خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ مرداد ۱۳۷۶

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/08/02 - 10:03کد خبر32914

دیشب در اثر گرمى هوا بد خوابیدم و امروز کسل بودم. آقاى [سیدمحمد] میرمحمدی، [دبیرکل سازمان اموراداری و استخدامی] و معاونان آمدند. براى چندمین بار گزارش کار دادند و هدف ملاقات، دریافت نشان آقاى [سیدحسن] شهرستانى، [رییس سازمان اسناد ملی] بود که فرصت اعطا

دیشب در اثر گرمى هوا بد خوابیدم و امروز کسل بودم. آقاى [سیدمحمد] میرمحمدی، [دبیرکل سازمان اموراداری و استخدامی] و معاونان آمدند. براى چندمین بار گزارش کار دادند و هدف ملاقات، دریافت نشان آقاى [سیدحسن] شهرستانى، [رییس سازمان اسناد ملی] بود که فرصت اعطا در مراسم رسمى پیش نیامده بود؛ دادم، عکس گرفتند.

ارباب مطبوعات براى تقدیم لوح سپاس آمدند. آقاى [سیدمحمود] دعایى، [سرپرست مؤسسه اطلاعات]، سخنرانى مفصل و ستایش هاى اغراق آمیز از من داشت و دسته جمعى لوح را و هدیه اى از روزنامه اطلاعات را دادند. من هم صحبت مفصلى در وضع مطبوعات و وظایف آنها و تأثیر آنها و توضیح خدمات سازندگى و فرهنگى دولت ایراد کردم.

آقاى [محسن] دعاگو، [امام جمعه شمیرانات] آمد. گزارشی از اقدامات ستاد معین شمیرانات در خرمشهر و نیز کمک به دانشجویان خارج از کشور و دادن اطلاعات و مطالب به آنها از طریق اینترنت داد و اظهار نگرانى کرد از ضربه خوردن رهبرى به خاطر اطلاعات نادرستى که دفترشان در اختیارشان مى گذارد و منجر به موضع گیرى های سست و ناموفق مى شود؛ مثل همین مسایل مربوط به ثروت هاى بادآورده و انتخابات. از من خواست به ایشان کمک کنم.

آقاى [علی] آقامحمدی آمد، از مشکلات کابینه آقاى خاتمى با این ترکیب جناحی و کمى تجربه، اظهار نگرانى کرد و پیشنهادی براى گنجاندن بحث هایى در مجمع تشخیص مصلحت نظام داشت و ترجمه هایى از سیاست هاى کلى جهانی آمریکا در قرن 21 آورد.

ظهر عفت و بستگان در دفتر بودند. عصر آقاى [محمدرضا] نورى [شاهرودی]، سفیرمان در عربستان سعودی آمد و از اقدامات مؤثرى که در اصلاح روابط داشته است، گزارش داد و وقت سفرم به عربستان را خواست که گفتم، بعد از اجلاس سران سازمان کنفرانس اسلامى باشد.

شب اخوى احمد و همسرش پروین براى آشتى آمدند، ولى تفاهم ها خام بود و به بعد موکول شد. به خانه آمدم. حسن آقا خمینى آمد. از آقاى [علی اکبر] مسعودی [خمینی]، [تولیت آستان حضرت معصومه (س)] و دفتر رهبرى در مسأله محل دفن مرحوم سلطانى گله داشت.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا