صبح براى خطبه هاى نماز جمعه مطالعه مى کردم. براى اقامه جمعه به دانشگاه رفتم. خطبه اى در عدالت اجتماعى و خطبه اى راجع به عاشورا ایراد شد. ظهر اکثر بچه ها جمع بودند. یاسر به کانادا رفته و محسن در کرج بود. بعد از ظهر، مهدی راجع به صنایع گاز قطر و
صبح براى خطبه هاى نماز جمعه مطالعه مى کردم. براى اقامه جمعه به دانشگاه رفتم. خطبه اى در عدالت اجتماعى و خطبه اى راجع به عاشورا ایراد شد. ظهر اکثر بچه ها جمع بودند. یاسر به کانادا رفته و محسن در کرج بود. بعد از ظهر، مهدی راجع به صنایع گاز قطر و گرانتمامشدنِ طرح هاى ما، پیشنهادهایی براى انجام کار در داخل و به قیمت داخلى گفت؛ مطالب قوى و مستدلى است.
دکتر عادلى از [داووس] سوییس تلفن کرد و گفت آقاى حیدرعلیاف، رییسجمهور آذربایجان، در راه ژنو براى شرکت در آن کنفرانس، در فرودگاه نظامى ترکیه فرود آمده و ترک ها مانع پرواز او شده اند. از طرف رییس کنفرانس، از من تقاضا نمود که براى حل مشکل دخالت کنم. به وزارت امور خارجه گفتم، پیگیرى کنند. آنها گفتند از طریق آقاى [محمدرضا] البرزى، نماینده خودمان در سوییس، در جریان مسأله قرار گرفته اند. بعد از مدتى، آقاى مصطفوى اطلاع داد که از طریق سفیرمان در ترکیه و نیز سفیر ترکیه در ایران پیگیرى کرده اند و معلوم شد که اصلاً آقاى علیاف به ترکیه نرفته است. از آقاى [علیاصغر] نهاوندیان، سفیرمان در باکو هم پرسیده اند و او هم گفت علیاف در باکو است و ساعتى قبل با او تماس داشته اند؛ باعث تعجب شد. گفتم از طریق سوییس پیگیرى کنند که دلیل این پیشامد را پیدا کنند. عصر از استخر استفاده کردم. بعضى از بستگان هم بودند.






کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام