تا شب در همان اقامتگاه رامسر بودم. هوا ابری و سرد بود. بولتن های زیادی با خودم آورده بودم که تمام وقت خالی را پُر کرد و جز قدم زدن در ساحل، برنامه دیگری نداشتم. جمعی از بچه ها هم تا جواهرده برای تماشا و تفریح رفتند. در جریان قدم زدن صبح زود در ساحل، عبور
تا شب در همان اقامتگاه رامسر بودم. هوا ابری و سرد بود. بولتن های زیادی با خودم آورده بودم که تمام وقت خالی را پُر کرد و جز قدم زدن در ساحل، برنامه دیگری نداشتم.
جمعی از بچه ها هم تا جواهرده برای تماشا و تفریح رفتند. در جریان قدم زدن صبح زود در ساحل، عبور انبوه مرغان مهاجرکه در صف های منظم از غرب به شرق می رفتند و نیز مرغابی های فراوانی که در سطح آب دریا ظاهر می شدند -که درگذشته ندیده بودم- برایم جالب بودند.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام