خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ خرداد ۱۳۷۶

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
شنبه 1405/08/02 - 07:45کد خبر32841

به منطقه سه هزار در جنوب تنکابن رفتیم. دره بسیار زیبایى است، با رودخانه پُرآب و بخشى از جاده خاکى است. تا آخر جاده رفتیم. با کوهنوردانى که از قزوین و طالقان آمده بودند، صحبت کردم؛ دو روز در راه بوده اند. با افرادی که با قاطر عازم روستاهایشان در ارتفاعات

به منطقه سه هزار در جنوب تنکابن رفتیم. دره بسیار زیبایى است، با رودخانه پُرآب و بخشى از جاده خاکى است. تا آخر جاده رفتیم. با کوهنوردانى که از قزوین و طالقان آمده بودند، صحبت کردم؛ دو روز در راه بوده اند. با افرادی که با قاطر عازم روستاهایشان در ارتفاعات اُوان قزوین بودند، صحبت کردم. نیم سکه اى و مقدارى پول به آنها دادم.

در کنار رودخانه، ساعتى استراحت کردیم. یکى از کوهنوردان را که پایش زخمى شده بود رساندیم. ناهار به رامسر برگشتیم. عصر مقدارى شنا کردم. آش رشته اى خوردیم و ساعت هشت و نیم به تهران رسیدیم. گزارش هاى سه روز گذشته که روى صفحه کامپیوتر بود، خواندم؛ مسایل افغانستان و ترکیه مورد توجه است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا