خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ شهریور ۱۳۷۶

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
شنبه 1405/08/02 - 12:02کد خبر32949

مطابق قرار، بنا بود در دفتر کوشک باشم، ولى به خاطر جلسه فاتحه مرحوم [یدالله] امیرى، پاسدارمان به مجمع رفتم. عفت هم آمد. در مراسم فاتحه شرکت کردم و به برادر و فرزندانش دلدارى دادم. آقاى دکتر حبیبى، [معاون اول رییس جمهور]، براى چاره جویى در مسأله شهردارى

مطابق قرار، بنا بود در دفتر کوشک باشم، ولى به خاطر جلسه فاتحه مرحوم [یدالله] امیرى، پاسدارمان به مجمع رفتم. عفت هم آمد. در مراسم فاتحه شرکت کردم و به برادر و فرزندانش دلدارى دادم.

آقاى دکتر حبیبى، [معاون اول رییس جمهور]، براى چاره جویى در مسأله شهردارى تهران آمد که این روزها با اعلان تخلفات، سخت تحت فشارند و نیز در مورد کارهاى دولت که تاکنون برنامه چشمگیری اعلام نکرده اند و رکود هم عارض شده است.

در خبرها بود که آقاى خاتمى، [رییس جمهور] که به اردبیل رفته و در اثر بدی هوا، نتوانسته در فرودگاه اردبیل فرود آید، به تبریز رفته و ناچار با ماشین به اردبیل رفته اند و با چند ساعت تأخیر رسیده اند. سال گذشته من هم به خاطر بدی هوا، مجبور شدم سفرم را لغو کنم. فرودگاه احتیاج به ناوبرى دارد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا