31 October 1989
نمایندگان استان گیلان برای مطالبه تعویض استاندار آمدند ؛ نیازهای دیگر استان قبلاً تصمیم گیری شده است. آقای فرهاد رهبری آمد. به بعضی از انتصابات انتقاداتی داشت و درباره کاندیداتوری مجلس و معاونت پارلمانی صحبت شد. آقای [محسن] رفیق دوست آمد. ا…
30 October 1989
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم آمدم. تا ساعت نه گزارش ها را خواندم و کارهای عقب مانده از دیروز را انجام دادم. آقای [عبدالله] نوری [وزیر کشور] همراه آقای [محمد] عطریان فر [معاون سیاسی امنیتی وزیر کشور] آمد. برای سفر به پاکستان و مسائل قابل طرح …
29 October 1989
ساعت سه بامداد بیدار شدم و دیگر خوابم نبرد. تا ساعت نه صبح کار کردم. رؤسا و مدیران دانشگاه های پزشکی آمدند و نیازهایشان را گفتند. برای آنها صحبت کردم و توصیه به ابتکار و استفاده بیشتر از امکانات نمودم . جمعی از وزرای اقتصادی آمدند. درباره ق…
28 October 1989
[آقای عبدالله نوری] وزیر کشور آمد. درباره برنامه ادغام نیروهای انتظامی [= کمیته های انقلاب اسلامی، شهربانی و ژاندارمری] ، شهرداری تهران، استانداری ها و مبارزه با منکرات مذاکره شد. آقایان [سیدرضا] زواره ای و [مرتضی] نبوی آمدند. امکانات برای …
27 October 1989
در منزل ماندم. آقای موسوی اردبیلی آمدند. وضع برنامه و زندگی خود در قم را گفتند. دو درس فقه و اصول را شروع کرده و راضی اند. برای بنیاد مفید استمداد کرد. بنا دارد دیگر به نماز جمعه تهران نیاید، مگر یک بار برای خداحافظی و حسن ختام. عصر آقای [ع…
26 October 1989
ساعت هفت ونیم صبح به دفترم آمدم. آقای محسن هاشمیان آمد. از وضع وزارت نفت انتقاد داشت و درباره ماندن در سمت مشاورت وزیر یا رفتن مشورت کرد؛ گفتم بماند. آقای [علی] فلاحیان برای مسائل اطلاعات آمد و مطابق معمول وقت زیادی گرفت. محسن ناهار آمد. او…
25 October 1989
صبح ساعت هشت و ربع به دفترم رسیدم. پس از انجام کارها، عقد ازدواج معلم یاسر را بستم. دکتر [ایرج] فاضل آمد. گزارش وضع بهداری و برنامه های خود برای اصلاح وضع دارو، بیمارستان و آموزش و ... را داد؛ بد نیست. آقای مسیح مهاجری [مشاور رئیس جمهور در …
24 October 1989
حدود ساعت سه ونیم بامداد از سرما بیدار شدم و دیگر خوابم نبرد. عفت ساعت پنج ونیم رسید. با محسن به سفر چین رفته بودند. ساعت هشت ونیم صبح به دفترم آمدم. کارهای عقب مانده انجام شد. چند نفر از کامیونداران و گاراژداران آمدند. مشکلات حمل و نقل و ا…
23 October 1989
آقای [محمود] واعظی [معاون اروپا و آمریکای وزارت امور خارجه] آمد. گزارش سفر به لهستان و رومانی را داد. وقت سفر [آقای نیکلای چائوشسکو] رئیس جمهور رومانی به ایران را معین کردیم. در مورد سفر رئیس جمهور لهستان، گفتم که وقت مناسب دیگری انتخاب شود…
22 October 1989
بعد از نماز تا ساعت نه صبح کارهای عقب مانده را انجام دادم که تمام شد. [آقای محمد علی نجفی] وزیر آموزش و پرورش با مدیران کل آمدند. برای آنها صحبت کردم . دکتر ولایتی [وزیر امور خارجه] برای مشورت سفر به جنوب خلیج فارس آمد. دکتر [حسن] حبیبی برا…
21 October 1989
در اثر سرما، نزدیک اذان صبح بیدار شدم و با اضافه کردن یک پتو خوابیدم، اما دیگر خواب نرفتم. بعد از نماز و صبحانه، آقایان مقدم و موسوی آمدند و درباره ترجیح ماندن آقای مقدم در سمت استانداری گفتند. به پادگان سنندج رفتم. در مراسم صبحگاه مشترک نی…
20 October 1989
پس از نماز و صبحانه، آقای هدایت [لطفیان] فرمانده سپاه آمد. درباره مسائل امنیتی استان گفت. در شورای تأمین شرکت کردم. گزارش وضع را شنیدم. قرار شد گردان های ضربتی با پشتیبانی هلی کوپتر داشته باشیم. دیشب باران خوبی آمده و ادامه دارد. صحبت لغو ب…
19 October 1989
بعد از نماز و ورزش و استماع اخبار داخل و خارج، صبحانه آوردند. آقای [هادی] نژادحسینیان [وزیر صنایع سنگین] آمد و در مورد مشکلات صنعت مطالبی گفت. در شورای تأمین استان [آذربایجان شرقی] شرکت کردم؛ جز گزارش وضع خودشان، مطلب مهمی نداشتند. در جلسه …
18 October 1989
بعد از نماز، همراه مهدی و محافظان برای سفر به آذربایجان [شرقی] به فرودگاه رفتیم. همراهان آماده بودند و بلافاصله به سوی تبریز پرواز کردیم. نمایندگان استان و تعدادی از وزراء همراه بودند. در فرودگاه تبریز استقبال با شکوهی بود. مصاحبه کوتاهی کر…
17 October 1989
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. در راه یک کامیون را دیدم که مشغول فروش سیب زمینی بود. مردم برای گرفتن سیب زمینی [به قیمت 145 ریال] صف کشیده بودند. با آقای [عبدالحسین] وهاجی برای پیگیری کار تأکید کردم. آقای [حسین] محلوجی آمد. گزارشی از اص…
16 October 1989
بعد از نماز، تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. [آقایان حبیب الله عسکراولادی، حبیب الله شفیق و سید رضا نیری] سران کمیته امداد امام آمدند. از روند امور کشور اظهار خوشحالی کردند و گزارش سفر به لبنان و خدمات امدادی در این کشور را دادند و برای…
15 October 1989
ساعت هفت ونیم صبح به دفترم رسیدم و تا ساعت نه کار کردم. آقای [یوسف رضا] ابوالفتحی مسئول قرارگاه محمد(ص) در شرق کشور آمد. گزارشی از مبارزه با اشرار داد و از اوضاع گروه ضدانقلاب شرور حاج بلوچ خان گفت. او تقاضای امان و تسلیم نموده است. از جمعی…
14 October 1989
ساعت هشت ونیم صبح به دفترم آمدم. کمی ورزش کردم و کارها را انجام دادم. به مناسبت روز جهانی نابینایان، جمعی از نابیناها آمدند و قرآن خواندند؛ سوره عبس. دو خانم شاعره اشعار خوبی خواندند و گزارش دادند و نیازها را گفتند. متأثر شدم. گفتند از 92 ه…
13 October 1989
دیشب به خانه نرفتم و وقت زیادی صرف پیدا کردن راه حلی برای مشکل ترافیک تهران کردم. شاید مشکل شهر بدون عوارض سوء حل شود. تا ساعت نه صبح کارهای متفرقه را انجام دادم و گزارش ها را خواندم. ساعت ده صبح جمعی از اهالی رفسنجان به محل ملاقات آیت الله…
12 October 1989
ساعت هفت ونیم صبح به دفترم آمدم و تا ساعت نه کارها را انجام دادم. آقای [علی] فلاحیان [وزیراطلاعات] آمد. درباره عواملی صحبت کرد که در روند اقتصاد اخلال می کنند و راهکارهایی ارائه داد که قرار شد پیگیری شود. مسئولان امور التقاط را آورد. گزارشی…
11 October 1989
از ساعت پنج و نیم تا هشت ونیم صبح، نماز، ورزش، صبحانه، قرائت گزارش ها و ...، انجام شد. دکتر [حسن] حبیبی برای امور جاری آمد. جمعی از نمایندگان استان کرمان آمدند. آنان درباره مسأله رفسنجان و انتصابات قوه قضائیه شکوه داشتند. درباره تصمیمات اقت…
10 October 1989
ساعت هفت ونیم صبح به دفترم آمدم و تا نه کارهای مانده انجام شد. برای جلوگیری از چاق شدن، صبحانه صرف نکردم. آقای [حمید] میرزاده برای کارهای جاری کشور آمد. آقای آقامحمدی آمد. پیشنهادهایی برای امور جاری و محلی داشت و برای انجام امور کردستان پول…
9 October 1989
ساعت هفت ونیم صبح به دفترم آمدم. تا ساعت نه کارها انجام شد. [اعضای] کمیسیون دفاع مجلس آمدند. درباره سیاست ها و تدبیر فرماندهی در مورد نیروهای مسلح و اعتبارات دفاعی مذاکره شد. آقای نوربخش اطلاع داد دلار امروز هم ده تومان سقوط کرده است. آقای …
8 October 1989
بعد از نماز، ورزش و صبحانه و انجام کارها تا ساعت نه صبح، [آقای چان چی چن] وزیر خارجه چین آمد. مذاکرات مبنی بر توسعه و تحکیم روابط و اجرای قطعنامه 598 و ... بود . [آقای کانی هیکو سایتو] سفیر ژاپن برای تقدیم استوار نامه و صحبت در توسعه روابط …
7 October 1989
ساعت هفت ونیم صبح به دفترم آمدم. گزارش ها را خواندم. به [آقای اصغر ابراهیمی اصل] مدیرعامل متروی تهران که بناست در ساخت خانه های پاسداران کمک کند، گفتم نقشه ساختمان ها را بررسی کنند. هر یک حدود صد متر باشد؛ گویا بزرگ گرفته اند و در پرداخت مخ…
6 October 1989
در منزل بودم، مطالعه کردم. تلفنی برای تمشیت امور کشور، دستوراتی به کارگزاران دادم. عصر آقای [مصطفی] کفاش زاده آمد. از تعقیب های مراکز امنیتی نسبت به ایشان گله داشت و گفت مهدی تاجر پیشنهاد داده که چند میلیارد دلار به نحوی در جمهوری اسلامی سر…
5 October 1989
بعد از نماز و ورزش، کارهای عقب مانده دیروز انجام شد. به [آقای عبدالحسین وهاجی] وزیر بازرگانی گفتم اطلاعیه کنترل نرخ سیب زمینی و پیاز را منتشر کند. با آقای [محمد] یزدی [رئیس قوه قضائیه] و [عبدالله] نوری [وزیر کشور] درباره مسائل رفسنجان و تعو…
4 October 1989
ساعت هفت ونیم صبح به دفترم رسیدم. تا ساعت نه بخشی از کارهای عقب مانده انجام شد. آقایان [محسن] نوربخش [وزیر امور اقتصاد و دارایی] و [محمد حسین] عادلی [رئیس بانک مرکزی] آمدند و برنامه اصلاحات پولی و اقتصادی را گفتند؛ تخصیص 500 میلیون دلار ارز…
3 October 1989
ساعت هفت ونیم صبح به دفترم آمدم. ساعت هشت دکتر ولایتی [وزیر امور خارجه] آمد. گزارش کار سمینار افغانستان و سفر به نیویورک و خبر اظهار تمایل وزرای خارجه آلمان، فرانسه و هند برای توسعه روابط را داد. ملاقات های متعدد دیگری هم داشتم . عصر در هیأ…
2 October 1989
بعد از نماز، ورزش و صبحانه تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. وزیر نفت آمد. گزارش اوپک و پیشرفت مذاکرات با ژاپن برای حل مسأله پتروشیمی ایران و ژاپن را داد و برای مذاکره با بی.پی (BP ) [شرکت بریتیش پترولیوم] برای سرمایه گذاری در حوزه گازی س…
1 October 1989
ساعت هفت ونیم صبح به دفترم آمدم. آقای [مسعود روغنی] زنجانی [رئیس سازمان برنامه و بودجه] آمد؛ جمع بندی اصلاح ارقام ارزی برنامه پنج ساله را آورد. آقای [محمدرضا] نعمت زاده وزیر صنایع آمد. وضع صنایع و نیازهای ارزی را و .... گفت. آقای [محمد] غرض…