خاطرات اکبر هاشمی - ۴ اسفند ۱۳۷۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 15:04کد خبر32371

امروز برخلاف پیش بینی هواشناسی، هوا خوب و آفتابی بود. با ماشین ها به نوشهر، در روستای نیرنگ، برای دیدن باغ گل اُرکیده رفتیم. صاحب باغ،آقای مهندس [احمد] شیخی و همسرش خیرمقدم گفتند و توضیح دادند. [آقای عیسی کلانتری]، وزیر کشاورزی هم آمده بود. از گلخانه

امروز برخلاف پیش بینی هواشناسی، هوا خوب و آفتابی بود. با ماشین ها به نوشهر، در روستای نیرنگ، برای دیدن باغ گل اُرکیده رفتیم. صاحب باغ،آقای مهندس [احمد] شیخی و همسرش خیرمقدم گفتند و توضیح دادند. [آقای عیسی کلانتری]، وزیر کشاورزی هم آمده بود. از گلخانه های متعدد و جالبش بازدید کردیم؛ عمدتاً گل های متنوع اُرکیده و میوه های گرمسیری و گل های نادر دیگر بود؛ با حدود چهل سال سابقه و تجربه که مجموعه بسیار ارزشمندی است. بعضی از مردم روستا هم آمدند و برای احداث مسجد استمداد کردند.

از آنجا به مجتمع کشاورزی کندلوس در کلارآباد رفتیم که از بخش خصوصی است. مهندس [علی اصغر] جهانگیری و برادرانش توضیحات دادند. هدف شان پرورش گیاهان دارویی برای تولید داروهای گیاهی است. کلکسیون جالبی از گیاهان باارزش دارویی به وجودآورده اند و یک واحد صنعتی در حد پایلوت، برای اسانس گیری است و فروشگاه و نمایشگاه جالب برای جذب مشتری و ایرانگردان، با دکورهای جالب و ابتکاری دارند.

به ویلای سازمان چای در ساحل دریا رفتیم. نماز و ناهار و استراحت آنجا بودیم. توضیحات مدیر سازمان چای و پیشرفت های کشت و صعنت چای را شنیدیم. نوعی از محصولات صنعت چای را که با زعفران آمیخته اند، برای نمونه مصرف کردیم؛ جالب است. به رامسر برگشتیم. بچه ها به تهران مراجعت کردند و من، کاظم [مرعشی] و حمید لاهوتی ماندیم. با قدم زدن در ساحل و مطالعه گذشت.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا