خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ خرداد ۱۳۷۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 09:49کد خبر31354

ساعت هشت ونیم صبح به دفترم رفتم. آقاى [علی] فلاحیان، [وزیر اطلاعات] آمد. راجع به عملکرد وزارت و نقاط ضعف و قوت آن صحبت شد. [آقای عثمان مفتی جی]، سفیر جدید کُرواسى آمد. نطق اش را به زبان فارسى نوشته بود و به زحمت خواند. مسلمان است و خیلى خونگرم؛

ساعت هشت ونیم صبح به دفترم رفتم. آقاى [علی] فلاحیان، [وزیر اطلاعات] آمد. راجع به عملکرد وزارت و نقاط ضعف و قوت آن صحبت شد.

[آقای عثمان مفتی جی]، سفیر جدید کُرواسى آمد. نطق اش را به زبان فارسى نوشته بود و به زحمت خواند. مسلمان است و خیلى خونگرم؛ خواست درگیری هاى کروات ها با مسلمین در بوسنى را توجیه کند که جنگ کروات و مسلمان نیست. [آقایان عبدالرحمن سعید و ویدو ریسن]، سفیران سودان و یونان هم براى خداحافظى آمدند.

دکتر حبیبى، [معاون اول رییس جمهور] براى امور جارى آمد. محسن آمد و اسناد را گرفت. عصر هیأت دولت جلسه داشت. گزارش برنامه اسکان عشایر و برخوردهاى سعودی ها با بعثه و سخت گیرى ها با افراد بعثه را داد. آقاى فلاحیان آمد. گزارش کارها را داد.

شب آیت الله خامنه اى میهمان من بودند. در ایوان ساختمان قرمز در فضاى باز نشستیم؛ براى اولین بار در طول دوران اقامت در آنجا. در سیاست برخورد با سعودی ها اتفاق نظر داشتیم که نباید کارى کرد که به تعطیل حج منجر شود. دربارة انتخابات، تبلیغات، مسایل اقتصادی و اسکان عشایر هم مذاکره کردیم. دیر وقت به خانه رسیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا