22 يوليو 1986
تا ساعت ده ونیم صبح در جلسه علنى ماندم. در دفترم به کارهاى جارى امور جنگ پرداختم. آقاى امراللهى [رییس سازمان انرژى اتمى] آمد و خبرداد که در مذاکره با فرانسه از ادعاى غرامت آنها در خصوص لغو قرارداد نیروگاه دارخوین کاسته اند. از مزاحمت شهردار…
21 يوليو 1986
دکتر وحید [دستجردى رییس جمعیت هلال احمر ایران] و دکتر [علیرضا] مرندى [وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکى] و [عطاءالله] مهاجرانى [معاون حقوقى و پارلمانى نخست وزیر] درباره لایحه نظام پزشکى که قرار است در مجلس مطرح شود، تلفنى صحبت کردند. معتقد ب…
20 يوليو 1986
به علت تعداد کم نمایندگان حاضر، نصاب رأى گیرى با مشکل روبرو بود. یکسره تا نزدیک ظهر کار کردم و در جلسه ماندم. ظهر آقاى [محمد] اسحاق مدنى از نمایندگان اهل سنت استان سیستان و بلوچستان [نماینده سراوان] آمد. گزارش کامل از وضع منطقه و بلوچستان پ…
19 يوليو 1986
آقاى [على] شمخانى [فرمانده نیروى زمینى سپاه] آمد، وضع جبهه ها را گفت و در خصوص مطالبى که باید در جلسه فرماندهان سپاه مطرح شود، مذاکره شد. ساعت هشت صبح همراه با فرماندهان لشکرها و قرارگاه هاى ارتش و سپاه به زیارت امام رفتیم. قبل از ملاقات در…
18 يوليو 1986
تا ساعت ده ونیم براى خطبه ها مطالعه مى کردم. براى اقامه نمازجمعه به دانشگاه تهران رفتم. عصر وقتم را بستگان گرفتند. خانواده آشیخ محمد هاشیمان، همشیره صدیقه و بچه هایش و نیز بچه هاى مرحوم اخوى حاج قاسم آمدند. آقاى سرهنگ جمالى از سوئیس تلفنى گ…
17 يوليو 1986
به علت تأخیر چند نماینده، جلسه با سه چهارم ساعت تأخیر، رسمى شد. قبل از شروع از بى نظمى نمایندگان انتقاد کردم و تهدید به اجراى کیفرهاى پیش بینى شده کردم. تا آخر در جلسه بدون تنفس ماندم و بعضى از مرخصى ها را لغو کردم. بعضى از نمایندگان آمدند …
16 يوليو 1986
تا هنگام تنفس در جلسه علنى ماندم. گرمازده و خسته بودم. آقاى هادى غفارى به دفترم آمد و از روزنامه رسالت و خط مقابل اظهار ناراحتى کرد. نامه اى در مورد آموزش سریع پرسنل ضدهوایى ها و ساحل به دریاها به نخست وزیر چین نوشتم که آقاى [حمید] میرزاده …
15 يوليو 1986
صبح در جلسه علنى مجلس شرکت کردم. ساعت نه صبح به دفترم آمدم. آقاى شاملو از اداره قوانین مجلس براى کارهاى ادارى آمد. سعیدالذاکرین [معاون روابط عمومى مجلس] براى کسب اجازه انتقال به شرکت نفت آمد. آقاى رى شهرى آمد و درباره باندى که شبنامه به نفع…
14 يوليو 1986
از ساعت هشت صبح تا ظهر جلسه مجلس خبرگان داشتیم. آقاى [صادق] خلخالى در نطق پیش از دستور در جواب آقاى [احمد]آذرى [قمى]، حرف هاى تندى گفت. عصر آقایان [محمدمهدى] دستغیب و [غلامحسین] جمى امام جمعه آبادان آمدند. با آقاى جمى درباره جنگ زدگان و حفظ…
13 يوليو 1986
در جلسه علنى امروز مجلس، انتخابات اعضاى حقوقدان شوراى نگهبان، هیجان زیادى داشت. کشاکش بین دو جناح بود و در مورد دکتر هادى، بالاخره با تفاوت دو رأى- نودوپنج در مقابل نودوهفت - او شکست خورد. ساعت ده صبح به جلسه شوراى عالى ستادهاى پشتیبانى جنگ…
12 يوليو 1986
از برنامه تسخیر اسکله الامیه استخبار کردم. معلوم شد نتوانسته اند تصرف کنند، اما مدعى هستند که یک هواپیما و دو هلى کوپتر عراق را سرنگون و دو قایق را غرق کرده اند. در جلسه علنى مجلس شرکت کردم. طرح دو فوریتى کیفیت انتخاب حقوقدانان شوراى نگهبان…
11 يوليو 1986
در منزل بودم. امامت جمعه [در تهران] را آقاى موسوى اردبیلى اقامه کردند. پیش از ظهر احمدآقا آمد. در مورد متن حکم امام در خصوص تعیین صیاد [شیرازى] و [محسن رفیق دوست] وزیر سپاه در شوراى عالى دفاع مذاکره کردیم. عصر مصاحبه مفصلى با مجله پاسدار اس…
10 يوليو 1986
قبل از شروع جلسه درباره عدم امکان طرح گزارش کمیسیون ویژه [رسیدگى به] بیانیه الجزایر در جلسه علنى صحبت کردم. 120 نفر نماینده خواستار طرح آن شده اند. رفسنجانى ها تماشاچى جلسه بودند. شعار دادند. آقاى [مرتضى] فهیم [کرمانى]آمد، اعتراض داشت. ستاد…
9 يوليو 1986
پس از شروع جلسه علنى مجلس، براى سخنرانى در سمینار طرح فرماندهان بسیجى به ورزشگاه [آزادى] رفتم. بناست از افراد بسیجى براى کار [آماده سازى] پانصد گردان جدیدالتأسیس سپاه استفاده شود. ساعت یازده برگشتم. خانم توحیدى از فریمان براى شکایت از نماین…
8 يوليو 1986
تا ساعت ده ونیم در جلسه علنى بودم. اطلاع دادند که نیروهاى ما در حمله به ارتفاعات جنوب قلاویزان در خاک عراق، پیروزى هاى مهمى به دست آورده اند. در دفترم تا ظهر چند ملاقات داشتم. آقایان آقامحمدى و کمالى آمدند. امام جمعه پاوه از برخورد شهردار پ…
7 يوليو 1986
در منزل بودم. تا ظهر وقتم به مطالعه گزارش ها و انجام تلفنى کارها صرف شد. معمولاً روزهایى که در منزل هستیم، کارها را به خانه مى آورم. عصر آقاى [على] فلاحیان [معاون وزیر اطلاعات] آمد. توضیحاتى درباره اقدامات وزارت داد و درباره برنامه هاى آیند…
6 يوليو 1986
در گزارش ها مطلب مهمى نیست. در جلسه علنى، قبل از دستور در مورد فوت ابوى آقاى [آیت الله] خامنه اى حرف زدم. ساعت ده به دفترم آمدم. آقاى [محمد] خزاعى نماینده رشت آمد و از آقاى [صادق] احسانبخش [نماینده ولى فقیه در استان گیلان و امام جمعه رشت] و…
5 يوليو 1986
پیش از ظهر آقاى رضایى اطلاع داد که دیشب و امروز در مهران بر سر ارتفاعات قلاویزان درگیرى بوده که به نفع ما تمام شده است. به نخست وزیر و وزیر سپاه و رییس بانک مرکزى درباره تسهیل و تسریع در پرداخت بودجه تجهیز 500 گردان صحبت کردم. با وزیر نفت د…
4 يوليو 1986
در نمازجمعه شرکت کردم. خطبه دوم را درباره پیروزی هاى مهران ایراد کردم. خبر رسید که دیشب و امروز دو تیپ از گارد ریاست جمهورى عراق در مهران منهدم شد. عصر آقاى امیر عراقى آمد و درباره شغلش مشورت کرد. رابطه اش با مسئولان بالاتر وزارت نفت گرم نی…
3 يوليو 1986
در منزل بودم. به مطالعه گزارش ها پرداختم. خبرهاى جبهه خوب و حاکى از پیشرفت بیشتر در منطقه مهران است. همشیره طیبه و محمد و معصومه آمدند. خبر داد که فرزندش مهدى در مهران جراحت برداشته و به نوق منتقل شده است. او آموزش [غواصى] براى عبور از ارون…
2 يوليو 1986
بعد از نماز و ورزش و تمیز کردن استخر به مجلس آمدم. آقاى سعیدى [فر مسئول اطلاعات قرارگاه قدس] اطلاع داد که دیشب به سوى مهران پیشرفت داشته ایم. در اخبار ساعت هفت [صبح رادیو] از اخبار جنگ خبرى نبود. به سپاه و ستاد تبلیغات [جنگ] اعتراض کردم. مع…
1 يوليو 1986
صبح زود به مجلس آمدم. آقاى شمخانى اطلاع داد که مرحله اول عملیات با موفقیت انجام شده و نیروهاى ما مشغول زدن خاکریز هستند. به دکتر روحانى گفتم براى پشتیبانى ضدهوایى ها و هاک و ارسال مهمات خمپاره پیگیرى نماید. به آقاى [کمال] خرازى [رییس ستاد ت…
30 يونيو 1986
در منزل بودم. طرف صبح بیشتر وقتم به مطالعه گذشت. آقاى [محسن] رفیق دوست [وزیر سپاه پاسداران] اطلاع داد که عملیات [کربلاى یک] به شب آینده موکول شده است. عصر آقاى [کاظم] خوانسارى [سفیر ایران در لیبى] آمد و نظرات رهبران لیبى را آورد. آنها توقع …
29 يونيو 1986
ساعت شش ونیم صبح به مجلس رسیدم. در گزارش ها تهدید عراق و مسایل اوپک مهم است. امید به اخذ تصمیم نیم بندى در اوپک مى رود و نیز خبر اصابت دو کشتى نفتى در آب هاى جنوب توسط هواپیماهاى ما آمده بود که از نیروى دریایى توضیح خواستم. معلوم شد نیروى ه…
28 يونيو 1986
ساعت هشت صبح با آقاى رییس جمهور خدمت امام رسیدیم. درباره تعویض فرمانده نیروى زمینى مذاکره شد و اینکه آقاى صیاد را امام براى عضویت در شوراى عالى دفاع منصوب کنند و از زحماتش تقدیر نمایند و براى عبارت فرمان امام، قرار شد من و آقاى [آیت الله] خ…
27 يونيو 1986
در منزل بودم. از استخر کوچک خانه براى شنا استفاده کردم و از درخت کوچک توت حیاط توت خوردم. اطلاع دادند که دیشب دو موشک اسکاد - بى به تأسیسات نفتى شمال غرب کرکوک زده ایم و هواپیماهایمان هم، امروز صبح تأسیسات دیگرى از عراق را در همان ناحیه بمب…
26 يونيو 1986
تا ساعت هفت ونیم صبح در دفترم کار کردم. پس از افتتاح جلسه علنى و امضاى مرخصى هاى نمایندگان به دفترم برگشتم. فرماندهان سپاه از جبهه آمده بودند. تا ظهر درباره وضع جبهه ها بحث شد و سرانجام على رغم تردیدى که به خاطر کمى نیرو وجود داشت، تصمیم گر…
25 يونيو 1986
ساعت هشت صبح به مجلس آمدم. تا ساعت نه گزارش ها را خواندم. آقاى [محمود محمدى] عراقى قائم مقام نماینده امام در سپاه آمد و گزارش وضع جبهه ها و سپاه را داد. گفت بعضى از فرماندهان، موافق عملیات آینده در مهران نیستند و بر لزوم تعیین نماینده امام …
24 يونيو 1986
به مجلس رفتم و در جلسه علنى تا ساعت ده ونیم صبح ماندم. چون کمتر در جلسه مى مانم، مراجعات نمایندگان زیاد است. آقاى عبدالله نورى [رییس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس] آمد و از مصرف زیاد بودجه در ارتش گفت. آقایان دکتر هادى و کنگرلو آمدند. راجع به…
23 يونيو 1986
ساعت نه صبح فرماندهان سپاه آمدند. طرح عملیات آینده و برنامه بسیج عمومى براى تشکیل پانصد گردان تا پاییز و هزار گردان تا آخر سال را آوردند. وزارت سپاه براى تدارک این برنامه مبلغ سى میلیارد تومان بودجه مى خواهد که حدود هشتصد میلیون دلار آن ارز…
22 يونيو 1986
تا ساعت نه ونیم صبح در جلسه علنى مجلس ماندم. در دفترم آقاى [سید حسین] قاضى زاده هاشمى نماینده مردم فریمان آمد. پولى براى جبهه آورده بودند. در جلسه شوراى عالى پشتیبانى جنگ شرکت کردم. تصمیماتى اتخاذ شد. ظهر اعضاى قرارگاه رمضان آمدند. درباره ب…