LoginSign UpSite Members:1,044

Month archive

June 1988

30 diary entries in this month.

30 June 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ تیر ۱۳۶۷

ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. تا ساعت هشت گزارش ها را خواندم. در جلسه علنی از دفع تک دشمن در شاخ شمیران تشکر کردم . تقاضای رأی اعتماد نخست وزیر در دستور بود که سرانجام از مجموع 217 رأی، با 204 رأی موافق و 8 رأی مخالف و 5 رأی ممتنع روبرو شد. ا…

29 June 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ تیر ۱۳۶۷

بعد از نماز و ورزش و نوشتن خاطرات دیروز، با نخست وزیر درباره ستاد و تبلیغات و امور دیگر تلفنی صحبت کردم. آقای محسن رضائی از منطقه آمد. گزارش وضع و عملیات شکست خورده دیروز عراق را داد و نگران از حملات آینده عراق است. به سوی تهران حرکت کردیم.…

28 June 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ تیر ۱۳۶۷

برای نماز که بلند شدم، خبر دادند حمله دیشب دشمن سریعاً دفع شده است. ساعت پنج و نیم صبح با ماشین به سوی باختران [= کرمانشاه] حرکت کردیم. صبحانه را بین پل دختر و اسلام آباد کنار رودی و زیر درخت بلوطی صرف کردیم. ساعت ده در بین راه با دکتر روحا…

27 June 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ تیر ۱۳۶۷

نماز و قرآن و نوشتن خاطرات و گوش دادن به اخبار رادیوهای بیگانه و خودی . مثل اینکه غربی ها نمی خواهند روی پیروزی های عراق تکیه کنند و با اختصار از آن می گذرند. تا ظهر به مطالعه گزارش ها و اظهارات دو اسیر عراقی که در جزیره اسیر شده بودند و مذ…

26 June 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ تیر ۱۳۶۷

نماز و استحمام و حرکت به سوی فرودگاه با بدرقه عفت. هواپیما حاضر بود و بلافاصله پرواز کردیم. با آقایان [محمد[باقری]معاون اطلاعات نیروی زمینی سپاه[،]حسن[روحانی،]ابراهیم] سنجقی و محافظان، ساعت شش صبح در پایگاه امیدیه نشستیم. ماشین ها حاضر بودن…

25 June 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ تیر ۱۳۶۷

ساعت پنج صبح آقای [محمد[فروزنده از اهواز اطلاع داد که از ساعت سه و نیم بامداد دشمن آتش شدید همراه با بمب شیمیایی از هر نوع، روی جزیره]مجنون] و طلائیه و عقبه می ریزد و ارتباط با جزیره مجنون قطع است، جز از طریق تلفن بیمارستان. به دکتر ولایتی …

24 June 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ تیر ۱۳۶۷

در منزل بودم. کارهای عقب مانده سه روز سفر را انجام دادم. آقای سنجقی اطلاع داد که حادثه ای در جنوب نداشته ایم. حاج احمدآقا آمد. گزارش مبسوطی درباره جنگ و پیشنهادهایی در این باره توسط ایشان برای امام فرستادم. ظهر بستگان عفت مهمانمان بودند و ع…

23 June 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ تیر ۱۳۶۷

آقای محسن رضائی آمد. طرح کلی درباره آینده جنگ و نیازهای سپاه را داد. به قرارگاه نیروی زمینی ارتش در سومار رفتیم. از سرهنگ علیاری و سرهنگ الماسی که از مهران فرار کرده بودند، سئوالاتی کردم. ضعف غیر قابل قبولی بر ارتشی ها حاکم بود. با فرماندها…

22 June 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ تیر ۱۳۶۷

بعد از نماز صبح، یادداشت مفصلی درباره وضع جنگ و جبهه ها و راه های چاره کار تهیه کردم که اگر لازم شد خدمت امام بدهیم. آقای سرهنگ ترابی [فرمانده حفاظت اطلاعات ارتش] آمد. گزارش شکست در مهران را گفت؛ قرائن زیادی بر ضعف نیروها در گزارش وجود دارد…

21 June 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ خرداد ۱۳۶۷

با بدرقه اهل خانه به قصد سفر به جبهه حرکت کردم. از هفت تا هشت صبح در دفترم گزارش ها را خواندم و از جبهه اطلاع گرفتم. گفتند نیروهای ما رفته رفته به سوی مهران پیش می روند و دشمن قدم به قدم عقب می رود و قصد تخلیه شهر را دارد، ولی در ارتفاعات م…

20 June 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ خرداد ۱۳۶۷

چمدان را بستم که به منطقه بروم، ولی موفق به سفر نشدم. به مجلس رفتم. گزارش ها را دیدم . منافقین و عراق مدعی اند که عملیات مهران را منافقین انجام داده اند؛ با اینکه نیروهای اصلی عراقی اند. آقای رضائی اطلاع داد که دشمن مقداری عقب نشسته و نیروه…

19 June 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ خرداد ۱۳۶۷

نزدیک ساعت چهار صبح، با تلفن آقای رضائی بیدار شدم. اطلاع داد که دشمن در مهران حمله را آغاز کرده و در چند نقطه ناموفق بوده و در یک نقطه نفوذ کرده است . آقای روحانی و آقای شمخانی و آقای حسنی سعدی اطلاع دادند، در همان نقطه هم عقب رانده شده اند…

18 June 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ خرداد ۱۳۶۷

بعد از نماز به کتابخانه آمدم و گزارش ها را مطالعه کردم. آقای سنجقی اطلاع داد که دیشب جنگ در ارتفاع قامیش ادامه داشته و بالاخره اجازه عقب نشینی گرفتند. به مجلس رفتم. تقاضای ملاقات زیاد است ولی به خاطر تراکم کارها، ملاقات ها را عقب انداختم. ا…

17 June 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ خرداد ۱۳۶۷

نزدیک صبح بیدار شدم. از جبهه خبر گرفتم. در جزیره وضع عادی شده بود. بعد از نماز دیگر نخوابیدم و بخش دیگری از کارهای عقب مانده را انجام دادم. مطالب خطبه ها را مهیا نمودم . نماز جمعه را در دانشگاه تهران اقامه کردم . عصر آقای خامنه ای آمدند و ه…

16 June 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ خرداد ۱۳۶۷

نزدیک اذان صبح بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. درباره راهکارهای ممکن برای آینده جنگ فکر کردم و سپس با دکتر روحانی در میان گذاشتم : یا بسیج عمومی برای جنگ، یا پذیرش صلح. راه دیگری به نظرمان نمی رسد. آخرین توصیه ها و دستورها را به قرارگاه های مربو…

15 June 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ خرداد ۱۳۶۷

ساعت پنج صبح به سوی دزفول حرکت کردیم. ساعت هفت به پادگان نیروی زمینی دزفول رسیدم. صبحانه صرف شد و سپس با آقایان حسنی سعدی و دژاکام درباره خطوط پدافندی ارتش در جنوب، حدود دویست کیلومتر از چیلات تا چزابه، مذاکره کردیم و درباره احتمال خطر در ش…

14 June 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ خرداد ۱۳۶۷

بعد از نماز تا هفت ونیم صبح، گزارش های خبرگزاری ها را خواندم و به رادیو آمریکا و انگلیس گوش دادم. دنبال این هستند که نتیجه عملیات بیت المقدس 7 را پیروزی عراق در شکستن تهاجم ایران معرفی کنند و به اسم صدام که در منطقه حضور داشته، تمام کنند. آ…

13 June 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ خرداد ۱۳۶۷

بعد از نماز صبح، آقای سنجقی اطلاع داد که تقریباً همه واحدها پیشروی داشته اند. دو سوم پنج ضلعی را گرفته ایم و لشکر 27 حضرت رسول(ص) به کانال ماهی رسیده و پیشروی ادامه دارد. رادیوهای فارسی صدای آمریکا و بی بی سی را گرفتم؛ مسئله مهمی نداشت . در…

12 June 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ خرداد ۱۳۶۷

پیش از ظهر آقایان [منصور[ستاری،]محسن[انصاری]فرمانده پدافند هوایی سپاه[،]حسن[روحانی و]علی] شهبازی آمدند. درباره ترکیب ستاد کل و تهیه نیروی جدید و برنامه های جنگ مذاکره کردیم که تا ظهر طول کشید؛ تا حدی مطلوب و پیشرفت خوب بود. درباره پیشنهاد م…

11 June 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ خرداد ۱۳۶۷

بعد از نماز صبح، به اخبار رادیوهای خارجی و اخبار داخلی گوش دادم. مقداری مطالعه کردم: کتاب مسائل مسلمانان در شوروی (آسیای مرکزی). مطابق معمول گلف، صبحانه را در ساعت هشت صبح خوردیم. سپس آقایان روحانی و رضائی و شمخانی و صفوی و سنجقی و افشار آم…

10 June 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ خرداد ۱۳۶۷

بعد از نماز صبح نخوابیدم. بیشتر افراد حاضر در مقر به خاطر کارهای شبانه خوابیده اند. درباره بسیج امکانات کشور برای جنگ که تنها راه منطقی، در صورت تصمیم ادامه جنگ است، فکر کردم و دو راه به نظرم رسید: حکم صریح امام و یا گذراندن مصوبه جامع از م…

9 June 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ خرداد ۱۳۶۷

نزدیک ساعت سه بامداد در 15 کیلومتری اهواز پیاده شدیم. ماشین ها منتظر بودند. منظره مانور شبانه نیروها در پادگان سپاه مجاور اهواز تماشایی بود. به گلف آمدیم. نماز صبح را خواندیم و خوابیدیم. ساعت هفت صبح بیدار شدم. اخبار داخلی و خارجی را گرفتم …

8 June 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ خرداد ۱۳۶۷

چمدان را بسته و عازم مجلس شدم. تا ساعت هشت صبح کارهای دفتر و خواندن گزارش ها انجام شد. [آقای گیورکی آتاناسو] نخست وزیر بلغارستان آمد؛ ملاقات تشریفاتی بود. حرف زیادی برای زدن نداشتیم، جز تعارف و ابراز رضایت از گسترش روابط . همراه با دکتر روح…

7 June 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ خرداد ۱۳۶۷

از ساعت هفت تا نه صبح، در دفترم به کارهای اداری و جواب مراجعات و خواندن گزارش ها پرداختم. آقای جعفری اصفهانی - که انتخاباتش در حوزه لنجان باطل شده - آمد و خواست که از شورای نگهبان بخواهم باطل نکند. در جلسه علنی، چند اعتبار نامه دیگر تصویب ش…

6 June 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ خرداد ۱۳۶۷

به مجلس رفتم. بیشتر به کارهای جنگ و مشورت برای تشکیل ستاد فرماندهی کل قوا پرداختم. آقای ری شهری و معاونان [وزارت اطلاعات[آمدند. آنها خواستار عضویت در اطلاعات ستاد بودند. آقای]محسن] رفیق دوست آمد. او خواستار مسئولیت لجستک ستاد بود. آقای علیز…

5 June 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ خرداد ۱۳۶۷

در منزل بودم. در اخبار رسانه ها، سکوتی درباره آثار بمباران اقامتگاه صدام حاکم است. ممکن است واقعاً آسیبی وارد نشده باشد و ممکن است که تاثیر جدی داشته باشد. اینکه تاکنون صدام را نشان نداده اند، با اینکه در چنین وضعی مقتضی است نشان بدهند و خب…

4 June 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ خرداد ۱۳۶۷

به رادیوهای بیگانه گوش دادم. خبر انتخاب من به جانشینی فرماندهی کل قوا در رأس اخبار است و تفسیرهای گوناگون می شود . حمله به اقامتگاه صدام به عنوان اولین اقدام نظامی من تفسیر می شود و عراقی ها سروصدای زیادی در این خصوص به راه انداخته اند و مد…

3 June 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ خرداد ۱۳۶۷

بعد از نماز و ورزش، از جبهه گزارش گرفتم. اتفاقی گزارش نشده است. به آقای محسن رضائی گفتم به خاطر احتمال حمله عراق، به جزیره جنوب برود. برای خطبه های جمعه مطالعه کردم. احساسات مردم در مراسم نماز جمعه بیش از گذشته بود . عصر آقای روحانی آمد. نت…

2 June 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ خرداد ۱۳۶۷

ساعت شش و نیم صبح به مجلس رفتم. در گزارش های جهانی، ملاقات [رونالد[ریگان]رئیس جمهور آمریکا[و]میخائیل[گورباچف]رهبر اتحاد جماهیر شوروی] در رأس است . در جلسه علنی شرکت کردم، ولی زود به دفترم برگشتم. چند مورد اعتراض به اعتبار نامه ها با ریشه ها…

1 June 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ خرداد ۱۳۶۷

در منزل بودم. پیش از ظهر احمد آقا آمد. درباره طرح نخست وزیر برای ریاست ستاد کل به امام پیغام مشورت دادم. خود احمدآقا موافق نیست. آقای [سید علی اکبر[محتشمی]وزیرکشور] آمد و مقداری علیه فرماندهان سپاه صحبت کردو پیشنهادهایی درباره جنگ داشت. آقا…