خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ مرداد ۱۳۷۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 10:10کد خبر31428

ساعت هشت و نیم صبح در دفترم بودم. گزارش ها را دیدم. خانم هاى شرکت کننده در المپیاد فرهنگى ورزشى دانشگاه ها آمدند.گزارش دادند. تشویق شان کردم و توصیه به میانه روى و مراعات سنت ها و احکام اسلامى و مقتضیات انقلاب نمودم. اعضای دفتر وحدت حوزه و دانشگاه

ساعت هشت و نیم صبح در دفترم بودم. گزارش ها را دیدم. خانم هاى شرکت کننده در المپیاد فرهنگى ورزشى دانشگاه ها آمدند.گزارش دادند. تشویق شان کردم و توصیه به میانه روى و مراعات سنت ها و احکام اسلامى و مقتضیات انقلاب نمودم.

اعضای دفتر وحدت حوزه و دانشگاه آمدند. آقایان [علی] احمدی، [محمدتقی] مصباح [یزدی] و [محمود] محمدی عراقى گزارش دادند و کمک خواستند؛ وعده کمک دادم. آقاى [علی محمد] بشارتى، [وزیر کشور] آمد. مقدارى از برنامه اش را گفت و اجازه خواست که سه معاون را عوض کند. گفت [آقای غلامحسین کرباسچی]، شهردار تهران را ابقا مى نماید.

گروه مؤسس بنیاد انستیتوی سرطان آمدند. ترکیبى از افراد خُبره و پزشکان هستند و طرح عظیمى دارند که به قول خودشان ده میلیارد تومان هزینه دارد. دکتر شریعت، گرامى و علاءالدینى صحبت کردند. بیست هکتار زمین و پذیرش ریاست هیأت امناء را مى خواهند که اولى را پذیرفتم و دومى را قبول نکردم. تشویقشان کردم و به جهاد سازندگی نوشتم که از منابع طبیعى بیرون شهر، به آنها زمین بدهند.

عصر اولین جلسه هیأت دولت جدید برپا شد. توصیه ها و تذکراتى براى وزرا داشتیم. مقدارى دربارة علت رأى نیاوردن آقاى نوربخش صحبت شد. مصوباتى دربارة سهم بیشتر خانم ها در قضاوت داشتیم. عکس دسته جمعى گرفتیم.

به دفترم برگشتم. شب را ماندم و کارها را انجام دادم. دکتر ولایتى گزارش سفر به آذربایجان و تفاهم نامه ها را گفت.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا