22 أكتوبر 1990
آقایان [غلامعلی]شهرکى و [امیر] میر، نمایندگان زابل و زاهدان آمدند. از وضع مجلس انتقاد کردند که بى محتوا و همراه با دعوا و نزاع و مشاجره و باندبازى شده است. براى عمران زابل و تقویت شیعه در استان سیستان و بلوچستان استمداد نمودند. آقاى [مرتضی]…
21 أكتوبر 1990
آقاى [احمد]جنتى، [رییس سازمان تبلیغات اسلامی]آمد. پیشنهاد کرد در اعلان مراسم روز سیزده آبان پیشدستى شود . آقاى مسیح مهاجرى، [مشاور اجتماعی رییس جمهور]آمد. از آقاى[عبدالله] نورى، وزیرکشور انتقاد داشت. از اختلافات جارى اظهارنگرانى کرد و از من
20 أكتوبر 1990
ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. ساعت نُه صبح، آقاى [مصطفی]پورمحمدى از [وزارت]اطلاعات آمد. گزارش اطلاعاتى داد و خواستار استرداد ساختمان هاى اطلاعات شد که در اختیار سپاه و کمیته است. سپس همراهانش و دادستان انقلاب آمدند. گزارش پرونده سفر [رینال…
19 أكتوبر 1990
در منزل بودم. به خاطر خستگى مفرط از معالجه دندان دیشب، نیاز به استراحت داشتم. مقدارى وقت هم به مطالعه بولتن ها گذشت. پیش از ظهر، اخوى احمد با خانواده آمدند. درباره تهیه منزل بحث داشتند؛ گفتم بهتر است در سرچشمه بمانند. شب بستگان دیگر آمدند.
18 أكتوبر 1990
آقاى [جواد]اژه اى، [مشاور فرهنگی رییس جمهور]، براى امور جارى فرهنگى و مسایل دانشجویان خارج از کشور آمد. پیشنهاد داشت که براى رفع اختلافات داخلى اقدام نمایم.آقاى [حسین]محلوجى، [وزیر معادن و فلزات]آمد. گزارش سفر به کشوهای گینه و زامبیا را داد…
17 أكتوبر 1990
آقاى [حمید]میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور]آمد. گزارش خرابی هاى سیل گیلان و مازندران را داد ؛ خرابى زیاد داشته است. گفتم استانداری ها کمک کنند و براى وعده هاى سفر استان مرکزی، اعتبار ارزى و ریالى گرفت.کمیسیون تعزیرات حکومتى آمدند. گزارش ک…
16 أكتوبر 1990
هیأت غنایى[به سرپرستی آقای کوجو چیکاتا، عضو شورای رهبری غنا]، به ملاقات آمدند و نامه رییس جمهورشان را آوردند. خواستار کمک در تدارک اداره کنفرانس جنبش عدم تعهد هستند. این کنفرانس قرار است امسال در غنا برگزار شود. همچنین خواستار تخفیف در فروش…
15 أكتوبر 1990
ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. تا نُه صبح کارهاى عقب مانده را انجام دادم.آقاى [احمد]زمانیان، نماینده نهاوند آمد. ماجراى درگیری هاى مجلس، پس از نطق پیش از دستورش را تعریف کرد و استمداد نمود. آقاى [سیدجلیل]سیدزاده، نماینده باختران[= کرمانشاه]…
14 أكتوبر 1990
دیشب راحت خوابیدم. امروز حالم بهتر است. برنامه امروز را که قرار بود براى بازدید از موسسه استاندارد به کرج بروم، لغو کردم. برنامه هاى دیگر امروز را هم براى ادامه معالجه لغو نمودم. به آیت الله خامنه اى هم گفتم جلسه امشب نباشد. عصر براى دیدن آ…
13 أكتوبر 1990
ناراحتى چشمان و صورتم ادامه داشت؛ برنامه هاى کارى را لغو کردم و در خانه ماندم. با چشمان بسته خوابیدم. فقط چند بار براى قطره ریختن و وضو و نماز و ناهار باز کردم. گزارش ها را آوردند؛ خلاصة آنها را عفت و مهدى برایم خواندند. به اخبار رادیوهاى ب…
12 أكتوبر 1990
تا ساعت ده و نیم صبح براى خطبه ها مطالعه مى کردم. آقای[حسین]شیخ الاسلام از وزارت امورخارجه اطلاع داد که رییس جمهور سودان مى خواهد با یک هیأت مفصل نظامى- اقتصادى به ایران بیاید؛ موافقت کردم. نماز و خطبه هاى جمعه را در دانشگاه تهران اقامه کرد…
11 أكتوبر 1990
آقایان [بهروز]بوشهرى و [محسن]یحیوى که اخیراً از اسارت آزاد شده اند، آمدند. شرح دستگیرى و دوران اسارت را دادند. با [محمدجواد] تندگویان همراه بوده اند. هنگام اسارت، تمام این مدت را در زندانى در بغداد به سر برده اند؛ حدود ده سال. به وزارت نفت …
10 أكتوبر 1990
اول وقت از منزل به محل ستاد نیروى دریایى ارتش رفتم. مراسم نظامى، سخنرانى و استماع گزارش و اعطای جوایز به مناسبت پایان تحصیل دورهاى پنجم دافوس نداجا انجام شد. از دافوس بازدید کردم و قول کمک به تکمیل ساختمان ستاد دادم؛ خیلى بزرگ و وسیع است، ا…
9 أكتوبر 1990
مدیران پست به مناسبت روز جهانى پست آمدند. گزارش دادند و من صحبت کردم . معاون وزارت اطلاعات آمد. راجع به تماس با منابع خارجى و مبادله اطلاعات با سرویس هاى اطلاعاتى کشورهاى دیگر پرسید؛ به طور محدود موافقت کردم. شوراى انرژى اتمى جلسه داشت. قرا…
8 أكتوبر 1990
ساعت نُه صبح در حسینیه جماران، براى مجلس خبرگان و میان دوره اى مجلس رأى دادم و مصاحبه کردم . سپس به خانه رهبرى رفتم و براى شرکت در مراسم عید[میلاد حضرت محمّد(ص)] با هم به حسینیه رفتیم. من صحبت کوتاهى کردم و آیت الله خامنه اى هم صحبت نسبتاً …
7 أكتوبر 1990
دکتر [هادی]منافى، [معاون رییس جمهور و رییس سازمان حفاظت محیط زیست] و مسئولان اتکا[= اتحادیه تامین کالای ارتش]آمدند. بر سر ریختن فاضلاب کارخانه قند میاندوآب[متعلق به اتکا]، به رودخانه[زرینه رود] که باعث تلف شدن تعدادى ماهى شده و اتکا در دادگ…
6 أكتوبر 1990
مصاحبه اى براى تبلیغات انتخابات مجلس خبرگان کردم. از خودم چیزى نگفتم و بیشتر روى شرکت در انتخابات حرف زدم. مصاحبه طولانى با خبرنگار لوموند داشتم ؛ همراه با آقای احسان نراقى آمده بود. [آقای محمدحسن تولایی]، استاندار خوزستان آمد. گزارش پیشرفت…
5 أكتوبر 1990
در منزل بودم. بیشتر وقت به استراحت و مطالعه عمدتاً درباره تاریخ معاصر گذشت. عفت به قم رفت. فاطى و اعظم آمدند. ظهر و شب، بچه ها اینجا بودند. در گزارش ها مسأله مهمى نداشتیم. عصر آقاى [عبدالمجید]معادیخواه براى مسایل بنیاد تاریخ آمد.
4 أكتوبر 1990
آقاى [سیدحسین]موسویان، سفیر جدیدمان در آلمان آمد. درباره روابط جارى با غرب و آینده روابط و اهمیت همکارى با آلمان مذاکره شد. بنا شد از آنها بخواهد که نیروگاه هسته اى بوشهر را تکمیل کنند. آقاى [محمدحسین]طارمى، سفیر ایران در چین آمد. دربارة نظ…
3 أكتوبر 1990
با استراحت دیشب، امروز حالم مساعد بود. تا ساعت نُه صبح کارهاى دفتر انجام شد. آقاى [حمید]میرزاده آمد. گزارش سفر به نقاط جنگى را که اخیراً آزاد شده، داد و برنامه هاى بازسازى را گفت. هیأت سودانى، [به سرپرستی سرهنگ سلیمان محمد سلیمان، عضو شورای…
2 أكتوبر 1990
تا ساعت نُه صبح کارهاى دفترم را انجام دادم. آقایان سید محمود مرعشى و [عباسعلی]عمید زنجانى، [فرزند و داماد آیت الله نجفی مرعشی]آمدند. به خاطر مساعدت ها در بزرگداشت مراسم درگذشت مرحوم آیت الله نجفى مرعشى تشکر کردند و براى تکمیل و اداره کتابخا…
1 أكتوبر 1990
ساعت نُه صبح به نمایشگاه بین المللى تهران رفتیم. با نیم ساعت تأخیر، شانزدهمین نمایشگاه [بازرگانی] را افتتاح کردم. از غرفه هاى صنایع سنگین، غرفه آلمان و غرفه های کشاورزى بازدید نمودم؛ از سال های گذشته بهتر است. مصاحبة کوتاهى انجام شد . ساعت …
30 September 1990
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. آقاى [جلیل]بشارتى، مسئول دفتر مناطق محروم آمد و اجازة اختصاص اعتبار ماشین آلات براى چند طرح گرفت. وزیر صنایع عمان آمد. درباره توسعه روابط صحبت شد. اخوى محمد، [رییس سازمان صداو سیما]آمد و براى نیازهاى صداوس…
29 September 1990
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. آقاى دکتر هاشمى[گلپایگانی]، براى دستور شورای عالى انقلاب فرهنگى آمد. [آقای بیژن نامدار زنگنه]، وزیر نیرو آمد. گزارشى دربارة طرح آب رسانى به قطر داد و اجازه گرفت که براى عقد قرارداد، وارد مذاکره شوند؛ قبول …
28 September 1990
فائزه از سفر چین برگشته است. با یاسر صبحانه خوردیم. بیشتر وقت به استراحت و مطالعه گذشت. آخر شب، عفت و فاطى و همراهان از سفر رسیدند.
27 September 1990
ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. در ترافیک مقدارى معطل شدم. فرمانده سپاه در لبنان آمد. گزارش کار و ساخت سلاح را داد و براى اعتبارات بیشتر استمداد کرد. مسئولین حزب الله لبنان آمدند و پیروزی های اخیر را تبریک گفتند. مدیران صنایع سنگین آمدند. [آ…
26 September 1990
در اخبار آمد که شوراى امنیت[سازمان ملل]، قطعنامه دیگرى مبنى بر تحریم هوایى عراق تصویب کرده است که با این مصوبه، محاصرة عراق کامل مى شود. آقاى [حسین]محلوجى، [وزیر معادن و فلزات]آمد. براى سفر به آفریقا و روسیه مشورت کرد و گزارش کار تولید فولا…
25 September 1990
صبح، لوح تقدیر استادان و دانشجویان ممتاز را امضا کردم. ساعت هشت و نیم به دانشگاه تهران رفتیم. در مراسم آغاز سال تحصیلى دانشگاه ها. به دستور اکید من، برخلاف سال هاى گذشته، دو وزارت «فرهنگ و آموزش عالى» و «بهداشت و درمان» با هم جشن گرفته بودن…
24 September 1990
به دفترم رفتم. به خاطر حضور مهمان هاى سورى در ایران، برنامه ملاقات نداشتیم. کارهاى جارى را انجام دادم و گزارش ها را دیدم. با تهدید دو پهلوى عراق، امروز قیمت نفت بالا رفته و از چهل دلار در هر بشکه گذشته؛ این قیمت، در ده سال اخیر بى سابقه است…
23 September 1990
آقاى حافظ اسد ، [رییس جمهور سوریه] و همراهان براى زیارت به خراسان رفتند. اول وقت، همراه [آقای محمدعلی نجفی]، وزیرآموزش و پرورش به هنرستان امام صادق(ع) در خیابان رى رفتیم . زنگ مدرسه را براى شروع سال تحصیلى 1370- 1369 به صدا درآوردم و براى م…