LoginSign UpSite Members:1,044

Month archive

December 1988

31 diary entries in this month.

31 December 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ دی ۱۳۶۷

ساعت هشت و نیم صبح به محل حفاظت اطلاعات سپاه در محل سفارت سابق آمریکا رفتم. نمایشگاه، کارها و برنامه ها را به مدت یک ساعت بازدید کردم. سپس در جمع مسئولان حفاظت که سمینار دارند، برایشان صحبت کردم . ساعت یک و نیم ظهر به مجلس رفتم. عصر آقایان …

30 December 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ دی ۱۳۶۷

در منزل بودم. کار زیادی نداشتم. بیشتر به استراحت و مطالعه کتاب درباره مسائل بعد از جنگ جهانی دوم گذشت. کوفتگی و نقاهت کمردرد وکسالت دو سه روز گذشته باقی است. آقای [عبدالمجید] معادیخواه آمد و گزارش کار بنیاد تاریخ را داد. همشیره زاده محمد و …

29 December 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ دی ۱۳۶۷

ساعت هشت و نیم صبح به دفتر فرماندهی [کل قوا] در محل ستاد کل رفتم. قرار گذاشته ام هفته ای یک روز به آنجا بروم. آقای نواب مسئول دانشکده تربیت مربی سپاه در قم آمد و خواستار تقویت آن و اجازه تأسیس دوره فوق لیسانس شد. از فرمانده سپاه شکایت داشت.…

28 December 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ دی ۱۳۶۷

حالم بهتر بود. به مجلس رفتم. پس از شروع جلسه علنی به دفترم برگشتم وکارهای عقب مانده را انجام دادم. آقای [علی محمد] بشارتی [قائم مقام وزیر امور خارجه] آمد. درباره سپاه و دانشگاه مطالبی داشت. [آقای فاروق الشرع] وزیر خارجه سوریه آمد. او خواستا…

27 December 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ دی ۱۳۶۷

تبم تخفیف یافته بود. نزدیک ساعت نه صبح به مجلس رسیدم. هیأت کره شمالی آمدند. توسعه روابط و کمک ما در امور اکتشاف و پالایش نفت و وحدت دو کره را خواستند . آقای [سید محمد باقر] حکیم آمد. درباره مدیریت سپاه بدر و امکانات و تسهیلات اداری برای عرا…

26 December 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ دی ۱۳۶۷

ساعت نه ونیم صبح به دفتر آیت الله خامنه ای رفتم. شورای سیاستگذاری [بازسازی] جلسه داشت. سیاست واگذاری کارخانه های دولتی به بخش خصوصی با حق اولویت کارگران تصویب شد. بعد از ناهار درباره احزاب و شوراها مذاکره کردیم. سپس به مجلس رفتم. عصر عقد از…

25 December 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ دی ۱۳۶۷

ساعت هفت و نیم صبح به مجلس رسیدم. مبتلا به کمر درد شده ام. قبل از دستور میلاد حضرت مسیح (س) را تبریک گفتم. ساعت ده ونیم دستورها تمام شد و جلسه را ختم کردیم. آقای [رضا] امراللهی [رئیس سازمان انرژی اتمی] آمد. در خصوص پیشرفت انرژی هسته ای توضی…

24 December 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ دی ۱۳۶۷

ساعت هشت و نیم صبح به مجلس رسیدم. تا ساعت ده گزارش ها را خواندم. بالاخره اعلان شد که هواپیمای ساقط شده آمریکایی در اثر فرسودگی دچار سانحه شده و خرابکاری نبوده است. آقای [احمد] زرگر آمد و گزارش [عملکرد] دادگاه [مبارزه با مفاسد و] منکرات را د…

23 December 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ دی ۱۳۶۷

تا ساعت ده و نیم صبح در منزل مطالعه نمودم. برای اقامه نماز جمعه به دانشگاه تهران رفتم . ظهر بستگان مهمانمان بودند. عصر دکتر [سیف الله] وحید [دستجردی] نیازهای وارداتی و ساخت ابزار مورد نیاز جانبازان را گفت و استمداد کرد. گروه موشکی سپاه آمدن…

22 December 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ دی ۱۳۶۷

ساعت هشت صبح به دفتر فرماندهی در ستاد کل [نیروهای مسلح] رفتم. [دریادار ملک زادگان] فرمانده نداجا [= نیروی دریایی ارتش] آمد. او برای تکمیل اسکله چابهار استمداد کرد. گروهی از مفسران عکس هوایی آمدند و خواستار عکسبرداری کامل از کشور برای تهیه ن…

21 December 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ آذر ۱۳۶۷

ساعت پنج صبح بیدار شدم. آقا ماشاءالله پاسدار برایم شیر و خرما آورد. سحری خوردم و سپس تا ساعت هشت کارها را انجام دادم و گزارش ها را خواندم. قبل از دستور فوت پدر آقای ری شهری را [که در اثر تصادف فوت کرده اند]، تسلیت گفتم. ساعت ده ونیم به دفتر…

20 December 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ آذر ۱۳۶۷

ساعت هفت و نیم صبح به مجلس رسیدم. تا ساعت نه و نیم کارهای دفتر انجام شد. دکتر روحانی آمد. درباره بودجه دفاعی سال آینده و وضع جبهه ها صحبت شد. آقای [محسن] قرائتی [نماینده امام در نهضت سواد آموزی] همراه همکارانش در نهضت سواد آموزی آمدند. از ع…

19 December 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ آذر ۱۳۶۷

ساعت نه و نیم صبح به دفتر رئیس جمهور رسیدم. جلسه شورای بازسازی بود. سیاست های بازسازی مناطق آسیب دیده جنگ و سیاست تأمین منابع ارز خارجی تصویب شد. بحث درباره واگذاری کارخانجات دولتی به بخش خصوصی ناتمام ماند. آقای [عبدالحسین] وهاجی [وزیر بازر…

18 December 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ آذر ۱۳۶۷

بعد از نماز تا ساعت هشت صبح کارهای دفتر را انجام دادم. تا آخر وقت در جلسه علنی بودم. در تنفس با دو نفر از جانبازان قطع نخاعی و فرماندهان سپاه لرستان مذاکره کردم. ظهر محسن آمد. فیلمی از برنامه پرتاب دو موشک زمین به زمین یکصد و شصت کیلومتری س…

17 December 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ آذر ۱۳۶۷

دیشب و امروز هم باران خوبی بارید؛ مایه خوشحالی است. به دانشگاه شهید بهشتی رفتم. باران می بارید. در سالن ورزشگاه، اجتماع عظیمی از دانشجویان و اساتید بود. به مناسبت وحدت حوزه و دانشگاه سخنرانی کردم و جواب سئوالات را دادم و جوایز را اهدا کردم …

16 December 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ آذر ۱۳۶۷

در منزل بودم. وقتم به استماع اخبار، مطالعه و قدم زدن در حیاط منزل گذشت. عفت از رفسنجان تلفن کرد؛ از برنامه هایش راضی است. محمد علی حسینی کارگرمان از نوق آمد. فرزندش در عملیات بیت المقدس 7 مفقود شده است. مقداری درباره روحیه فرزندش گفت. از اح…

15 December 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ آذر ۱۳۶۷

دیشب باران مفصلی باریده. تاکنون باران امسال خیلی کم بوده و نگرانی از خشکسالی ها داشتیم. اگر این باران همه جا باشد، خطر را رفع کرده. به تالار وحدت رفتیم تا در مراسم روز پرستار شرکت کنیم. برایشان صحبت کردم و جوایز را دادم. گروهی از دختر بچه ه…

14 December 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ آذر ۱۳۶۷

عفت ساعت شش بیدار شد که برای سفر به رفسنجان، فرودگاه برود. بعد از نماز، دعای سفر خواندم و رفت. من هم به مجلس رفتم. از فرودگاه تلفنی گفت شماره پرواز و ساعت پرواز با هم نمی خواند. لابد بلیت فروش بد نوشته است. به دفترم گفتم مشکل را رفع کند. بع…

13 December 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ آذر ۱۳۶۷

ساعت نه ونیم صبح به مجلس رسیدم. محسن صانعی [فرزند آیت الله حسن صانعی] آمد. توضیحاتی درباره تحصیل و کارش داد. ظهر عفت، فاطی و سارا به مجلس آمدند. ناهار هم در مجلس بودند. جمعی از نمایندگان عضو کمیسیون آموزش عالی آمدند . وضع دانشگاه ها و نیازه…

12 December 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ آذر ۱۳۶۷

ساعت چهار و نیم صبح با زنگ محافظان بیدار شدم. سحری خوردم: شیر و خرما. ماه رمضان به جبهه رفته بودم. هفت روز روزه قضا دارم. بعد از نماز صبح برای بدرقه رئیس مجلس لهستان فرودگاه رفتم. مصاحبه کوتاهی انجام شد و بدرقه شدند و رفتند. سفرای بلوک شرق …

11 December 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ آذر ۱۳۶۷

سحر بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. تا ساعت هشت درباره مدارک اصل ولایت فقیه مطالعه کردم. قبل از دستور در جلسه علنی در مورد تهاجم اسرائیل به لبنان و زلزله شوروی صحبت کوتاهی کردم . تا تنفس در جلسه ماندم. به دفترم رفتم. آقای [عیسی] ولائی [نماینده ت…

10 December 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ آذر ۱۳۶۷

ساعت نه صبح به مجلس رسیدم. هیأت لهستانی هم همان موقع رسید. ملاقاتمان یک ساعت و نیم طول کشید. بازدید کوتاهی از پارلمان داشتند و به ملاقات رئیس جمهور رفتند. فرمانده نزاجا [= نیروی زمینی ارتش] آمد. گزارش مانورشان را داد. آقای [موسوی] جزایری ام…

9 December 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ آذر ۱۳۶۷

تا ساعت ده و نیم در منزل مطالعه کردم. برای اقامه جمعه به دانشگاه رفتم. در اخبار آمده که اسرائیل به جنوب بیروت حمله کرده و در جاده ساحلی نیرو پیاده کرده است و بمباران شدید می نماید. عصر برای استقبال از [رومان مالینوسکی] رئیس مجلس لهستان که ب…

8 December 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ آذر ۱۳۶۷

ساعت هشت و نیم به مجلس رسیدم. تا ساعت نه ونیم گزارش ها را خواندم . آقای [سید کاظم] خوانساری سفیرمان در لیبی آمد. پیام آقای قذافی را آورده بوده که خواسته به او هواپیمای سوخت رسان در فضا بدهیم و در صنعت شیمیایی کمکش کنیم؛ موکول به مشورت شد. ر…

7 December 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ آذر ۱۳۶۷

ساعت هفت و ربع به مجلس رسیدم. از هشت و ربع تا یک بعد از ظهر، یکسره در جلسه علنی بودم. اصلاحیه بودجه در دستور بود. برای بازسازی حدود پنج میلیارد تومان و حدود سیصد و چهل میلیون دلار تصویب شد. نماز و ناهار و استراحت. جلسه ای بنا بود با کمیسیون…

6 December 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ آذر ۱۳۶۷

ساعت نه صبح به مرکز جهاد سازندگی نزدیک مجلس رفتم. در سمینار مسئولان جهاد سخنرانی کردم و برای کارهای آینده جهاد مخصوصاً شیلات و صنایع روستایی نظراتی ارائه کردم . به دفترم رفتم. کارهای دفترم را انجام دادم. سعیدالذاکرین [مسئول روابط عمومی مجلس…

5 December 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ آذر ۱۳۶۷

ساعت نه ونیم صبح به دفتر آیت الله خامنه ای رسیدم. شورای سیاستگداری [بازسازی] جلسه داشت. گروه جدیدی از کالاها برای اعلان آزادی واردات انتخاب شد. آقای [عبدالحسین] وهاجی [سرپرست وزارت بازرگانی] نوسان قیمت ارزها را بعد از اعلان آزادی واردات گزا…

4 December 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ آذر ۱۳۶۷

تا ده و نیم در جلسه بودم. سپس ویدئوی اعترافات یک منافق را که اخیراً دستگیر شده دیدم. اطلاعات مهمی داده. از عراق برای تماس با منابع منافقین آمده است. ظهر اعضای کمیسیون [شوراها و] امور داخلی مجلس آمدند . درباره تقویت کمیسیون استمداد کردند و ب…

3 December 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ آذر ۱۳۶۷

ساعت هشت و نیم صبح به دانشکده پلیس رفتم. مراسم انجام شد. رژه رفتند. برای آنها صحبت کردم و جوایز افراد اول و دوم و سوم فارغ التحصیلان را دادم و از غرفه کشفیات آگاهی بازدید کردم. توضیحاتی درباره شیوه کشف جرم و شناخت مجرم و ابزار جعلیات دادند.…

2 December 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ آذر ۱۳۶۷

در منزل بودم. کارهای عقب مانده مجلس را که به خانه آورده بودم، انجام دادم. آقای [محمدحسن] زورق آمد. گزارش سفر به هند، مالزی و پاکستان را داد و درباره تبلیغات بحث شد. آقای [سید علی اکبر] محتشمی [وزیر کشور] تلفنی اطلاع داد که قاتل دکتر [کاظم] …

1 December 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ آذر ۱۳۶۷

ساعت نه و نیم صبح به مجلس رسیدم. در گزارش ها تظاهرات وسیع مردم آذربایجان شوروی و شعارهای اسلامی جلب توجه می کند . رفته رفته کنار مرز ما می آیند. رسانه های شوروی هم در این خصوص به زبان آمده اند. مدیرکل های وزارت اطلاعات آمدند؛ سمینار دارند. …