خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ خرداد ۱۳۷۶

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
شنبه 1405/08/02 - 07:44کد خبر32840

تمام روز در اقامتگاه بودم. وقت با قدم زدن در ساحل دریا و استراحت و مطالعه گزارش ها و بولتن ها گذشت. اصلاح کتابى که دربارة هشت سال سازندگى دوران مسئولیت من است، وقت زیادی گرفت؛ سطحى است. پرواز منظم مرغان توجهم را جلب کرد. در دسته هاى منظم که اکثر آنها به

تمام روز در اقامتگاه بودم. وقت با قدم زدن در ساحل دریا و استراحت و مطالعه گزارش ها و بولتن ها گذشت. اصلاح کتابى که دربارة هشت سال سازندگى دوران مسئولیت من است، وقت زیادی گرفت؛ سطحى است.

پرواز منظم مرغان توجهم را جلب کرد. در دسته هاى منظم که اکثر آنها به صورت عدد 8 پرواز مى کردند و یک مرغ جلودار است؛ گاهى آرایش به هم مى خورد و سریعاً منظم مى گردد.

بچه ها عصر براى دیدار بستگان شان رفتند و من تنها بودم. از استانبول، پیشروی سفر [ترکیه] اطلاع داد که بهتر است سعى کنیم به برنامه شام آقاى [سلیمان] دمیرل برسیم؛ مشکل این است که در آن عصر در تهران برنامه داریم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا