خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ مرداد ۱۳۷۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 06:06کد خبر32181

تمام روز در اقامتگاه بودم. کتاب تاریخ دوران ناصرالدینشاه، نوشته دکتر [علیاکبر] ولایتی را مطالعه کردم که مطالب تازه زیادی برایم دارد. عصر شنای زیادی کردم. حدود دو کیلومتر در دریا شنا کردم و سپس با قایق برگشتم. محسن و چند محافظ هم با من بودند. محسن قبول

تمام روز در اقامتگاه بودم. کتاب تاریخ دوران ناصرالدین‌شاه، نوشتهٔ دکتر [علی‌اکبر] ولایتی را مطالعه کردم که مطالب تازهٔ زیادی برایم دارد. عصر شنای زیادی کردم. حدود دو کیلومتر در دریا شنا کردم و سپس با قایق برگشتم. محسن و چند محافظ هم با من بودند. محسن قبول نداشت که دو کیلومتر است، چون از آن طرف با قایق آمده بود. گفتم، برگشت با شنا به ساحل بیاید. آمد و قبول کرد؛ گمانم خیلی خسته شده بود.

آقای [فریدون] وردی نژاد، [مدیرعامل خبرگزاری ایرنا]، تلفنی دربارة مراسم ورود ورزشکاران کشتی از [مسابقات آتلانتای] آمریکا پرسید و خواست نماینده ای به فرودگاه بفرستم. گفتم معاون من هست.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا