اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، اینبار نیز برای بیان یک کنایه سیاسی، سراغ ادبیات کلاسیک فارسی و حکایتی منسوب به عبید زاکانی رفت
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، اینبار نیز برای بیان یک کنایه سیاسی، سراغ ادبیات کلاسیک فارسی و حکایتی منسوب به عبید زاکانی رفت؛ کنایهای که اینبار مخاطب آن رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی بود.
بقایی در واکنش به تلاش تروئیکای اروپایی و آمریکا برای صدور قطعنامهای علیه ایران در شورای حکام آژانس و با اشاره به نقش گزارش مدیرکل آژانس در شکلگیری این روند گفت:
«گاهی تصور میکنم که نحوه رفتار آژانس و شخص مدیرکل، یادآور داستان حکیم عضدالدین ایجی و خان مغول است؛ هرجا که در حوزههای دیگر کم میآورند، به آژانس و مدیرکل متوسل میشوند، یا برعکس، خود مدیرکل خودش را در اختیار سوءاستفاده طرفهای اروپایی و آمریکا علیه ایران قرار میدهد تا فشار سیاسی وارد کنند.»
اشاره بقایی به حکایتی طنزآمیز از عبید زاکانی است که بدون دانستن آن، بخش اصلی و گزنده سخنان او عملاً از دست میرود.
اما ماجرای «عضدالدین ایجی و خان مغول» چیست؟
عضدالدین ایجی از عالمان و متکلمان نامدار قرن هشتم هجری و از چهرههای صاحبمنصب دوره ایلخانی بود.
در حکایتی که از عبید زاکانی نقل شده، سلطان ابوسعید ایلخانی در مجلسی دست عضدالدین را میگیرد و از او میخواهد که برقصد.
عضدالدین نیز به فرمان سلطان شروع به رقصیدن میکند؛ اما یکی از حاضران که شیوه رقص او را میبیند، به کنایه میگوید:
«تو رقص به اصول نمیکنی.»
عضدالدین در پاسخ جملهای میگوید که اصل طنز حکایت در آن نهفته است:
«من رقص به یرلیغ میکنم، نه به اصول!»
«یرلیغ» در ادبیات دوره مغول به معنای فرمان و حکم خان یا سلطان بود.
بنابراین معنای ساده پاسخ عضدالدین این است:
«من قرار نیست مطابق اصول و قواعد رقص کنم؛ من به فرمان خان میرقصم!»
اما طنز عبید فراتر از یک مجلس رقص است.
عضدالدین، عالم و صاحبمنصب دینی است و واژه «اصول» نیز در دهان چنین شخصیتی معنایی دوگانه پیدا میکند؛ او به جای آنکه بر مبنای «اصول» رفتار کند، در برابر قدرت به «یرلیغ» یعنی فرمان سلطان گردن مینهد.
به همین دلیل، کنایه بقایی به رافائل گروسی معنایی بسیار روشنتر پیدا میکند:
از نگاه سخنگوی وزارت امور خارجه، مسئله صرفاً اختلاف ایران با یک گزارش فنی آژانس نیست؛ کنایه او این است که مدیرکل آژانس به جای حرکت بر مبنای اصول و وظایف مستقل یک نهاد بینالمللی، در حال «رقص به یرلیغ» قدرتهای غربی است؛ یعنی همان حرکتی را انجام میدهد که فرمان و اراده سیاسی دیگران اقتضا میکند.
به عبارت دیگر، بقایی بدون آنکه مستقیماً گروسی را «مأمور» یا «فرمانبردار» آمریکا و اروپا بنامد، با ارجاع به طنزی متعلق به چند قرن پیش، دقیقاً چنین تصویری از رفتار او ارائه میدهد: رقصندهای که نه به اصول، بلکه به فرمان میرقصد.
این نخستین بار نیست که بقایی برای انتقال یک پیام تند سیاسی، به ادبیات عبید زاکانی متوسل میشود.
او پیشتر نیز در واکنش به ادبیات و اظهارات دونالد ترامپ، با استفاده از عبارت «فعل و عمل ما را و دعوی ایشان را» به یکی دیگر از حکایات صریح و گزنده عبید زاکانی ارجاع داده بود؛ اشارهای که عبدیمدیا پیشتر مضمون و لایه پنهان آن را بررسی کرده بود.
به نظر میرسد ارجاعهای ادبی و تاریخی به بخشی از شیوه پاسخگویی سخنگوی وزارت امور خارجه تبدیل شده است؛ جایی که یک حکایت چندصدساله، گاه بیش از چند جمله صریح دیپلماتیک، معنای واقعی یک موضع سیاسی را منتقل میکند.






کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام