ساعت نُه صبح به سوى الموت قزوین حرکت کردیم. عفت و محسن و کاظم و بدرى خانم و آقای امراللهى، [رییس سازمان انرژی اتمی] و محافظان همراه بودند. ساعت یک بعد از ظهر، پس از چهار ساعت حرکت یکسره به سایت سازمان انرژى هسته ای در انتهاى جاده در ارتفاعات البرز
ساعت نُه صبح به سوى الموت قزوین حرکت کردیم. عفت و محسن و کاظم و بدرى خانم و آقای امراللهى، [رییس سازمان انرژی اتمی] و محافظان همراه بودند. ساعت یک بعد از ظهر، پس از چهار ساعت حرکت یکسره به سایت سازمان انرژى هسته ای در انتهاى جاده در ارتفاعات البرز رسیدیم. در بین راه توضیحات آقاى امراللهى را دربارة این سایت شنیدیم. تا قزوین در اتوبان و از آنجا تا سایت در جاده آسفالته پُر پیچ و خم کوهستانى راه پیمودیم.
در هنگام عبور از محله کلایه، مرکز بخش، عمامه ام را برداشتم که شناخته نشوم. بیست کیلومتر آخر را سازمان با یک میلیارد تومان هزینه ساخته که خیلى هم پُرخرج است؛ چون کوه هاى زیادی داشته. در تمام مسیر مذاکرات مجلس را گوش مى دادیم؛ حرف هاى مخالفان کابینه خیلى تند بود.
هنگام ورود، مدیران و اساتید و جمعى از دانشجویان که براى اعزام به روسیه، جهت آموزش کارهاى فنى نیروگاه اتمى بوشهر، در آنجا زبان روسى مى خوانند؛ به گرمى استقبال کردند. جمعى هم از دانشجویان ممتاز رشته هاى مرتبط با انرژى هسته اى از تهران آمده بودند. پس از نماز با آنها ناهار خوردیم. براى استراحت رفتم. ضمناً مذاکرات مجلس را گوش دادم که آخرین دفاع، آقاى خاتمى بود و خوب هم بود و نیز سخنرانى آیت الله خامنه اى را که آن هم خوب بود. سپس از یکى از کلاس هاى تدریس زبان روسی بازدید کردم و با استاد و دانشجویان حرف زدم.
در دفتر به توضیحات مدیر سایت گوش دادم. اینجا را از زمان جنگ شروع به ساخت کرده ایم؛ براى واحدهاى حساس هسته اى که به خاطر موقعیت ممتاز محل که در محاصره کوه هاى سر به فلک کشیده است، در مقابل حملات دشمن به خوبى قابل دفاع است، ولى به خاطر شناخته شدن محل و عیب جویی هاى منفى، به عنوان مرکز آموزش و تحقیقات استفاده می شود.
سپس با خیرمقدم آقاى امراللهى و دکتر مینویى که اخیراً از فرانسه آمده و مرد دانشمندی است، به جمع اساتید و دانشجویان رفتم. دربارة اهمیت دانش هسته اى در این زمان صحبت کردم و تأکید نمودم که سیاست نظام تقویت این بخش است. سپس دانشجویان ممتاز و استاد راهنمایشان، سه پروژه تحقیقاتى خود را توضیح دادند. استفاده از لیزر براى معالجه دیابت، زخم معده و ترمیم زخم ها که نتایج درخشانى داشته و هدایا دریافت کردند. جداگانه براى دانشجویان آموزش زبان روسى صحبت کردم و تشویق شان کردم.
سپس از مرکز سنجش زلزله بازدید کردم. گزارش یک زلزله خفیف امروز را دیدم. سپس رفتیم براى کوه نوردی در کنار رودخانه به سوى ارتفاعات پیش رفتیم و در کنار آبشارى براى استراحت نشستیم. همان جا رأى آوردن تمامی وزراى پیشنهادی خاتمى را از بی سیم شنیدیم که غیرمنتظره بود و نشان از عدم انسجام جریان راست در مجلس که سعى می کردند، سه چهار نفر را بیندازند و نتوانستند.
سپس رفتیم و ساختمان ها و انبارها را و محل ساخت کارخانه آب سنگین را دیدیم. چند نفر از گله داران محلى آمدند و از خدمات دولت تشکر کردند، مخصوصاً ساخت کانال هشت کیلومترى بزرگ سرپوشیده که آب زیادی به روستاهاى خشکچال و توانى و گازرخان منتقل مى کند. سئوالات زیادی از وضع زندگی شان نمودم. در کنار رودخانه براى استراحت و صرف میوه نشستیم. منظره باصفا و هواى خوبی دارد.
تیم مطالعه و طراحى کارخانه تولید آب سنگین- دکتر قریب و دکتر کمالى- دربارة طرح شان توضیح دادند. سال گذشته هم گزارش شان را شنیده بودم و امروز پیشرفت کار را گفتند. جالب است که روسیه با اصلاحات مختصر، طرح را تأیید کرده و تعجب کرده از پیشرفت علمى و فنى ایران با یک واحد تولیدگاز و دو واحد تبخیر و تقطیر براى غنى کردن آب که عمدتاً هم قابل ساخت در ایران است؛ تشویق شان کردم و اجازه اقدامى که در گذشته داده بودم، مجدداً تأییدکردم و اطمینان دادم. شام خوردیم. کمى پیاده روى کردیم و خوابیدم.






کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام