تا هنگام تنفس در جلسه علنى ماندم. گرمازده و خسته بودم. آقاى هادى غفارى به دفترم آمد و از روزنامه رسالت و خط مقابل اظهار ناراحتى کرد. نامه اى در مورد آموزش سریع پرسنل ضدهوایى ها و ساحل به دریاها به نخست وزیر چین نوشتم که آقاى [حمید] میرزاده [معاون نخست
تا هنگام تنفس در جلسه علنى ماندم. گرمازده و خسته بودم. آقاى هادى غفارى به دفترم آمد و از روزنامه رسالت و خط مقابل اظهار ناراحتى کرد.
نامه اى در مورد آموزش سریع پرسنل ضدهوایى ها و ساحل به دریاها به نخست وزیر چین نوشتم که آقاى [حمید] میرزاده [معاون نخست وزیر] به چین ببرد. عصر در جلسه مجلس خبرگان شرکت کردم. بحث عدم تفکیک مرجعیت از رهبرى مطرح بود. گرچه به نتیجه مصوب رسمى نرسیدیم، ولى در پایان رأى تمایل حضار به لزوم وحدت رهبر و مرجع اظهار شد.
شب سران قوا و احمدآقا مهمان من بودند. در این جلسه درباره فرمانده نیروى زمینى بحث کردیم که قرار شد آقاى [حسین] حسنى سعدى باشد. درباره کالاهاى [مانده] در خارج بحث شد و هم درباره پیشنهادى در خصوص دادن چند میلیارد دلار نقد به ایران که نفت آن را در سال هاى بعد ببرند.
شب را در مجلس ماندم. تمام این هفته به خانه نرفتم. براى فرماندهان ارتش و سپاه از امام وقت ملاقات گرفتم و ابلاغ کردم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام