خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ خرداد ۱۳۶۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
یکشنبه 1405/05/18 - 19:54کد خبر26892

دیشب، کسى هلال ماه [رمضان] را ندیده. تا سحر چند بار با دفتر امام درباره رؤیت هلال ماه تماس گرفتم؛ رؤیت هلال ماه ثابت نشده است. سحر بلند شدم و به تنهایى سحرى خوردم؛ چون ماه رمضان ثابت نشده، بچه ها روزه نگرفتند. تا ساعت یازده صبح کار کردم و سپس براى اقامه

دیشب، کسى هلال ماه [رمضان] را ندیده. تا سحر چند بار با دفتر امام درباره رؤیت هلال ماه تماس گرفتم؛ رؤیت هلال ماه ثابت نشده است. سحر بلند شدم و به تنهایى سحرى خوردم؛ چون ماه رمضان ثابت نشده، بچه ها روزه نگرفتند. تا ساعت یازده صبح کار کردم و سپس براى اقامه نمازجمعه به دانشگاه [تهران] رفتم.

از نخست وزیرى، راجع به [بمباران] پالایشگاه تبریز [توسط جنگنده هاى عراقى] پرسیدم. معلوم شد خسارت عمده اى نداشته و در این جریان یک هواپیماى عراقى ساقط شده و خلبانش کشته شده است. هواپیماهاى عراقى به اطراف خرم آباد هم، بى نتیجه حمله کرده اند. عصر، گزارش ها را در منزل خواندم.

شب، آقاى [ناصر] مکارم شیرازى [از حوزه علمیه قم] اطلاع دادند که امروز از ماه رمضان محسوب مى شود و دیشب در شاهرود و اصفهان، هلال ماه رؤیت شده است و از من خواست که به صداوسیما تلفن کنم [تا این مطلب را] صداوسیما به مردم اطلاع دهد.

خانم آقاى [شیخ على اصغر] مروارید تلفن کرد و براى آقاى مروارید، وقت ملاقات خواست؛ در جریان اختلافات ما با بنى صدر، با ایشان کمى اختلاف پیش آمد و روابط مثل گذشته صمیمى نبود. دکتر سعید لاهوتى هم از اهواز آمد؛ مرخصى گرفته است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا