبدالله نوری] وزیر کشور آمد. درباره استانداران، مترو [تهران]، محله [بدنام] جمشید، مبارزه با منکرات، انتخابات شوراها، ادغام نیر…

27 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ مهر ۱۳۶۸

ساعت هفت ونیم صبح به دفترم آمدم. تا ساعت نه کارها را انجام دادم. آقای [حمید] میرزاده [معاون اجرایی رئیس جمهور] برای امور اجرایی کشور، بازسازی و ستاد بسیج اقتصادی آمد. به دانشگاه تهران رفتم و در مراسم شروع سال تحصیلی شرکت کردم. جوایز اساتید …

26 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ مهر ۱۳۶۸

ساعت هفت ونیم صبح به مقر آمدم. ساعت هشت و ربع شورای عالی انقلاب فرهنگی تا ساعت ده ونیم جلسه داشت. پیشرفت کارخوب بود. اداره [مدرسه] دارالشفاء [قم] به عنوان مرکز تربیت مدرس برای معارف اسلامی دانشگاه ها به عهده آقای [احمد] احمدی و وابسته به دا…

25 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ مهر ۱۳۶۸

تا ساعت نه صبح کارهای دفتر را انجام دادم. جمعی از سران گروه های ملی و اسلامی لبنان و فلسطین برای تبریک ریاست جمهوری و درخواست کمک بیشتر آمدند . وزارت خارجه خواسته سران شش گروه لبنان را به ایران بیاورد. دو گروه [جنبش] امل و [ولید] جنبلاط با …

24 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ مهر ۱۳۶۸

نزدیک هشت صبح به دفترم رسیدم. تا ساعت نه کارها را انجام دادم. آقای [سیدمحمد] موسوی خوئینی ها آمد. پیشنهاد کردم که مسئولیت مرکز مطالعات استراتژیک [ریاست جمهوری] را بپذیرد؛ قرار شد فکر کند و جواب بدهد و توضیحاتی گرفت. [آقای محمد سعیدی کیا] وز…

23 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ مهر ۱۳۶۸

ساعت هفت ونیم صبح برای شرکت در مراسم شروع سال تحصیلی، همراه [آقای محمد علی نجفی] وزیر آموزش و پرورش به دبیرستان شهید رجائی در خیابان مجاهدان رفتیم. ساعت هشت صبح زنگ مدرسه را نواختم و برای دانش آموزان صحبت کردم. به میان آنها رفتم و مصاحبه ای…

22 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ شهریور ۱۳۶۸

صبح زود به مرقد امام رفتیم. در مراسم رژه نیروهای مسلح شرکت کردم و برای آنها صحبت نمودم و بخشی از رژه را تحویل گرفتم. به خانه برگشتم. هوا کمی ابری و سرد بود. تا شب در خانه بودم. بیشتر وقت به استراحت گذشت. عصر خانم شهید فیاض بخش آمد و از وضع …

21 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ شهریور ۱۳۶۸

ساعت هشت ونیم صبح به مجلس آمدم. آقای عبدالله نوری [وزیر کشور] آمد. در مورد آقای منتظری صحبت کرد. معتقد است ایشان رو به رشد است و نمی شود جلوی مرجعیت ایشان را گرفت و باید مسأله را حل کرد. قرار شد که در این باره بحث و تصمیم گیری شود. درباره ا…

20 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ شهریور ۱۳۶۸

کارهای جاری انجام شد. [آقای ایوان استویان] فرستاده ویژه آقای [نیکلای] چائوشسکو رئیس جمهور رومانی آمد. نامه ای آورد که پیام آن این است که نجیب الله رئیس جمهور افغانستان از او خواسته است پیش من شفاعت کند که ایران در جهت مشکل افغانستان تلاش بی…

19 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ شهریور ۱۳۶۸

ساعت هفت ونیم صبح به دفترم رسیدم. ساعت هشت تا ده ونیم، شورای عالی انقلاب فرهنگی جلسه داشت. کار آئین نامه اجرایی برای دانشگاه آزاد اسلامی کامل شد. رؤسای چهار دانشگاه تصویب شدند و در مورد اداره مدرسه تربیت مدرسان معارف اسلامی [= دانشگاه تربیت…

18 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ شهریور ۱۳۶۸

ساعت هفت ونیم صبح به دفترم آمدم. تا ساعت نه کارها را انجام دادم. [آقای عیسی کلانتری] وزیر کشاورزی و معاونان آمدند. برنامه ها را توضیح دادند و از تداخل وظایف با جهاد [سازندگی] شکوه داشتند و اختلاف نظرشان را با وزارت نیرو در خصوص طرح توسعه نی…

17 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ شهریور ۱۳۶۸

پس از نماز و ورزش و ملاحظه اخبار و گزارش ها و صبحانه، با آقای [علیرضا] معیری که قرار شد مشاور روابط بین الملل [رئیس جمهور] باشد، ملاقات داشتم ؛ نپذیرفت که رئیس خبرگزاری [جمهوری اسلامی – ایرنا] بشود. ساعت نه به استادیوم یکصدهزار نفری رفتیم و…

16 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ شهریور ۱۳۶۸

سارا [دختر فاطی] برای اولین بار عازم مدرسه بود. فاطی فیلم و عکس تهیه می کرد و تشریفات داشت. من هم هدیه ای دادم: دویست تومان پول جیبی در مدرسه اش. ساعت هشت ونیم صبح به دفترم آمدم. آقای هاشمی [گلپایگانی] برای تنظیم برنامه شورای عالی انقلاب فر…

15 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ شهریور ۱۳۶۸

در منزل بودم. وقتم به استراحت ومطالعه گذشت. بحمدالله حوادث مهمی نیست. مراجعه تلفنی هم نبود. عفت صبح و عصر برای تنظیم اثاث البیت به منزل فاطی رفت. آنها شروع به نقل مکان کرده اند.

14 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ شهریور ۱۳۶۸

بعد از نماز تا ساعت هشت ونیم صبح کارها را انجام دادم. آقای [عطاءالله] مهاجرانی [معاون حقوقی و پارلمانی رئیس جمهور] آمد. درباره امور جاری و مجلس مطالبی داشت. برای تأیید آقای [سیدمحمود] دعائی [مدیر مسئول روزنامه اطلاعات] که اخیراً تحت فشار رو…

13 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ شهریور ۱۳۶۸

ساعت هفت ونیم صبح به دفترم آمدم. تا ساعت هشت ونیم به کارهای جاری پرداختم. آقای [شیخ ابوالحسن] شیرازی امام جمعه مشهد آمد و برای حفظ وحدت وحل مشکل آیت الله منتظری توصیه داشت. آقای [علی] فلاحیان [وزیر اطلاعات] آمد. گزارش کارهای اطلاعاتی و برنا…

12 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ شهریور ۱۳۶۸

ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. تا ساعت هشت گزارش ها را خواندم. شورای عالی انقلاب فرهنگی از ساعت هشت تا ده ونیم جلسه داشت. بیشتر به بررسی آئین نامه دانشگاه آزاد اسلامی گذشت. دوسه مصوبه خوب در جهت رسمیت و استحکام کار دانشگاه داشتیم. تا ظه…

11 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ شهریور ۱۳۶۸

ساعت شش و ربع صبح به دفترم رسیدم. پس از انجام کارهای مانده از دیروز و صبحانه، آقای [محمدعلی] قریشی نماینده خمین آمد. ابراز وفاداری کرد و استمداد برای راه های روستائی خمین داشت. نمایندگان استان مازندران آمدند. آنها خواستار تعویض استاندار بود…

10 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ شهریور ۱۳۶۸

بعد از نماز تا ساعت نه صبح کارهای دفتر را انجام دادم. آقای ری شهری [دادستان کل کشور] آمد و از نپذیرفتن وزارت اطلاعات عذرخواهی کرد. آقای میرزاده و آقای حبیبی برای کارهای اداری آمدند. [آقایان سیدحسین موسوی (ابوهشام)، سیدابراهیم امین و حاج حسی…

9 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ شهریور ۱۳۶۸

ساعت هشت ونیم صبح به دفترم آمدم. تا ساعت نه کارها را انجام دادم. آقای هاشمی گلپایگانی [دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی] برای تنظیم برنامه های شورای عالی انقلاب فرهنگی آمد. مدیران سازمان امور استخدامی آمدند. وضع موجود، تشکیلات اداری و نقاط ضعف…

8 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ شهریور ۱۳۶۸

در منزل بودم، کاری هم برای انجام برده بودم. وقتم به استراحت و تنظیم کتابخانه گذشت. آقای هادی طباطبائی آمد و برای پشتیبانی اجرای طرح توسعه نیشکر خوزستان استمداد کرد. برخلاف معمول، مراجعات تلفنی هم کم بود. یاسر و مهدی که برای دیدن غار تازه کش…

7 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ شهریور ۱۳۶۸

آقای [ابولفضل] توکلی بینا آمد. اعلان آمادگی برای انجام ماموریت ها نمود. آقای [سیدرضا] زواره ای هم به همین منظور آمد. آقای [علی] فلاحیان [وزیر اطلاعات] آمد. گزارش وضع وزارت اطلاعات را داد و نیازها را مطرح کرد و طرح های جدیدی برای کار ارائه د…

6 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ شهریور ۱۳۶۸

بعد از نماز، استماع اخبار، ورزش، استحمام و صبحانه به دفتر کار رفتم. آقای [حمید] میرزاده برای امور اجرایی کشور، بازسازی و کاغذ روزنامه ها آمد. آقای شیخ عباس پورمحمدی برای دیدار آمد و از وضع بد دادگستری رفسنجان و بنیاد شهید آنجا گفت و خبرداد …

5 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ شهریور ۱۳۶۸

اول وقت آقای [مرتضی] الویری [رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس] آمد. توصیه هایی در مورد برنامه پنجساله داشت و می خواست که در دولت، خیلی به ترکیب آن دست نزنیم. شورای عالی انقلاب فرهنگی جلسه داشت. بخش مهمی از آئین نامه دانشگاه آزاد اسلامی تصوی…

4 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ شهریور ۱۳۶۸

ساعت هفت ونیم صبح، دکتر روحانی آمد. از تصمیم آیت الله خامنه ای در خصوص اعاده ستاد مشترک ارتش نگران است. او فکر می کند دیگر ستاد کل نمی تواند درست کار کند و گویا مصمم است که اگر آقای خامنه ای بر تصمیم خودشان بمانند، مسئولیت ستاد کل را نپذیرد…

3 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ شهریور ۱۳۶۸

تا ساعت هشت ونیم صبح مطابق روزهای دیگر گذشت. قرار بود چهار نفر از سفرایمان بیایند که نیامدند. معلوم شد وقت به اطلاعشان نرسیده بوده. آقای [غلامرضا] فدائی نماینده اراک آمد. برای معالجه فرزندش با طب سوزنی عازم چین است. آقای [محمد] غرضی [وزیر پ…

2 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ شهریور ۱۳۶۸

تا ساعت هشت صبح ورزش کردم و گزارش ها را خواندم. آقای چهپور [مدیرعامل شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه] آمد. گزارش وضع ترافیک تهران و مشکلات جذب راننده و مشکلات در انتقال اتومبیل های دست دوم خریده شده از آلمان را گفت؛ به وزیر کشور گفتم همکا…

1 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ شهریور ۱۳۶۸

دیشب بچه ها نبودند. زود خوابیدم. عفت ساعت یازده و نیم آمد. بیدار شدم. دیگر تا ساعت سه ونیم بامداد خوابم نبرد و کمی که خوابیدم با صدای عفت بیدار شدم. معلوم شد سینه اش درد گرفته، احتمال می داد که عارضه قلبی باشد، ولی نسبتاً آرام شد. نماز صبح …