خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ آذر ۱۳۷۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 07:41کد خبر31181

دیشب تا صبح باران مى بارید. ساعت هفت به سوى دفتر رفتم. تا ساعت نزدیک به نُه صبح نطق ام را مرور کردم؛ ولى سطحى و با عجله. آقاى [مسعود روغنی] زنجانى، [رییس سازمان برنامه و بودجه] آمد. [برای تقدیم لایحه بودجه سال 1372]، به مجلس رفتیم. مجلسیان استقبال گرمى

دیشب تا صبح باران مى بارید. ساعت هفت به سوى دفتر رفتم. تا ساعت نزدیک به نُه صبح نطق ام را مرور کردم؛ ولى سطحى و با عجله. آقاى [مسعود روغنی] زنجانى، [رییس سازمان برنامه و بودجه] آمد. [برای تقدیم لایحه بودجه سال 1372]، به مجلس رفتیم. مجلسیان استقبال گرمى نمودند. سخنرانی ام حدود دو ساعت و نیم طول کشید. سرماخوردگى هم داشتم. صبح مُسکّن خورده بودم. صبحانه نخورده بودم. توضیحات کافى دربارة بودجه پنجاه و چهار تریلیونى دادم.

بعد از سخنرانی، نمایندگان مراجعات زیادى داشتند. جلسه کوتاهى با آقاى [علی اکبر] ناطق [نوری، رییس مجلس شورای اسلامی] داشتیم. ظهر به دفترم برگشتم. آقاى ناطق از کم توجهى صداوسیما به اخبار او و مجلس گله داشت.

تا شب کارها را انجام دادم. ساعت شش بعد از ظهر، جلسه شوراى عالى انقلاب فرهنگى تشکیل شد. احمدآقا هم براى اولین بار شرکت داشت. دربارة وظایف شوراى اجتماعى زنان و کمیسیون مشورتى تصمیم گیرى شد. شام را خوردیم و به منزل آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا