LoginSign UpSite Members:1,044

Month archive

September 1988

30 diary entries in this month.

30 September 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ مهر ۱۳۶۷

در خانه بودم وکار زیادی نداشتم. وقتم را به مطالعه و استراحت گذراندم. ظهر آقای [عبدالمجید] معادیخواه آمد و درباره تدارک بنیاد تاریخ و تأسیس بانک اطلاعات تاریخی مذاکره شد.

29 September 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ مهر ۱۳۶۷

بعد از نماز و صبحانه به مجلس رفتم. عفت هم به مجلس آمد؛ چون نقاش در منزل کار می کند و منزل کثیف است و خودش هم کسالت دارد. تا ساعت ده و نیم در جلسه علنی ماندم. این روزها دستور مهمی نداریم و مجلس کم رونق است. آقای [محسن] رفیق دوست آمد و درباره…

28 September 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ مهر ۱۳۶۷

در منزل ماندم. گفته بودند که عفت ساعت نه ونیم صبح می رسد. بعداً معلوم شد که ساعت نه و نیم شب می آید. نقاش برای رنگ کردن در ها آمده بود. وقتم با مطالعه و قدم زدن در حیاط گذشت. عصر آقای محسن رضائی آمد و درباره پادگان سازی برای سپاه و تقویت نی…

27 September 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ مهر ۱۳۶۷

ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. در خبرها و گزارش ها مطلب مهمی نبود. در جلسه علنی تا ساعت ده و نیم ماندم. دستور مهمی نداشتیم. انتخاب دو نامزد برای کمیسیون احزاب داشتیم که [آقای ابراهیم اصغرزاده] یکی از کاندیداهای تندروها با اکثریت نسبی ضعیف رأی …

26 September 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ مهر ۱۳۶۷

در منزل بودم. مهدی به دانشگاه و یاسر به مدرسه رفتند و من تنها ماندم. محسن برای امور موشکی و کارها آمد. وقتم را به استراحت و مطالعه گذراندم. ظهر عفت از سوریه تلفن کرد. حال خودش و همراهانش خوب است؛ گفت چهارشنبه می آید. شب احمدآقا آمد. درباره …

25 September 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ مهر ۱۳۶۷

بعد از نماز تا ساعت هشت صبح، در دفتر کارهای دیروز را انجام دادم. در گزارش ها مطلب مهمی نیست. در جلسه علنی تا ساعت ده و نیم ماندم. در تنفس برای گردان جعفر طیّار از خوزستان که به مجلس آمده بودند، صحبت کردم . ظهر آقای [محی الدین] فاضل هرندی [ن…

24 September 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ مهر ۱۳۶۷

ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. تا ساعت هشت گزارش ها را خواندم. اعضای خانه کارگر و شوراهای کارگری آمدند. برای آنها سخنرانی کردم و به سئوالاتشان جواب دادم . ساعت نه صبح به سوی قم حرکت کردیم و ساعت یک ربع به یازده رسیدیم. در مرکز آموزش عالی مربی …

23 September 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ مهر ۱۳۶۷

برای خطبه های جمعه مطالعه کردم. در گزارش ها، تصویب محدودیت هایی در رابطه آمریکا علیه عراق در کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا، همچنین فتنه در لبنان با تمام شدن دوره ریاست جمهوری [امین] جمیّل و عدم قدرت انتخاب رئیس جمهور جدید و کشته ش…

22 September 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ شهریور ۱۳۶۷

بعد از نماز تا ساعت هشت صبح کارهای دفتر انجام شد. تا ساعت ده در جلسه علنی بودم. با جمعی از جانبازان انقلاب که از سفر به جبهه برگشته بودند، در مجلس ملاقات کردم و برای آنها صحبت نمودم . ظهر آقای [سید علی اکبر] محتشمی [وزیر کشور] ، برای کسب اج…

21 September 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ شهریور ۱۳۶۷

پیش از ظهر به مرکز فرماندهی [نیروهای مسلح] در ستاد مشترک رفتم. دفترم را تجهیز کرده اند. با اعضای دفتر و آقایان [علی] فلاحیان و تیمسار شهبازی مذاکره کردم. ظهر به مجلس رفتم. در گزارش ها مطلب مهمی نبود. عصر هیأت رئیسه مجلس جلسه داشت. درباره مز…

20 September 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ شهریور ۱۳۶۷

در گزارش ها مسئله مهمی نیست. از ساعت هشت صبح تا یک و نیم بعد از ظهر در جلسه علنی بودم. فقط برای نماز و ناهار تنفس دادیم. شش وزیر در دستور بودند که به جز [آقای سید مجید هدایت زاده] برای وزارت بازرگانی، بقیه رأی اعتماد گرفتند. بیشترین رأی را …

19 September 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ شهریور ۱۳۶۷

در منزل بودم. مشغله زیادی جز مطالعه نداشتم. عفت همراه خانواده های نقاش و مطهری و عراقی برای سفر سوریه به فرودگاه رفتند. خبر دادند آقای علی هاشمی، ابوالزوجه محسن به علت سکته در بخش سی سی یو بیمارستان رفسنجان بستری شده است. عصر آقای سیروس ناص…

18 September 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ شهریور ۱۳۶۷

ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. در جلسه علنی تا ده و نیم ماندم. چند مصوبه ساده داشتیم. با آقایان [مهدی] کروبی و [سید محمد] خاتمی درباره اعلان رقم شهدا مذاکره کردیم. دنیا تعداد شهدای ما را خیلی بیشتر از عدد واقعی تصور می کنند. ظهر نمایندگان خوزس…

17 September 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ شهریور ۱۳۶۷

ساعت نه صبح به مجلس رسیدم. تا ساعت ده گزارش ها خوانده شد. آقای صیاد شیرازی آمد. او خواست مأمور تهیه طرح سازمان نیروهای مسلح شود که گفتم رسماً لازم نیست؛ اگر نظری دارد بیاورد. [آقای محمد رئیسی] نماینده شهرکرد آمد. درباره فعال کردن مجلس صحبت …

16 September 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ شهریور ۱۳۶۷

در منزل بودم. کارهای دفتر را آورده بودم، انجام دادم. آقای دکتر ولایتی آمد. گزارش کامل مذاکرات ژنو را داد؛ چیزی بیشتر از آنچه می دانستم نداشت. احتمالاً درباره کنف شدن عراق در مذاکرات اغراق می کنند. درباره سیاست بازسازی و لزوم انجام اقدامات چ…

15 September 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ شهریور ۱۳۶۷

ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. تا ساعت هشت کار کردم. به جلسه علنی رفتم. تا ساعت ده و نیم در جلسه بودم. دستور کار تمام و جلسه ختم شد. پیش از ظهر اعضای کمیسیون سیاست خارجی مجلس آمدند . خواستار تأیید و حمایت بیشتر بودند. بعد از ناهار رئیس بانک مر…

14 September 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ شهریور ۱۳۶۷

در اخبار صبح رسانه های جهانی، فشار بر عراق سنگین است و از ما به خوبی یاد می شود. عراق شرط هایی برای رفتن به نیویورک گذاشته که مهم نیست. در منزل بودم. کار زیادی نداشتم. فاطی و سعید و سارا برای سفر به کره جنوبی به فرودگاه رفتند. مهدی با صورت …

13 September 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ شهریور ۱۳۶۷

صبح زود به مجلس رفتم. در گزارش ها فشار دنیای غرب بر عراق محسوس است. در جلسه علنی شرکت کردم. نتایج استخراج آراء کابینه در مجلس قرائت شد. بعضی ها می خواستند در مورد دکتر [علیرضا] مرندی [وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی] تشکیک کنند. حرف حسابی …

12 September 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ شهریور ۱۳۶۷

ساعت شش و نیم به مجلس رفتم. ساعت هفت و نیم جلسه علنی آغاز شد . بحث در کابینه بود. وزرا دفاع کردند. این کار تا ساعت دو و ربع بعد از ظهر طول کشید. رأی گیری کردیم و به دفترم آمدم. بعد از استراحت خبر دادند که آقایان [محسن] رفیق دوست وزیر سپاه و…

11 September 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ شهریور ۱۳۶۷

اول وقت مهدی با دعای بدرقه مادر [برای انجام جراحی بینی] به بیمارستان امیراعلم رفت. من به مجلس رفتم. در گزارش ها فشار همه جانبه غربی ها بر عراق به خاطر کشتار کردهای شمال عراق، محسوس است . عفت هم به مجلس آمد. صبحانه را با هم خوردیم. به جلسه ع…

10 September 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ شهریور ۱۳۶۷

در اخبار صبح محکومیت عراق به خاطر کاربرد خیلی وسیع سلاح شیمیایی علیه کردهای عراقی آمد و مهم تر از آن تصویب لایحه در مجلس سنا و مجلس نمایندگان آمریکا مبنی بر قطع اعتبارات و کمک های آمریکا به عراق و جلوگیری از اعتبارات بین المللی؛ حرکت آمریکا…

9 September 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ شهریور ۱۳۶۷

در منزل بودم. دکتر روحانی آمد. از ژنو برگشته است. او خلاصه ای از مذاکرات و سرگذشت کار را گفت. فکر می کند هیأت ما تحت تاثیر نظرات حقوقدانان سرسختی نشان داده است. امکان حل را در صورت برخورد بهتر در اول کار منتفی نمی داند، ولی فعلاً مذاکرات به…

8 September 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ شهریور ۱۳۶۷

در گزارش ها موضع عراق سخت تر شده است. شخص صدام حرف می زند و مدعی حاکمیت بر اروند رود و بی اعتباری قرارداد الجزایر است. ساعت ده و نیم به مجلس رسیدم. کارم زیاد شده است؛ هم کارهای دفتر ریاست مجلس و هم کارهای دفتر فرماندهی نیروهای مسلح را دارم.…

7 September 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ شهریور ۱۳۶۷

در اخبار صبح، خبر پس گرفتن استعفاء از طرف نخست وزیر و اظهار اطاعت پخش شد . ظهر کارهای دفتر را انجام دادم. عصر هیأت رئیسه جلسه داشت. امور اداری و پارلمان و مسائل دیگر بحث شد. آقای [حمید] میرزاده آمد و توضیحاتی درباره موفقیت های تعزیرات حکومت…

6 September 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ شهریور ۱۳۶۷

اول وقت خواستم با نخست وزیر تماس بگیرم، گفتند از منزل بیرون رفته و به جای نامعلومی رفته که کسی از ایشان خبر ندارد. از آقای [حمید] میرزاده معاون اجرایی [نخست وزیر] پرسیدم. ایشان هم اظهار بی اطلاعی کرد. با احمدآقا و آقایان خامنه ای و موسوی ار…

5 September 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ شهریور ۱۳۶۷

در منزل بودم. وقتم به مطالعه و استراحت گذشت. مقداری هم به تنظیم کتابخانه ام پرداختم. عصر کارها را از مجلس آوردند، انجام دادم. با [آقای غلامرضا آقازاده] وزیر نفت درباره بستن سرچاه نفت آتش گرفته در مرز عراق در منطقه دهلران صحبت کردم. قرار شد …

4 September 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ شهریور ۱۳۶۷

ساعت هفت و نیم به جلسه علنی رفتم. اولین جلسه بعد از تعطیلات تابستانی و اعزام نمایندگان به جبهه بود. قبل از دستور صحبت کوتاهی کردم . چند مصوبه داشتیم. حال و هوای مجلس به خاطر احتمال تحولات سیاسی و اقتصادی خیلی سیاسی است. مراجعه هم زیاد است.

3 September 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ شهریور ۱۳۶۷

ساعت نه صبح به مجلس رسیدم. گزارش ها را دیدم . [سرتیپ جلالی] وزیر دفاع آمد و از ادغام وزارت سپاه و دفاع ابراز نگرانی کرد. او گفت لایحه دولت را امضاء نخواهد کرد. عدم امضای او مشکلی به خاطر قانون اساسی به وجود خواهد آورد. [سرتیپ حسنی سعدی، سرت…

2 September 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ شهریور ۱۳۶۷

در گزارش ها صحبت از مشکل در مذاکرات ژنو است. تا ساعت ده و نیم برای خطبه های جمعه کار کردم. نماز جمعه را در دانشگاه تهران اقامه نمودم . عصر آقای لاریجانی و آقای محلاتی آمدند و گزارش پیشرفت کار ژنو را دادند. دبیرکل رفته و[یان] الیاسون سوئدی ر…

1 September 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ شهریور ۱۳۶۷

ساعت پنج صبح بعد از ادای نماز، همراه محافظان و آقایان [علی] شمخانی، [ابراهیم] سنجقی، [محمد] فروزنده، مهدی، [علیرضا] افشار و [حسن] دانایی فر به طرف خرمشهر و آبادان رفتیم. در راه از کانال پانصد متر عرضی که برای دفاع از اهواز در کیلومتر 46 جاد…