LoginSign UpSite Members:1,044

Month archive

July 1988

31 diary entries in this month.

31 July 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ مرداد ۱۳۶۷

دکتر روحانی آمد و راجع به طرح ادغام نیروهای زمینی ارتش و سپاه مذاکره کردیم؛ وحدت نظر داشتیم. بنا شد بیشتر بحث شود. آقای محسن رضایی اطلاع داد که دشمن در غرب، تقریبا همه جا به مرزها برگشته است. اجازه عملیات انهدامی خواست که موافقت نکردم. آقای

30 July 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ مرداد ۱۳۶۷

تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. به مجلس رفتم. گزارش ها را خواندم و کارهای چند روز سفر را انجام دادم. آقای [مرتضی[کتیرائی برای امور مجلس آمد. آقای صیاد شیرازی برای عملیات مرصاد آمد و درباره جمع بندی و نقد کار نظراتی ابراز کرد؛ راضی است. …

29 July 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ مرداد ۱۳۶۷

آقای [ابراهیم[سنجقی و آقای]علی[فلاحیان گزارش وضع منطقه را دادند. نیروهای ما کرند را هم گرفته اند. آنها در هفت کیلومتر اطراف کرند، راه را بسته اند و منافقین در حال فرار را منهدم می کنند. تلفات زیادی در آنجا به آنها وارد کرده اند. به نخست وزی…

28 July 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ مرداد ۱۳۶۷

اول وقت آقای سنجقی و آقای [نورعلی[شوشتری فرمانده قرارگاه نجف اطلاع دادند که از دیشب از چهار محور به منافقین حمله شده، از تنگه چهار زبر و گردنه حسن آباد و سه راهی اسلام آباد و داخل شهر اسلام آباد و در همه محورها به پیش رفته ایم و پیشرفت ادام…

27 July 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ مرداد ۱۳۶۷

آقای سنجقی با تلفن بیدارم کرد و گفت: نیروهای ما در سه راهی شرق اسلام آباد هستند و در طرف باختران به جای دیروز برگشته اند و شب مقداری جلو رفته بودند. معلوم می شود منافقین نیروی تازه وارد کرده اند. نیروی زیادی برای این اقدام خود به داخل ایران…

26 July 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ مرداد ۱۳۶۷

ساعت یک و نیم بامداد، آقای سنجقی تلفنی بیدارم کرد و گفت منافقین در جاده اسلام آباد - باختران حضور جدی دارند و خواست محل اقامت را تغییر دهم. دستور دادم نیروها برای تارومار کردن آنها اقدام جدی کنند. دیشب با آقای محسن رضایی قرار گذاشته بودیم ک…

25 July 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ مرداد ۱۳۶۷

با آقای خامنه ای ساعت چهار و نیم صبح بیدار شدیم. نماز خواندیم و آخرین صحبت ها را با هم کردیم. ایشان ماندند و من با محافظان با اتومبیل به سوی باختران [= کرمانشاه] حرکت کردم. قبلاً قرار بود که به قلاّجه در قرارگاه جدید نیروی زمینی برویم، که آ…

24 July 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ مرداد ۱۳۶۷

برای نماز صبح بیدار شدیم. آقای [حسن[روحانی و آقای مهندس موسوی]نخست وزیر] از تهران تلفن کردند و درباره فرماندهی نیروی زمینی ارتش و وضع ناگوار نیروها و ضعف فرماندهان در کنترل نیروها و... گفتند. ساعت شش صبح به سوی اهواز حرکت کردیم. نزدیک ساعت …

23 July 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ مرداد ۱۳۶۷

خبرها در جبهه غرب و جنوب، حاکی از تداوم پیشرفت عراق در خاک ایران بود . تصمیم گرفتم به جبهه بروم. چمدان را بستم. ترتیب امور را در روزهای غیبت از تهران دادم. به ستاد کل توصیه های لازم شد. دکتر روحانی آمد، درباره جنگ و برنامه ها مذاکره کردیم. …

22 July 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ تیر ۱۳۶۷

در منزل بودم. اول صبح خبر دادند که عراق از شمال تا جنوب در اکثر محورها حمله کرده است: از جنوب در محور شلمچه به خرمشهر و از کوشک و طلائیه به جاده اهواز و خرمشهر، از هور در جاده های داخلی هور در میمک و سومار و قصر شیرین و حاج عمران که در قصر …

21 July 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ تیر ۱۳۶۷

ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. از گزارش ها برمی آید که عراق در آتش بس اخلال می کند و به بهانه لزوم مذاکره مستقیم طفره می رود. معلوم است که قصد شیطنت و تجاوز و به دست آوردن امتیاز بیشتر دارد. در جلسه علنی درباره اطلاعیه دیروز امام، صحبت مفصلی ک…

20 July 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ تیر ۱۳۶۷

در منزل بودم. به امور جنگ پرداختم. دشمن در مهران و غرب پیرانشهر تحرکاتی داشته که سرکوب شده است. یک مورد بمباران از دو طرف بوده؛ ما تأسیسات برق سد دوکان را و عراق تلمبه خانه باغ ملک را . شورای امنیت [سازمان ملل[از دو طرف خواسته که تا زمان رس…

19 July 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ تیر ۱۳۶۷

به دفترم رفتم. به خاطر امور جنگ، به جلسه مجلس نرفتم. در گزارش ها مهمترین مسئله پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران است . تقریباً همه دولت ها در مراکز جهانی، حسن استقبال کرده اند. عراق به انفعال افتاده و به نظر می رسد می خواهند به تأخیر اندازد. ت…

18 July 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ تیر ۱۳۶۷

تا ساعت سه بعد از ظهر در منزل ماندم. از جبهه ها هیچ خبری مبنی بر درگیری با دشمن نرسید. سرتیپ [علی] شهبازی را خواستم. آمد و راجع به تعویض فرمانده نیروی زمینی ارتش و حذف ستاد مشترک ارتش مذاکره کردیم. حاج احمدآقا آمد. درباره کیفیت تبیین و توضی…

17 July 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ تیر ۱۳۶۷

اول وقت به مجلس رفتم. گزارش ها را خواندم. دشمن از دهلران و مناطق دیگر عقب نشینی کرده است. به دفتر آیت الله خامنه ای رفتم. در جلسه ای که برای شنیدن و توجیه نظر امام در پذیرش آتش بس منعقد شده بود، شرکت کردم. جمعی از نمایندگان مجلس و جمعی از و…

16 July 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ تیر ۱۳۶۷

ساعت هفت و نیم صبح به مجلس رفتم. مقداری از کارهای عقب مانده روزهای سفر را انجام دادم. ساعت نه و نیم آقایان [مهدی[کروبی،]اسدالله[بیات و]عبدالواحد] موسوی لاری آمدند. درباره جنگ مذاکره شد؛ آنها نگرانند. ساعت ده اعضای هیأت رئیسه مجلس خبرگان آیا…

15 July 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ تیر ۱۳۶۷

در منزل بودم. علی حسین بنا آمد و برای مشکل برادرش کمک خواست. آقای [محمد علی] رحمانی مسئول بسیج آمد. درباره بسیج توضیح داد و از انتقادی که من در جلسه نمایندگان نسبت به اظهارات تند ایشان با فرماندهان سپاه کرده بودم، ناراحت بود که دلداری دادم؛…

14 July 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ تیر ۱۳۶۷

ساعت سه و نیم صبح بیدار شدم. بعد از نماز، آقای [محمد اسماعیل] کوثری فرمانده لشکر حضرت رسول (ص) آمد و از مشاهدات خود در منطقه دشت عباس و اقدام های گردان ارسالی خودش گفت؛ قرار شده سه گردان را برای اقدام در مقابل پیشروی عراقی ها تحت امر ارتش ق…

13 July 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ تیر ۱۳۶۷

بعد از نماز صبح تا ساعت هشت صبح مطالعه کردم و به اخبار خارجی و داخلی گوش دادم. تبلیغات منفی غربی ها درباره وضع جبهه کم است؛ لابد نمی خواهند. عده ای از پاسداران را برای عیادت مجروحان ارتشی دیروز زبیدات فرستادم. مصدوم سطحی شیمیایی زیاد است ول…

12 July 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ تیر ۱۳۶۷

برای نماز صبح بلند شدم و دیگر نخوابیدم؛ خسته ام، خستگی راه و مشکلات جنگ. به مطالب رادیوهای آمریکا و انگلیس گوش دادم. آمریکا تصمیم گرفته به خانواده های شهدای هواپیمای ایرباس ایرانی غرامت بدهد. بیشتر بحث ها درباره عواقب همین حادثه است و شورای…

11 July 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ تیر ۱۳۶۷

تا نزدیک ظهر در منزل بودم. چمدان سفر به جبهه را بستم. تلفنی به کارهای جنگ و مجلس پرداختم. آقای [محمد علی[انصاری از بیت امام آمد و مطالبی درباره برداشت از مراجعات مردم به بیت را گفت. آقای]علیرضا[افشار آمد. برای امور پرسنلی و اعزام نیروی رزمی…

10 July 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ تیر ۱۳۶۷

ساعت شش و نیم صبح به مجلس رفتم. تا ساعت هشت کار کردم. قبل از شروع جلسه رسمی به نمایندگان توصیه کردم با طرح دو فوریتی عدم اجرای ماده 45 آئین نامه، که دولت را موظف کرده در ابتدای هر دوره جدید مجلس، رأی اعتماد بگیرد، موافقت کنند. به خاطر وضع ج…

9 July 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ تیر ۱۳۶۷

ساعت هشت و نیم صبح به مجلس رفتم. مراجعات زیادی بود، مبنی بر نگرانی از حمله عراق به خرمشهر و آبادان و معلوم شد [آقای محسن میردامادی[استاندار]خوزستان[و]آیت الله موسوی جزایری] امام جمعه اهواز اعلان خطر کرده اند و از مردم خواسته اند به جبهه برو…

8 July 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ تیر ۱۳۶۷

تا ساعت ده ونیم در منزل مطالعه کردم. برای اقامه نماز جمعه به دانشگاه تهران رفتم . احساسات ضد آمریکایی مردم شدید است . بعد از نماز به مجلس رفتم . محسن و مهدی هم با من بودند. بعد از ناهار و استراحت و خواندن گزارش ها، ساعت چهار بعد از ظهر به س…

7 July 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ تیر ۱۳۶۷

تا ساعت هشت صبح در دفترم گزارش ها را دیدم. سقوط هواپیمای ایرباس ایران هنوز در صدر اخبار است و معمولاً به نفع ما و علیه آمریکا. تا نزدیک ساعت ده در جلسه علنی بودم. مقابل مجلس، اجتماع مردم برای تشییع جنازه شهدای سقوط ایرباس بود. تنفس دادیم و …

6 July 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ تیر ۱۳۶۷

تحت تأثیر ناراحتی ها، در طول شب خواب های نگران کننده ای می دیدم. صبح برخلاف روزهای گذشته با خستگی و کوفتگی از خواب بلند شدم. مقداری نرمش در حیاط منزل انجام دادم؛ نشاط لازم را نداد. به مجلس رفتم و تا ظهر کارهای اداری را انجام دادم. عصر در جل…

5 July 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ تیر ۱۳۶۷

ساعت شش و نیم صبح بعد از استماع اخبار خودی و بیگانه در منزل به مجلس رفتم. تا ساعت هشت در دفترم گزارش ها را دیدیم. سقوط هواپیمای ایرباس در رأس اخبار است. موج اظهار تأسف عمومی است، ولی موج محکومیت آمریکا محدود است؛ بیشتر حمل بر اشتباه آمریکا …

4 July 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ تیر ۱۳۶۷

در راه مجلس از محل ستاد کل و دفتر فرماندهی، ستاد مشترک و مقر عقیدتی سیاسی ارتش بازدید کردم. ساعت هشت و نیم به مجلس رسیدم. در گزارش ها مسئله سقوط هواپیمای ایرباس ایران، همه اخبار را تحت الشعاع گرفته و موج وسیع انتقاد و محکومیت علیه آمریکا بل…

3 July 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ تیر ۱۳۶۷

ساعت شش و نیم صبح به مجلس رفتم و تا ساعت هشت کارهای دفتر را انجام دادم. سپس به مجلس رفتم و تا ساعت نه و نیم در جلسه بودم. به دفترم برگشتم. آقای [سرتیپ منصور[ستاری]فرمانده نیروی هوایی ارتش] اطلاع داد که یک هواپیمای ایرباس ایرانی بر فراز

2 July 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ تیر ۱۳۶۷

ساعت هشت صبح در دفترم، جلسه ای با حضور اعضای ستاد کل [نیروهای مسلح[تشکیل شد. نخست وزیر، دکتر روحانی،]سید حسن[فیروز آبادی،]بهزاد[نبوی،]غلامرضا[آقازاده،]محمد[باقریان،]بیژن

1 July 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ تیر ۱۳۶۷

بعد از نماز برای انجام کارهای عقب مانده و خواندن گزارش ها به کتابخانه آمدم. تا ظهر وقتم به مطالعه گذشت. عصر احمدآقا آمد. درباره راه های ختم جنگ مذاکره کردیم. آقای[عبدالمجید] معادیخواه برای امور بنیاد تاریخ آمد. محسن آمد. راجع به امور شخصی و