خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ تیر ۱۳۶۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/21 - 13:40کد خبر27735

آقاى [على] شمخانى [فرمانده نیروى زمینى سپاه] آمد، وضع جبهه ها را گفت و در خصوص مطالبى که باید در جلسه فرماندهان سپاه مطرح شود، مذاکره شد. ساعت هشت صبح همراه با فرماندهان لشکرها و قرارگاه هاى ارتش و سپاه به زیارت امام رفتیم. قبل از ملاقات در حیاط منزل

آقاى [على] شمخانى [فرمانده نیروى زمینى سپاه] آمد، وضع جبهه ها را گفت و در خصوص مطالبى که باید در جلسه فرماندهان سپاه مطرح شود، مذاکره شد.

ساعت هشت صبح همراه با فرماندهان لشکرها و قرارگاه هاى ارتش و سپاه به زیارت امام رفتیم. قبل از ملاقات در حیاط منزل امام، خدمت شان رسیدم و درخواست کردم که درباره اتحاد ارتش و سپاه و لزوم تداوم عملیات و مهلت ندادن به صدامیان و لزوم شرکت بیشتر مردم در جبهه چیزى بفرمایند.

در حیاط کوچک بیرونى امام که حدود هفتاد نفر گنجایش دارد، جلسه تشکیل شد. مقدمتاً من چند جمله اى صحبت کردم و عید را تبریک گفتم. امام مفصل صحبت کردند. همگى فرماندهان موفق شدند دست امام را ببوسند و چون معمولاً در ملاقات هاى عمومى، چنین توفیقى نیست، خیلى خوشحال بودند.

از ساعت نه ونیم تا یازده ونیم در حسینیه جماران با فرماندهان سپاه براى شنیدن نیازها و حرف هاى آنان و تصمیم گیرى در امر جنگ جلسه داشتیم. تب داشتم. با صرف قرص مسکن توانستم جلسه را تحمل کنم. آقاى [محمد] باقرى مسئول اطلاعات [نیروى زمینى] سپاه از به هم خوردن تعادل ارتش عراق و ضعف قدرت بازسازى آنها و لزوم توالى حملات ما گفت. موفقیت هاى مهران روحیه رزمندگان ما را قوى کرده است. لشکرها، نیروهاى داوطلب موجود کم دارند. از آنها خواستم با ترکیب نیروهاى خود، اقدامى براى انجام دستور امام در خصوص تداوم عملیات بشود. عصر احمدآقا به منزل آمد. درباره مسایل جارى کشور و جنگ مذاکره کردیم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا