تمام روز در اقامتگاه بودم. کتاب تاریخ دوران ناصرالدینشاه، نوشته دکتر [علیاکبر] ولایتی را مطالعه کردم که مطالب تازه زیادی برایم دارد. عصر شنای زیادی کردم. حدود دو کیلومتر در دریا شنا کردم و سپس با قایق برگشتم. محسن و چند محافظ هم با من بودند. محسن قبول
تمام روز در اقامتگاه بودم. کتاب تاریخ دوران ناصرالدینشاه، نوشتهٔ دکتر [علیاکبر] ولایتی را مطالعه کردم که مطالب تازهٔ زیادی برایم دارد. عصر شنای زیادی کردم. حدود دو کیلومتر در دریا شنا کردم و سپس با قایق برگشتم. محسن و چند محافظ هم با من بودند. محسن قبول نداشت که دو کیلومتر است، چون از آن طرف با قایق آمده بود. گفتم، برگشت با شنا به ساحل بیاید. آمد و قبول کرد؛ گمانم خیلی خسته شده بود.
آقای [فریدون] وردی نژاد، [مدیرعامل خبرگزاری ایرنا]، تلفنی دربارة مراسم ورود ورزشکاران کشتی از [مسابقات آتلانتای] آمریکا پرسید و خواست نماینده ای به فرودگاه بفرستم. گفتم معاون من هست.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام