خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ اردیبهشت ۱۳۷۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 13:42کد خبر31707

دیشب به طور مکرر خواب هاى وحشتناک مى دیدم و خوب نخوابیدم. ساعت نُه صبح در دفترم بودم. [آقای جواد منصوری]، سفیرمان در پاکستان آمد. از استحکام دولت خانم [بینظیر] بوتو و تمایل آنها به کار بیشتر با ایران و نیز ضعف مدیریت رؤساى شیعه در پاکستان گفت و براى

دیشب به طور مکرر خواب هاى وحشتناک مى دیدم و خوب نخوابیدم. ساعت نُه صبح در دفترم بودم. [آقای جواد منصوری]، سفیرمان در پاکستان آمد. از استحکام دولت خانم [بینظیر] بوتو و تمایل آنها به کار بیشتر با ایران و نیز ضعف مدیریت رؤساى شیعه در پاکستان گفت و براى آینده روابط کسب نظر کرد.

آقاى [علی] فلاحیان، [وزیر اطلاعات] آمد. از کشف تجارت وزارت اطلاعات با عراق با نفت و کالا و توقیف شدن کشتى هایشان ناراحت است و از سپاه و دفتر رهبرى که مسأله را دامن مى زنند، شکایت دارد. براى حل مشکل استمداد کرد. در دبیرخانه شوراى عالى امنیت ملی هم مطرح است. تذکراتى دادم. بنا شد رسیدگى کنیم.

آقاى [رضا] امراللهى، [رییس سازمان انرژی اتمی] آمد و براى اجراى پروژه هاى نیروگاه هاى هسته اى چینی و روسى و خرید اورانیوم استمداد کرد. مدعى است که به زودی دادگاه هاى آلمان، در مورد نیروگاه بوشهر، به نفع ما رأى خواهند داد.

عصر اخوى محمد، [قائممقام وزیر امور خارجه] آمد. گزارش سفر به آفریقاى جنوبى را داد. در مورد کتابى که یک ایرانى، علیه انقلاب اسلامی ایران در آلمان نوشته و چاپ کرده و اخیراً براى اصلاح آن پول خواسته است، صحبت شد. قرار شد، اعتنا نکنیم؛ چون ممکن است، هم پول بگیرد و هم به گونه اى کتاب را دیگران منتشر کنند.

هیأت پاکستانى آمدند. در مورد فعالیت هاى کمیسیون مشترک صحبت شد. شوراى عالى انقلاب فرهنگى جلسه داشت. چند مصوبه داشتیم. همچنین در این جلسه، پیشنهاد تأسیس دانشکده حدیث که از طرف آقاى رى شهرى رسیده بود، تصویب شد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا