31 خرداد 1363
گزارش ها را خواندم. خاطرات عقب افتاده را نوشتم. مطلب مهمى نیست. محافل، مراکز و افراد سیاسى جهان، از تأخیر حمله زمینى ایران به عراق - که مدت ها است انتظارش را دارند - دچار سرگیجه شده اند و آن را با کمبود وسایل نظامى، اختلاف رهبران ایران، ترس…
30 خرداد 1363
ساعت هشت ونیم صبح، به مجلس رفتم. مجلس به خاطر عدم آمادگى دوره جدید، تعطیل است. چند نفر از کارگران قصابى آمدند و شکایت داشتند که صاحبان مغازه هاى قصابى، براى اخراج کارکنان مغازه ها، برنامه ریزى کرده اند؛ چون با سهمیه بندى گوشت، ساعات محدودى …
29 خرداد 1363
تمام روز را در خانه بودم. با [آقاى على اکبر ولایتى] وزیر امور خارجه، درباره تعقیب کشورهایى که هواپیماى ربوده شده ما را مى پذیرند، تلفنى صحبت کردم. هواپیماى ربوده شده، از مصر بیرون رفته و در ایتالیا سوختگیرى کرده و در جنوب فرانسه، به زمین نش…
28 خرداد 1363
تمام روز در منزل بودم. مجلس به خاطر عدم تشکیل کمیسیون ها، کارى ندارد. شعبه ها[ى بررسى اعتبارنامه ها] هنوز کارشان تمام نشده است و وضع منزل نمایندگان جدید هم، خوب نیست. منزل براى اسکان ندارند. پیش از ظهر، تلفنى با آیت الله خامنه اى [رییس جمهو…
27 خرداد 1363
به مجلس [شوراى اسلامى] رفتم. گزارش ها را مرور کردم. مسأله مهم رسانه ها، اظهارات من در نمازجمعه پریروز است که گفتم ما آماده ترک جنگ در خلیج فارس هستیم. تقریباً همه رسانه هاى خبرى مهم دنیا، روى آن حساب باز کرده اند و بحث در این است که آیا ما …
26 خرداد 1363
تمام روز در منزل بودم و تا عصر، وقتم صرف مطالعه و استراحت و خواب شد. عصر، شوراى سرپرستى [صداوسیما]، جلسه داشت. دبیرى آقاى [محسن] دعاگو براى [شوراى سرپرستى صداوسیما] تمدید شد. مصوبات دیگرى هم داشتیم و راهنمایی هایى در مورد کیفیت تنظیم فیلم ه…
25 خرداد 1363
تا ساعت ده ونیم صبح، در منزل مطالعه مى کردم. براى اقامه نمازجمعه به دانشگاه [تهران] رفتم. با اینکه روزه هستم و ضعف وجود دارد، بدون زحمت حدود یک ساعت ونیم صحبت کردم و آمادگى ایران، براى آتش بس در خلیج فارس را مطرح نمودم که احتمالاً موج جدیدى…
24 خرداد 1363
تا ساعت شش صبح بیدار ماندم و سپس تا ساعت هفت ونیم خوابیدم. گزارش ها را آوردند خواندم؛ مطلب مهمى نداشت. ساعت هشت، به شعبه [بررسى اعتبارنامه ها] رفتم. دو سه اعتبارنامه را تصویب کردیم. در جلسه علنى مجلس، اعتبارنامه 31 نفر از نمایندگان، تصویب و…
23 خرداد 1363
تا ساعت چهار بعد از ظهر در منزل بودم؛ استراحت و مطالعه داشتم. خطبه عربى نمازجمعه آینده را نوشتم و درباره جنایات خمرهاى سرخ در کامبوج و قتل فجیع مسلمانان آنجا، براى خطبه هاى نمازجمعه مطالعه کردم و یادداشت برداشتم. ساعت چهار بعد از ظهر، به مج…
22 خرداد 1363
بعد از نماز صبح، خوابم نبرد و تا ساعت شش کار کردم. سپس تا ساعت هفت ونیم صبح، خوابیدم. ساعت هشت، جلسه شعبه [بررسى اعتبارنامه ها] تشکیل گردید و اعتبارنامه آقاى [سیدحسین] موسوى پور از ابهر- که خیلى شکایت [نسبت به اعتبارنامه اش وجود] داشت - تصو…
21 خرداد 1363
ساعت دو صبح بیدار شدم؛ سحرى خوردم و نماز صبح را خواندم و کمى خوابیدم. ساعت هشت صبح، جلسه شعبه [بررسى اعتبارنامه ها] را تشکیل دادیم و یکسره تا ساعت دو بعد از ظهر، کار کردیم و نوزده اعتبارنامه وکلا را رسیدگى و تصویب کردیم. خسته بودم. عصر کمى …
20 خرداد 1363
ساعت هشت صبح، به مجلس رفتم و کارهاى ادارى را انجام دادم. چند ملاقات داشتم. گروهى از انجمن اسلامى تشکیلات هواپیماسازى ایران آمدند؛ از مدیرعامل خود گله داشتند که نیروهاى حزب اللهى را تصفیه مى کند. قرار شد دفتر مشاورت [امام در ارتش به این موضو…
19 خرداد 1363
هنگام خوردن سحرى، از دفتر نخست وزیرى اطلاع دادند که در ساعت دو بامداد، دو موشک عراقى به شهر دزفول خورده است. بعداً معلوم شد [در اثر این حمله موشکى]، 44 نفر شهید و 200 نفر مجروح داشته است. ما هم [به تلافى این حمله]، بصره را مى زنیم. تمام طول…
18 خرداد 1363
آقاى محسن رضایى اطلاع داد که وضع نیروهاى بسیج، بهتر از آن چیزى است که دیروز گفته است و خواست که صداوسیما در مورد بیانیه امروز سپاه، اهمیت بدهد تا جو جنگى ایجاد شود و نیروهاى مردمى براى عملیات بسیج شوند. با آقاى [آیت الله] خامنه اى [رییس جمه…
17 خرداد 1363
هنگام سحر، از نخست وزیرى اطلاع دادند که عراق دیشب شهر نهاوند را بمباران کرده و به شهرهاى دزفول و مسجدسلیمان، موشک زده است. در نهاوند 15 نفر شهید و بیش از 100 نفر مجروح شده اند، ولى در دزفول، فقط چند مجروح داشته ایم و در مسجدسلیمان، موشک به …
16 خرداد 1363
ساعت هشت صبح به مجلس رفتم. در گزارش ها خواندم که دیروز یک هواپیماى اف ـ 4 ما در فضاى عربستان [سعودى] سرنگون شده و عربستان، زدن هواپیما را رسماً به عهده گرفته است. حادثه تلخى است و انعکاس وسیعى داشته است؛ این جریان، مى تواند به عنوان آغاز در…
15 خرداد 1363
ساعت هفت صبح، براى بدرقه آقاى رابح بیطاط رییس مجلس [خلق] الجزایر به فرودگاه [مهرآباد] رفتم. خبرنگاران در پاویون جمهورى با ایشان مصاحبه اى کردند. فقط کلیات را گفت؛ الجزایری ها خیلى محافظه کار هستند و مى خواهند با همه اطراف قضایا، دوست باشند.…
14 خرداد 1363
آقاى ساداتیان اطلاع داد که [آقاى رابح بیطاط] رییس مجلس خلق الجزایر، براى افطار به منزل ما مى آید. به فاطى و فائزه گفتم افطارى براى مهمانان درست کنند و به آقاجلال گفتم، وسایل پذیرایى را بخرد و بیاورد. به آقاى مختار مسئول حفاظت بیت امام گفتم …
13 خرداد 1363
صبح، سرى به دندانپزشکى مجلس زدم. دکتر دندان هایم را معاینه کرد؛ کارهاى جزیى لازم دارد. قرار شد بعد از ماه مبارک رمضان مراجعه کنم. گروهى از دانشجویان تحت تعلیم وزارت نیرو با دکتر [حسن] غفورى فرد آمدند. [وزیر نیرو] گزارشى داد و من هم در رابطه…
12 خرداد 1363
بعد از نماز صبح تا ساعت هشت خوابیدم و بعد تا ظهر گزارش ها را مطالعه مى کردم. با رییس جمهور، تلفنى صحبت کردم. دستور تلافى حمله به پالایشگاه تبریز را داده اند. با وزیر نفت هم صحبت کردم؛ خسارات وارده بر پالایشگاه تبریز، زیاد نبوده است و تا چند…
11 خرداد 1363
دیشب، کسى هلال ماه [رمضان] را ندیده. تا سحر چند بار با دفتر امام درباره رؤیت هلال ماه تماس گرفتم؛ رؤیت هلال ماه ثابت نشده است. سحر بلند شدم و به تنهایى سحرى خوردم؛ چون ماه رمضان ثابت نشده، بچه ها روزه نگرفتند. تا ساعت یازده صبح کار کردم و س…
10 خرداد 1363
آقاى صیاد شیرازى آمد و از پیشرفت کار مقدمات عملیات بر خلاف فرماندهان سپاه - که خیلى امیدوار نیستند - راضى است. اطلاع رسید، عراقی ها مقارن ساعت 15/7 دقیقه بعد از ظهر پالایشگاه تبریز را بمباران کرده اند که منجر به شهادت چند تن شده است. در این…
9 خرداد 1363
تا ساعت نه صبح در منزل مطالعه مى کردم. امروز نمایندگان مجلس اول و مجلس دوم با امام ملاقات داشتند. قبل از ملاقات [رسمى]، با امام خصوصى ملاقات کردم و امام از وضع نمایندگان جدید پرسیدند؛ ابراز رضایت کردم. درباره حقوق شوراى نگهبان، صحبت شد و ای…
8 خرداد 1363
گزارش هاى روز را خواندم؛ کمى از دامنه بحران خلیج فارس کاسته شده است. به نظر مى رسد سیاست مقابله به مثل جواب داده باشد و آنها جا زده اند؛ اگر آرامش قبل از طوفان نباشد. قبل از جلسه علنى، درباره هیأت رییسه مجلس به مشورت پرداختیم و سپس جلسه علن…
7 خرداد 1363
صبح زود، مشغول کار شدم. ساعت هشت صبح، جلسه افتتاحیه دوره دوم مجلس شوراى اسلامى داشتیم. براى جاى استقرار مهمانان، مشکلاتى پیش آمده بود و شوراى نگهبان، نسبت به جاى حقوقدانانش، اعتراض داشت. قرآن [قرائت] و سرود [اجرا شد] و پیام امام در مورد جلس…
6 خرداد 1363
جلسه تودیع، به عنوان آخرین جلسه دوره اول مجلس شوراى اسلامى در ساعت هشت صبح شروع شد. قرآن [قرائت شد]، سرود [اجرا شد] و سخنرانى مفصل من درباره مجلس و نمایندگان [ایراد گردید] و سپس لوح هاى یادبود - که از پیام امام درست کرده بودیم - توزیع شد. س…
5 خرداد 1363
صبح و عصر امروز، جلسه علنى [مجلس شوراى اسلامى] داشتیم و چند لایحه شور دوم باقی مانده از جلسه قبل را گذراندیم. آقاى مهندس [مهدى] بازرگان [نماینده تهران] مى خواست نطق پیش از دستور را به جاى آقاى [هاشم] صباغیان در آخرین روز مجلس داشته باشد، ام…
4 خرداد 1363
تمام امروز را در منزل بودم؛ بیشتر وقتم به مطالعه و استراحت گذشت. اقامه نمازجمعه [این هفته تهران] را به آقاى [محمد] امامى کاشانى محول کردم؛ ایشان زیاد روى حمایت امام از شوراى نگهبان تکیه کرد. با نخست وزیر و رییس جمهور در رابطه با کشتى حادثه …
3 خرداد 1363
ساعت هفت صبح به مجلس رفتم، ولى در جلسه علنى شرکت نکردم؛ چون کمى کسل بودم. به مطالعه گزارش ها و کارهاى ادارى پرداختم. آقاى غرضى [وزیر نفت] اطلاع داد که دیشب، عراقی ها یک نفتکش را در بنادر داخلى [ایران] زده اند. با آقاى رییس جمهور در مورد مقا…
2 خرداد 1363
در جلسه علنى مجلس، لایحه دو فوریتى کمک به سوریه مطرح بود. معلوم شد، آقاى [على اکبر] معین فر [نماینده تهران] به عنوان مخالف، اسم نوشته است؛ حدس زده مى شد، قصد شلوغ کردن و مسأله آفرینى و مطرح شدن خودشان، در روزهاى آخر عمر مجلس را دارد. پیشنها…
1 خرداد 1363
در جلسه علنى مجلس، چند لایحه از جمله دوفوریت کمک به سوریه تصویب شد. پیش از شروع جلسه، پیام امام را - که فرمودند از اختلافات آنها، قلب شان به درد مى آید - به نمایندگان گفتم. ظهر در دفترم چند ملاقات داشتم. [حجت الاسلام صالحى] امام جمعه ازنا، …