21 نوفمبر 1991
هنگام حرکت از منزل، عموزاده آشیخ محمد هاشمیان رسید که قرار شد شب بیاید. من به دفترم رفتم؛ بعداً احمدآقا هم به ایشان ملحق شده و در منزل با عفت دربارة مساله اخیر آشیخ حسین صحبت کرده بودند. عفت تعجب دارد از اینکه براى اولین بار بعد از حدود ده …
20 نوفمبر 1991
ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. تا ساعت نُه صبح کارها انجام شد. آقاى [حمید]میرزاده آمد و نیازهاى اعتبارى دانشگاه ها و بازسازى را توضیح داد. آقاى جلیل بشارتى، [رییس دفتر مناطق محروم ریاست جمهوری]، براى امور عمرانى نقاط محروم آمد. آقایان [عبدا…
19 نوفمبر 1991
تا ساعت نُه و نیم صبح در منزل ماندم و سپس براى شرکت در کنفرانس آنکتاد، همراه خانواده به محل [سالن همایش های]صداوسیما رفتیم. در آنجا آقاى [عبدالحسین]وهاجى توضیحات داد و سپس هیأت رییسه براى استقبال از من به اتاق آمدند و با هم به سالن اجلاس رف…
18 نوفمبر 1991
آشیخ حسین هاشمیان تلفنى صحبت کرد. دربارة دادن بیانیه و رفتن به دادگاه براى ختم ماجرا صحبت شد. جمعى از فرماندهان بسیجى سراسر کشور آمدند. آقاى [علیرضا]افشار، [فرمانده بسیج مستضعفین] گزارش داد و من برایشان صحبت کردم. آقایان [محسن] نوربخش، [مسع…
17 نوفمبر 1991
براى شرکت در مراسم فارغ التحصیلى خلبان ها، از منزل یکسره به دانشگاه هوایى رفتیم. بعد از تشریفات ورود و دیدن سان و استماع گزارش و سرود و اهدای جوایز، مراسم تحلیف انجام شد. سخنرانى کوتاهی کردم و پس از گرفتن رژه، به سوى دفتر حرکت کردیم. متن نط…
16 نوفمبر 1991
ساعت نُه صبح، [آقای غلامرضا آقازاده]، وزیر نفت آمد. در مورد پیشرفت حفارى هاى گاز پارس جنوبى در خلیج فارس و پیش فروش نفت گزارش داد. گفتم در زمان جنگ ما نتوانستیم کاری در آن مخزن عظیم مشترک گاز داشته باشیم و قطر از ما جلو افتاده است؛ با اولوی…
15 نوفمبر 1991
در خانه بودم. بیشتر وقت به مطالعه و استراحت و پیاده روى در حیاط خانه گذشت. ظهر بچه ها به مهمانى رفتند. من و سعید[لاهوتی] ناهار خوردیم. عصر دکتر [سیدمحمود]طباطبایى، رییس دانشگاه پزشکى شهید بهشتى آمد. گزارشى از وضع دانشگاه و مزاحمت هاى تندروه…
14 نوفمبر 1991
جمعى از دفتر تبلیغات[اسلامی قم] و گروه فرهنگ و معارف قرآن آمدند. بر روى پروژه «تبدیل یادداشت ها و فیش های نگاشته شده در زندان، برای تهیه تفسیر راهنما و کلید قرآن» کار مى کنند. توضیح کار دادند و کمک گرفتند. مجمع تشخیص مصلحت جلسه داشت. پیشنها…
13 نوفمبر 1991
جمعى از نمایندگان مجلس، براى مشورت در ارتباط با برنامه سفرشان آمدند؛ عازم جمهورى هاى مسلمان نشین در شوروى بودند. توضیحاتى دادم که منجر به تغییر برنامه سفرشان شد. آقایان [حسین]محلوجى و کلاهدوز آمدند. گزارش پیشرفت کار کارخانه تولید آلومینیوم …
12 نوفمبر 1991
صبح جمعى از پرستاران آمدند. دکتر [رضا]ملک زاده[ وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی]، گزارش وضع پرستاران و نیازها را گفت و من صحبت تشویق آمیز نمودم. روحانیت کرمان آمدند. [آقای سیدیحیی جعفری]، امام جمعه[کرمان]، از سوى آنها صحبت کرد و من مقدارى …
11 نوفمبر 1991
مطابق معمول هر روز، زودتر از عفت به پایین آمدم و سماور را روشن کردم و چاى را آماده نمودم. عفت آمد. صبحانه خوردیم و رفتم. مطابق معمول، عفت معترض است که چرا براى رفتن عجله دارم. ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. ساعت نُه صبح، [آقای سولانکی]، وزی…
10 نوفمبر 1991
تا ساعت نُه صبح کارها را انجام دادم. مطابق معمول روزانه، خواندن گزارش ها، استماع اخبار داخلى و خارجى و انجام کارهاى جارى دفتر و جواب تلفن ها وقتم را گرفت. آقاى صباح زنگنه آمد. عازم عربستان سعودی است؛ اخیراً به عنوان سفیر [و نماینده دایم]ایر…
9 نوفمبر 1991
آقاى [غلامرضا]فروزش، [وزیر جهاد سازندگی]، گزارشى از وضع شیلات، دام، لبنیات، مرغ، تخم مرغ، زنبور عسل و مراتع داد و براى توسعه صنایع تبدیل لبنیات و علوفه دام استمداد کرد. اعضاى شوراى مرکزى جامعه حضرت زینب(س) آمدند. خانم [مریم]بهروزی گزارش داد…
8 نوفمبر 1991
ساعت هفت و ربع صبح، به زمین چمن کنار کاخ سعدآباد رفتیم. با هلی کوپترها به سوى شهرک صنعتى کاوه، کنار ساوه پرواز کردیم. وزیران صنایع و صنایع سنگین و رییس کل بانک مرکزى هم بودند. ساعت هشت صبح در شهرک فرود آمدیم. در سالن هتل جلسه توجیهى بود. بع…
7 نوفمبر 1991
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. آقاى [عبدالله] نورى، وزیر کشور آمد. از احضار بعضى از تندروها به دادگاه ویژه روحانیت، به خاطر تحریک مسأله آقاى منتظرىاظهار نگرانى کرد. فرماندهان نیروهاى انتظامى آمدند آقاى نورى، [وزیر کشور] گزارش داد و من ص…
6 نوفمبر 1991
ساعت پنج صبح، مهدى و فرشته، براى سفر به استرالیا جهت ادامه تحصیل، به فرودگاه مهرآباد رفتند. عفت هم براى بدرقه رفت. [آقای عثمان بدربخش]، کاردار عربستان[سعودی] آمد. قطعه اى از کتیبه هاى پوشش کعبه مقدسه را از طرف شاه فهد براى من هدیه آورد. از …
5 نوفمبر 1991
ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. ساعت نُه صبح، آقاى آصف نواز، فرمانده نیروى زمینى ارتش پاکستان با فرمانده سپاه آمد؛ مذاکرات معمولى بود. پیشنهاد همکارى از طریق امکانات مهندسى و حمل و نقل ارتش پاکستان را با ایران داد. مدیران و هنرمندان حوزه هنر…
4 نوفمبر 1991
ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. دور دوم مذاکرات مادرید، به صورت دو جانبه بین اسراییل و سوریه و لبنان و فلسطین و اردن انجام شده و به بن بست رسیده و ادامه کار، بدون تعیین وقت و محل و برنامه، به بعد موکول شده است. نماینده نجف آباد آمد و براى عمرا…
3 نوفمبر 1991
امروز مرحله دوم مذاکرات فلسطینى ها و اردنى ها با اسراییل شروع شده است، ولى سوریه و اردن، هنوز از شروع مرحله دوم خوددارى مى کنند. آقاى رضا گائینی آمد. از مزاحمت یک نفر در مراکز کشاورزى اش شکایت کرد. در سال 1345 با من در زندان بود؛ عضو حزب مل…
2 نوفمبر 1991
مرحله اول کنفرانس [صلح] مادرید تمام شده و پذیرفته اند که مرحله دوم در مادرید شروع شود. آمریکایى ها از شکستن تحریم مذاکره با اسراییل خوشحال و ظاهراً نگران بى ثمر شدن مذاکرات اند ، و ضمناً به صورت غیر مستقیم ایران را تهدید مى کنند؛ با مطرح کر…
1 نوفمبر 1991
باز هم گزارش ها بیشتر دربارة کنفرانس صلح مادرید است. دیروز همه طرف ها ادعاهاى گذشته خود را تکرار کرده اند. در دنیا، موافقان و مخالفان کنفرانس، با تظاهرات اظهار وجود مى کنند. ساعت نُه و نیم صبح، همراه آقای یانگ شان کن، رییس جمهور چین، از مهم…
31 أكتوبر 1991
اخبار کنفرانس مادرید در صدر است. دیروز مذاکرات کلى بوده، در حد سخنرانى هاى آمریکا و شوروى و اسپانیا و نوعى توجه به خواسته هاى اسراییل در اظهارات بوش که اعراب را نگران کرده است. تا ساعت نُه صبح کارها را انجام دادم. [آقای غلامرضا آقازاده]، وز…
30 أكتوبر 1991
امروز اخبار کنفرانس صلح مادرید، اوج بیشترى گرفته و مخالفت ها کمرنگ و محدود به گروه هاى انقلابى است، نه دولت ها. ساعت هشت به دفترم رسیدم. ساعت نُه صبح، آقاى [محمد]سعیدى کیا، [وزیر راه و ترابری] آمد. دربارة پروژه های راه آهن بافق- بندرعباس، ق…
29 أكتوبر 1991
اخبار مربوط به کنفرانس[صلح] مادرید ، همه رویدادها را تحت الشعاع گرفته و به نظر مى رسد مانع عمده و مشکلى در راه است. ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. ساعت نُه صبح، ورزشکاران و مدیران ورزش آمدند. دکتر [حسن]غفورى[فرد، رییس سازمان تربیت بدنی] گزا…
28 أكتوبر 1991
در گزارش ها، مسأله کنفرانس صلح مادرید در رأس است. آقاى [عبدالله]جاسبى، [رییس دانشگاه آزاد اسلامی]، براى امور دانشگاه آزاد اسلامى آمد و از وزارت علوم شکایت کرد. آقاى سید احمد موسوى، [سفیر ایران در بیروت] آمد و راجع به مسایل لبنان گفت. آقاى […
27 أكتوبر 1991
[آقایان گزا پالمیا، فوب، بارون دوپتیت]، سفیران جدید کشورهای مجارستان، بلژیک و اُروگوئه براى تقدیم استوارنامه آمدند؛ تشریفاتى بود. مقدارى سئوال و جواب از سفیر بلژیک دربارة ارتش خاص اروپا پرسیدم؛ گفت به جز انگلیس، همه موافق اند. از سفیر مجارس…
26 أكتوبر 1991
اعضای جامعه [اسلامی] مهندسین آمدند. دکتر [حسن] غفورى[فرد] و مهندس [محمدرضا] باهنر توضیحات دادند و من برایشان صحبت کردم. گروه سیاسى ـ فنى تشکیل داده اند و نشریه اى خواهند داشت؛ تشویق شان کردم. دکتر [محمدعلی]نجفى، [وزیر آموزش و پرورش]، براى ا…
25 أكتوبر 1991
امروز در خانه بودم؛ کارکمى داشتم. صبح فائزه آمد؛ از برگزارى کنفرانس ورزشى بانوان کشورهاى اسلامى راضى است. ظهر، محسن، اعظم، عماد و علیرضا اینجا بودند. دربارة صنایع سیمان و مسایل دیگر، در مأموریت بازرسى ویژه مذاکره شد. شب فاطى و بستگان دیگر ا…
24 أكتوبر 1991
سه نفر از رهبران سازمان «حماس» ، بزرگ ترین گروه اسلامى مبارز فلسطین آمدند. از مواضع ایران و کنفرانس و سخنرانى من تشکر کردند و خبر دادند که ده گروه فلسطینى، بر وحدت مواضع و ادامه مبارزه تا محو اسراییل و نپذیرفتن موجودیت اسراییل و طرد عرفاتى …
23 أكتوبر 1991
هشت صبح به دفترم رسیدم. تا ساعت ده صبح کارها انجام شد. اعضای هیأت پارلمانى سوریه به ملاقات آمدند؛ قرار بود همه رؤساى پارلمان هاى شرکت کننده بیایند، اما چون به شهرهاى دیگر سفر کرده اند، نرسیدند. شوراى عالى ادارى جلسه داشت. تصویب شد که اگر مس…