خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ مرداد ۱۳۷۶

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/08/02 - 10:00کد خبر32913

آقاى [عباس] آخوندی آمد و براى کار بعدی و یا سفر به خارج براى ادامه تحصیل مشورت کرد؛ گفتم مى تواند در مرکز تحقیقات استراتژیک کار کند و هم تحصیل کند. گفت، پیشنهاد سرپرستى کار ساخت ساختمان هاى مربوط به اجلاس سران سازمان کنفرانس اسلامى را نپذیرفته است. آقاى

آقاى [عباس] آخوندی آمد و براى کار بعدی و یا سفر به خارج براى ادامه تحصیل مشورت کرد؛ گفتم مى تواند در مرکز تحقیقات استراتژیک کار کند و هم تحصیل کند. گفت، پیشنهاد سرپرستى کار ساخت ساختمان هاى مربوط به اجلاس سران سازمان کنفرانس اسلامى را نپذیرفته است.

آقاى [محسن] قرائتى، [رییس ستاد اقامه نماز] و همراهان آمدند. گزارش کار تنظیم امور مساجد را دادند و به خاطر کمک هایم به مساجد و مخصوصاً تصویب آیین نامه مساجد در دولت از من تشکر کردند و خواستار کمک من براى تقویت روحانیت و مدیریت امور فرهنگى شدند و از وضع روحانیت اظهار نگرانى کردند.

دکتر [عبدالله] جاسبى، [رییس دانشگاه آزاد اسلامی] آمد. از امکان عدم همکارى وزراى جدید با دانشگاه آزاد اسلامى و حذف کنکور اختصاصى آن اظهار نگرانى کرد و از من کمک خواست و از وضع مواضع مؤتلفه و جناح راست در انتخابات و نیز از چپ شدن کابینه انتقاد کرد.

عصر آقاى [فریدون] وردی نژاد، [مدیرعامل خبرگزاری جمهوری اسلامی] آمد. از سیاست هاى من کلى تمجید کرد و به خاطر نبودن من در رأس امور گریه کرد و از مزاحمت هاى جناح راست و به خصوص روزنامه رسالت شکایت نمود.

دکتر [موسی] زرگر، [رییس بیمارستان سینا]، براى تشکر از کمک هاى من به بیمارستان سینا آمد و نظرم را براى سفرشان به مصر براى بین المجالس خواست. شب میهمان رهبرى بودم. دربارة دبیرخانه مجمع تشخیص و وضع کابینه و مجلس و سفرم به مازندران و بازدیدها و کوهنوردی ایشان صحبت کردیم. دیر وقت به خانه آمدم. عفت هم از سفر رسیده بود.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا