خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ مرداد ۱۳۷۶

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/08/02 - 09:59کد خبر32912

تا ساعت نُه صبح در منزل براى کلید قرآن کار کردم. تا ساعت دوازده در دفتر به خواندن گزارش ها و امضاى تقدیرنامه ها پرداختم. آقاى [قربانعلی] درى نجف آبادی آمد. دربارة کار در وزارت اطلاعات مشورت کرد؛ در رابطه با رهبرى و رییس جمهور و دولت و کادر وزارت و

تا ساعت نُه صبح در منزل براى کلید قرآن کار کردم. تا ساعت دوازده در دفتر به خواندن گزارش ها و امضاى تقدیرنامه ها پرداختم. آقاى [قربانعلی] درى نجف آبادی آمد. دربارة کار در وزارت اطلاعات مشورت کرد؛ در رابطه با رهبرى و رییس جمهور و دولت و کادر وزارت و خواستار توضیح تجارب من شد و از انتقال خبرهاى سرى به بعضى از دست اندرکاران جدید اظهارنگرانى کرد؛ من هم نظراتى ابرازکردم.

عصر دکتر [عیسی] کلانترى آمد. از نقش من در هدایت دوران سازندگى تجلیل کرد و ظهور آثار آن را در نسل بعد خواند و از رکود برنامه سازندگى در دولت جدید اظهار نگرانى کرد؛ با توجه به تفکرات گروه هاى به اصطلاح خط امام و به خصوص در صورت نصب آقاى [محمد] باقریان به مدیریت سازمان برنامه و بودجه.

آقاى [محمدباقر] ذوالقدر از سپاه آمد و گفت ادامه کار با آقاى [محسن] رضایى در سپاه ممکن نیست و از من خواست، فکرى براى شغل آبرومند براى او باشم و پیشنهاد دبیرى مجمع تشخیص مصلحت نظام را داد که نپذیرفتم و گفتم باید کار دیگرى فکر کنیم.

آقاى [سیدمحمد] کیاوش آمد. از محبت ها و اقدامات سازنده من قدردانى کرد و از توقف سازندگى و عوارض فضاى باز فرهنگى که در شعارهاى آقاى خاتمى است، اظهار نگرانى نمود. آقاى [سیدمحمدعلی] ابطحى، رییس دفتر آقاى خاتمى آمد. توضیح داد که چرا به جاى آقاى [احمد] مسجدجامعى، ایشان انتخاب شده و از من براى رفع مشکلات احتمالى که آقاى خاتمى با آن مواجه است- با توجه به مخالفان شناخته شده- استمداد کرد. من هم راهنمایى هایى در مورد شیوه کار ایشان ارایه دادم. تا ساعت نُه شب کارها را انجام دادم. حکم ریاست دفترى محسن را هم امضا کردم و به خانه آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا