خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ آذر ۱۳۷۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 07:41کد خبر31182

سرماخوردگى شدیدى داشتم. صبحانه، شلغم خوردم. آقاجلال از نایین آورده است. خودم پختم. تا عصر با مُسکّن توانستم کارها را انجام دهم. وزیر دفاع پاکستان آمد. مذاکرات در خصوص همکارى هاى دو کشور بود. نماینده رهبرى در جهادسازندگی آمد. از [آقای غلامرضا فروزش]،

سرماخوردگى شدیدى داشتم. صبحانه، شلغم خوردم. آقاجلال از نایین آورده است. خودم پختم. تا عصر با مُسکّن توانستم کارها را انجام دهم.

وزیر دفاع پاکستان آمد. مذاکرات در خصوص همکارى هاى دو کشور بود. نماینده رهبرى در جهادسازندگی آمد. از [آقای غلامرضا فروزش]، وزیر جهادسازندگی به خاطر اختلافات زیادى که دارند، انتقاد داشت. توصیه به همکاری و ضرورت خدمات بی شائبه جهادگران کردم. روحانى عشایر هم که اخیراً استعفا داده است، آمد و از سیاست وزارت جهادسازندگی در مورد عشایر انتقاد کرد. آقاى [سیدمرتضی] محمودى، سفیر سابق مان در گابُن آمد. حرف مهمى نداشت و از نداشتن کار مهمى در وزارت امورخارجه گله داشت.

تا شب کارها را انجام دادم. به جلسه هیأت دولت نرفتم؛ هم به خاطر کسالت و هم براى انجام کارها، قبل از سفر به قم. آقاى [علیرضا] معیرى، [مشاور بین الملل رییس جمهور] آمد. در مورد مذاکره براى گرفتن وام ارزى گزارشى داد؛ پیشنهاد این وام رسیده و او پیگیرى مى کند، اما هنوز پیشرفتى نکرده است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا