خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ اردیبهشت ۱۳۷۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 13:41کد خبر31706

ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رفتم. حسین[مرعشی، رییس دفتر رییسجمهور]، به خاطر کسالت نیامده بود. تا ساعت یازده کارها را انجام دادم. نخستوزیر قزاقستان و همراهان آمدند. نامه آقاى نظربایف را آورده بودند. دربارة توافقات توضیح داد و از پیشرفت بازسازى ایران

ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رفتم. حسین[مرعشی، رییس دفتر رییسجمهور]، به خاطر کسالت نیامده بود. تا ساعت یازده کارها را انجام دادم. نخستوزیر قزاقستان و همراهان آمدند. نامه آقاى نظربایف را آورده بودند. دربارة توافقات توضیح داد و از پیشرفت بازسازى ایران اظهار تعجب کرد؛ قبلاً دکتر حبیبى هم همین توضیحات را داده بود. وقت خصوصى خواست؛ گفت آقاى نظربایف، مى خواهد در تابستان، هفت روز در سواحل دریای خزر در ایران باشد؛ پذیرفتم. همچنین خواستار تخصیص اعتبار بیشتر، براى خرید کالاهاى ساخت ایران شد.

سفیر ویتنام براى تقدیم استوارنامه آمد. اولین سفیر این کشور در ایران است. عصر آقایان [محسن] نوربخش، [معاون اقتصادی رییسجمهور]، [مرتضی] محمدخان، [وزیر امور اقتصادی و دارایی]، [مسعود روغنی] زنجانى، [رییس سازمان برنامه و بودجه] و [محمدحسین] عادلى، [رییسکل بانک مرکزی] آمدند. دربارة نیازهاى ارزى، طرحهاى

عمرانى و پخش جارى ارز صحبت شد؛ تصمیم گیرى کردیم. شب به خانه آمدم. خاطرات دیروز و امروز را نوشتم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا