خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ تیر ۱۳۶۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/21 - 13:38کد خبر27718

بعد از نماز و ورزش و تمیز کردن استخر به مجلس آمدم. آقاى سعیدى [فر مسئول اطلاعات قرارگاه قدس] اطلاع داد که دیشب به سوى مهران پیشرفت داشته ایم. در اخبار ساعت هفت [صبح رادیو] از اخبار جنگ خبرى نبود. به سپاه و ستاد تبلیغات [جنگ] اعتراض کردم. معلوم شد در

بعد از نماز و ورزش و تمیز کردن استخر به مجلس آمدم. آقاى سعیدى [فر مسئول اطلاعات قرارگاه قدس] اطلاع داد که دیشب به سوى مهران پیشرفت داشته ایم. در اخبار ساعت هفت [صبح رادیو] از اخبار جنگ خبرى نبود. به سپاه و ستاد تبلیغات [جنگ] اعتراض کردم. معلوم شد در اثر اختلاف بین سپاه و ستاد، اخبار جنگ درست پخش نمى شود. به صداوسیما گفتم اخبارى که از منطقه توسط سپاه مى رسد، بدون انتظار تأیید ستاد پخش کنند و آقاى محسن رضایى مسئولیت تنظیم اخبار و روش تبلیغ را پذیرفت.

در جلسه علنى مجلس قبل از رسمیت جلسه، اخبار جنگ را به نمایندگان دادم. قبل از دستور درباره پیروزى مهران و عملیات کربلاى یک صحبت کردم. در حین جلسه علنى، پیام آقاى محسن رضایى رسید که نیروهاى ما وارد شهر مهران شده اند.

به دفترم آمدم. آقاى دکتر روحانى آمد. درباره نظرات سرهنگ حسنى سعدى مذاکره کردیم. درباره جنگ هاى منظم و نامنظم صحبت نمودیم. آقامحمدى آمد. نحوه کار با بارزانى ها و طالبانى ها را در خصوص به کارگیرى آنها علیه صدام را که نوشته بود، آورد. تا ظهر چندین ملاقات داشتم. آقاى [گودرز] افتخار جهرمى آمد و درباره پذیریش مسئولیت عضویت [حقوقدان] شوراى نگهبان مشورت کرد. نظر موافق دادم. استعفایش را مسکوت گذاشت.

تا عصر مرتباً خبر از پیروزی ها در منطقه مهران و تصرف کامل ارتفاعات حساس قلاویزان مى رسید. آقاى رییس زاده آمد و درباره مسایل سیاسى و مجلس نظراتى ابراز کرد. شب با رؤساى قوا مهمان رییس جمهور بودیم. درباره جنگ و لبنان و سوریه بحث شد. دیروقت به خانه رسیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا