30 June 1986
در منزل بودم. طرف صبح بیشتر وقتم به مطالعه گذشت. آقاى [محسن] رفیق دوست [وزیر سپاه پاسداران] اطلاع داد که عملیات [کربلاى یک] به شب آینده موکول شده است. عصر آقاى [کاظم] خوانسارى [سفیر ایران در لیبى] آمد و نظرات رهبران لیبى را آورد. آنها توقع …
29 June 1986
ساعت شش ونیم صبح به مجلس رسیدم. در گزارش ها تهدید عراق و مسایل اوپک مهم است. امید به اخذ تصمیم نیم بندى در اوپک مى رود و نیز خبر اصابت دو کشتى نفتى در آب هاى جنوب توسط هواپیماهاى ما آمده بود که از نیروى دریایى توضیح خواستم. معلوم شد نیروى ه…
28 June 1986
ساعت هشت صبح با آقاى رییس جمهور خدمت امام رسیدیم. درباره تعویض فرمانده نیروى زمینى مذاکره شد و اینکه آقاى صیاد را امام براى عضویت در شوراى عالى دفاع منصوب کنند و از زحماتش تقدیر نمایند و براى عبارت فرمان امام، قرار شد من و آقاى [آیت الله] خ…
27 June 1986
در منزل بودم. از استخر کوچک خانه براى شنا استفاده کردم و از درخت کوچک توت حیاط توت خوردم. اطلاع دادند که دیشب دو موشک اسکاد - بى به تأسیسات نفتى شمال غرب کرکوک زده ایم و هواپیماهایمان هم، امروز صبح تأسیسات دیگرى از عراق را در همان ناحیه بمب…
26 June 1986
تا ساعت هفت ونیم صبح در دفترم کار کردم. پس از افتتاح جلسه علنى و امضاى مرخصى هاى نمایندگان به دفترم برگشتم. فرماندهان سپاه از جبهه آمده بودند. تا ظهر درباره وضع جبهه ها بحث شد و سرانجام على رغم تردیدى که به خاطر کمى نیرو وجود داشت، تصمیم گر…
25 June 1986
ساعت هشت صبح به مجلس آمدم. تا ساعت نه گزارش ها را خواندم. آقاى [محمود محمدى] عراقى قائم مقام نماینده امام در سپاه آمد و گزارش وضع جبهه ها و سپاه را داد. گفت بعضى از فرماندهان، موافق عملیات آینده در مهران نیستند و بر لزوم تعیین نماینده امام …
24 June 1986
به مجلس رفتم و در جلسه علنى تا ساعت ده ونیم صبح ماندم. چون کمتر در جلسه مى مانم، مراجعات نمایندگان زیاد است. آقاى عبدالله نورى [رییس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس] آمد و از مصرف زیاد بودجه در ارتش گفت. آقایان دکتر هادى و کنگرلو آمدند. راجع به…
23 June 1986
ساعت نه صبح فرماندهان سپاه آمدند. طرح عملیات آینده و برنامه بسیج عمومى براى تشکیل پانصد گردان تا پاییز و هزار گردان تا آخر سال را آوردند. وزارت سپاه براى تدارک این برنامه مبلغ سى میلیارد تومان بودجه مى خواهد که حدود هشتصد میلیون دلار آن ارز…
22 June 1986
تا ساعت نه ونیم صبح در جلسه علنى مجلس ماندم. در دفترم آقاى [سید حسین] قاضى زاده هاشمى نماینده مردم فریمان آمد. پولى براى جبهه آورده بودند. در جلسه شوراى عالى پشتیبانى جنگ شرکت کردم. تصمیماتى اتخاذ شد. ظهر اعضاى قرارگاه رمضان آمدند. درباره ب…
21 June 1986
در منزل بودم. تا ساعت هشت ونیم صبح در کتابخانه ام کار کردم. به سرهنگ [مصطفى] ترابى گفتم به سرهنگ [عباس] بابایى در مورد عملیات برون مرزى تأکید کند. مدتى است دستور جدى براى مقابله به مثل در مورد مراکز صنعتى عراق داده ایم، اما غیر از یک مورد، …
20 June 1986
در منزل بودم. آقاى امامى [کاشانى] نمازجمعه را اقامه کرد؛ از درخت کوچک توت که در حیاط منزل است توت چیدم، خاطره هاى دوران کودکى در نوق زنده شد. اطلاع دادند که دو نفر گروگان هاى فرانسه در لبنان آزاد شده اند. آقاى نخست وزیر تلفنى گفتند که کاردا…
19 June 1986
پس از نماز تا ساعت هفت ونیم صبح در دفترم کار کردم. در جلسه علنى خیلى کم ماندم. با آقایان [اسدالله] بیات و [عبدالرضا] اسدى نیا و اسماعیل فدایى، براى رفع کدورت ناشى از اظهارات آقاى بیات در شوراى سرپرستى که توسط آقاى اسدى نیا به مجلس منتقل شده…
18 June 1986
ساعت هشت صبح به مجلس رسیدم. تا ساعت نه گزارش ها را خواندم. از آقاى [محسن] دعاگو احوال پرسى کردم. مبتلا به سرطان شده و ماه ها در لندن معالجه کرده. گفت خطر رفع شده است. مدیران سازمان اقتصاد اسلامى آمدند. براى کنترل صندوق هاى قرض الحسنه و تسهی…
17 June 1986
صبح زود به مجلس آمدم. در جلسه علنى، مراسم تحلیف براى هیأت رییسه جدید انجام شد. در تنفس آقاى دکتر روحانى آمد. درباره جنگ مذاکره کردیم و همین طور در مورد سفر ایشان به خارج. آقامحمدى آمد. از اختلاف نظرش با مسئولان قرارگاه رمضان درباره کیفیت به…
16 June 1986
به خاطر وضع جنگ و شهادت ها و مشکلات مردم نشاط ندارم. پیش از ظهر آقاى [عبدالمجید] معادیخواه آمد. براى تأسیس صندوق قرض الحسنه بنیاد تاریخ و محافظ مرحومش استمداد کرد و براى بنیاد ماشین خواست و خبر داد که شرکت زیاد مردم در مراسم روز قدس در آلما…
15 June 1986
تا ساعت هفت ونیم صبح در دفترم کار کردم. در جلسه رسمى مجلس، انتخابات هیأت رییسه انجام شد. من با 179 رأى موافق و 22 مخالف و 24 ممتنع به ریاست انتخاب شدم. آقاى کروبى نایب رییس اول شد. آقاى یزدى هم از نیابت اول به نیابت دوم تنزل کرد که باعث نار…
14 June 1986
آقاى [شیخ حسن] صانعى [رییس بنیاد پانزده خرداد] آمد. براى گرفتن سهم چهار درصد کالا براى بنیاد پانزده خرداد که به خانواده هاى شهدا مى دهد، استمداد کرد و براى کارخانه سیمان که بخشى از آن براى بنیاد مصادره شده، ارز خواست. آقاى [محسن] کنگرلو تلف…
13 June 1986
تا ساعت ده ونیم صبح در خانه مطالعه کردم. براى اقامه نمازجمعه به دانشگاه تهران رفتم. خطبه دوم درباره توضیح بیانات امام بود. عصر احمدآقا آمد. گفت بحث مذاکرات با آمریکایى ها را با امام مطرح کرده، امام فرموده اند تاکنون ضررى نداشته، ولى باید خی…
12 June 1986
ساعت شش ونیم صبح به مجلس آمدم. در گزارش ها مطلب مهمى نداشتیم. تا ساعت ده ونیم در جلسه علنى شرکت داشتم. سپس تا ظهر کارهاى ادارى را انجام دادم و گزارش ها را خواندم. آقایان [محسن] رفیق دوست و [حسن] روحانى و [حسین] محلوجى و [محمدعلى] هادى آمدند…
11 June 1986
بعد از نماز تا ساعت هفت ونیم صبح کارهاى دفترم را انجام دادم. فقط تا قرائت قرآن در جلسه علنى ماندم. با تأخیر، جلسه شروع شد. براى افتتاح سمینار بانکدارى اسلامى به هتل آزادى رفتم. نیم ساعتى صحبت کردم. به مجلس برگشتم. ظهر آقاى [عبدالعلى] قنبرى …
10 June 1986
ساعت هفت ونیم صبح به مجلس رسیدم. پیش از دستور درباره بیانات دیروز امام صحبت کردم. روى اتحاد و شرکت مردم در امور فرهنگى و مدارس و دانشگاه ها تأکید کردم. اعتراض نمایندگان به بى احترامى دیروز مأموران بیت امام زیاد بود. [آقاى محمدباقر بهرامى] ن…
9 June 1986
نماز عید فطر را در خانه به صورت فرادى خواندم. از رادیو مراسم برگزارى نماز عید در مصلاى بزرگ تهران را گوش دادم. شکایت آوردند که مأموران، نمایندگان را که کارت ملاقات امام ندارند راه نمى دهند. دیروز با احمدآقا قرار گذاشته بودیم که با کارت نمای…
8 June 1986
ساعت هشت ونیم صبح به مجلس آمدم. در گزارش ها خبر خروج [مسعود] رجوى از پاریس و رفتن به بغداد و استقبال رسمى در بغداد، انعکاس وسیعى داشت. دکتر هادى آمد. مشروح مذاکرات با هیأت آمریکایى را که از نوار پیاده شده، آورد. از ساعت نه ونیم صبح تا یک بع…
7 June 1986
ضعف ناشى از روزه، کارکرد را کم کرده است. بیشتر وقتم به مطالعه گزارش ها و جزوه ها گذشت. معمولاً هر روز اوراق زیادى از عملکردها، طرح ها یا نیازها از طرف ارگان هاى دولتى یا اشخاص مى رسد که وقت زیادى مى گیرد. علاوه بر جزوه هاى مرتب گزارش سیاسى،…
6 June 1986
تا ساعت ده ونیم صبح مطالعه مى کردم. همراه با اهل خانه براى اقامه نمازجمعه به دانشگاه تهران رفتم. شرکت مردم در راهپیمایى روز جهانى قدس، خیلى وسیع و خوب بود. سفراى کشورهاى اسلامى هم آمده بودند. عصر آقایان رمضانى و مرعشى از دادسراى انقلاب آمدن…
5 June 1986
اخوى محمد [رییس سازمان صداوسیما] آمد. درباره اختلافش با شوراى سرپرستى گفت. عصر آقاى سراج آمد و براى کمک به کاروان هاى نور در شرق کشور استمداد کرد. افطار به مرکز سپاه رفتیم. اکثر مسئولان هم بودند. درباره جنگ و لزوم بسیج امکانات براى ختم زودت…
4 June 1986
ساعت هفت ونیم صبح به مجلس رسیدم. به دکتر ولایتى گفتم در اعزام هیأت به لبنان اقدام کند و به سفارت فلسطین در تهران، مقدارى محبت شود. قبل از دستور درباره روز قدس و 15 خرداد صحبت کردم. در جلسه علنى، طرح خیلى حساس و جنجالى اصلاحیه قانون وزارت به…
3 June 1986
در جلسه علنى مجلس تا ساعت ده ونیم صبح شرکت داشتم. آقاى [مهدى] کروبى [نایب رییس مجلس] بقیه جلسه را اداره کردند. ظهر آقاى محسن رضایى آمد. راجع به ستاد اجرایى قرارگاه خاتم به منظور بسیج امکانات کشور براى جنگ مذاکره کردیم و اشکالات مصاحبه ایشان…
2 June 1986
ساعت هشت ونیم صبح به مجلس رسیدم. تا ده صبح گزارش ها را خواندم. مطلب مهمى نداشت. فرمانده سپاه کرمان آمد. گزارشى از وضع منطقه و سپاه داد. اکنون بیش از سیزده گردان نیروهاى مردمى کرمان در جبهه اند. درباره گردان هاى قدس و تدارک مردمى مذاکره شد. …
1 June 1986
ساعت هفت ونیم صبح به مجلس آمدم. در گزارش ها آمده بود که یک کشتى نفتکش ما زده شده است. تا ساعت ده در جلسه علنى ماندم. آقاى [اکبر] ترکان براى مشاوره در امر خریدهاى نظامى و احداث کارخانه هواپیماسازى آمد. آقاى رحمانى براى مسایل سپاه و ستاد اجرا…