خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ شهریور ۱۳۷۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
سه شنبه 1405/07/28 - 14:19کد خبر31081

ساعت ها را امشب یک ساعت عقب کشیدیم؛ خودم را با وضع جدید تطبیق دادم. [برای شرکت در مراسم سالگرد دفاع مقدس]، دیرتر از خانه بیرون رفتم. ساعت نُه صبح به میدان آزادى رسیدیم. بلافاصله مراسم رژه نیروهاى مسلح شروع شد. سخنرانى کوتاهى کردم و رژه را تحویل

ساعت ها را امشب یک ساعت عقب کشیدیم؛ خودم را با وضع جدید تطبیق دادم. [برای شرکت در مراسم سالگرد دفاع مقدس]، دیرتر از خانه بیرون رفتم. ساعت نُه صبح به میدان آزادى رسیدیم. بلافاصله مراسم رژه نیروهاى مسلح شروع شد. سخنرانى کوتاهى کردم و رژه را تحویل گرفتم. ارتشى ها، خیلى بهتر از سپاهیان رژه مى روند؛ تمیزتر و مرتب تر.

پرواز هواپیماهاى جنگى و هلی کوپترها و گلباران، سقوط چتربازها انجام شد. قبل از اتمام رژه به دفترم برگشتم. تا عصر کارها را انجام دادم. صبح امروز آتش سوزى وسیعى در بازار تهران رخ داد. بلافاصله که در خانه مطلع شدم، دستور سرعت در اطفای حریق را دادم. سرانجام پس از سه ساعت خاموش شد اما خسارات زیادى داشت.

عصر شوراى عالى انقلاب فرهنگى جلسه داشت. تصویب شد که برنامه ریزى بهداشت و درمان در اختیار خودشان باشد. تا ساعت هشت ونیم شب کار کردم و به خانه آمدم. فیلمى در مورد جبهه دیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا