گزارش ها را خواندم. خانواده مرحوم [زین العابدین میریوسفی] عطایی، استاندار سابق آمدند؛ دلداری دادم. به قرارگاه مرکزی حمزه سیدالشهدا(س)، در کنار دریاچه ارومیه، در شمال ارومیه، به مراسم صبحگاه نیروهای مسلح رفتیم. بعد از سان و فاتحه برای شهیدان و مراسم
گزارش ها را خواندم. خانواده مرحوم [زین العابدین میریوسفی] عطایی، استاندار سابق آمدند؛ دلداری دادم. به قرارگاه مرکزی حمزه سیدالشهدا(س)، در کنار دریاچه ارومیه، در شمال ارومیه، به مراسم صبحگاه نیروهای مسلح رفتیم. بعد از سان و فاتحه برای شهیدان و مراسم صبحگاهی و برنامه ویژه و گزارش سردار [احمد] کاظمی، ارشد منطقه و فرمانده قرارگاه، من در فضایل و وظایف نیروهای مسلح، صحبت مفصلی کردم .
به سوی محل سد آغ چای ، واقع در شمال غربی شهر قره ضیاءالدین از بخش های جنوبی استان، پرواز کردیم. در راه [آقای قربانعلی سعادت]، استاندار، اطلاعات خوبی داد. در مسیر دشت های قوشچی و سلماس و دشت خوی، همه جا مزارع و باغات و عمدتاً انگور و سیب و آفتاب گردان و کدو و چغندرقند بود.
در کنار محل سد فرود آمدیم. در جلسه توجیهی، آقای شیبانی، مدیرکل آب و فاضلاب و مجری طرح سد توضیح داد. با ظرفیت تنظیم حدود دویست میلیون لیتر آب و برای هفت هزار هکتار، برای دو دشت قره ضیاءالدین و دشت باریک و آب شرب است. خیلی سد پُربرکتی است، با حدود پانزده میلیارد تومان هزینه. من هم صحبت کوتاهی کردم . اهالی روستاهای منطقه جمع شده بودند. برای آنها هم صحبت کوتاهی، در آثار مهم سد کردم ؛ خیلی خونگرم اند.
به سوی دشت شیبلو پرواز کردیم. در مسیر از فضا، دشت نازلو را دیدیم؛ خیلی دشت خوبی است. درکنار ارس فرود آمدیم. عشایر منطقه، اجتماع پُرشوری داشتند. در جلسه توجیهی، مدیران به نوبت توضیح دادند. با پمپاژ 5/2 متر مکعب آب از ارس به شیبلو، دو هزار و هفتصد هکتار زمین آباد می شود و بخشی در اختیار عشایر منطقه، برای اسکان آنها قرار می گیرد. همان جا، جهادسازندگی، اسناد زمین ها را داد و استارت تلمبه ها زده شد . در سخنرانی کوتاهی، تأکید کردم که آب بیشتری برای عمران در اراضی و فرآوری ساحل بردارند ؛ گویا ده مترمکعب حقابه قابل برداشت داریم.
در ساحل ارس، اراضی آن طرف مرز در نخجوان را تماشا کردیم. آنجا هم بایر است و کسی را در مرزشان ندیدیم. در اجتماع پُرشور عشایر، روی اتومبیل ایستاده و صحبت کوتاهی کردم . به سوی ماکو پرواز کردیم. در مسیر، آقای سعادت، [استاندار]، دربارة دشت های پلدشت و زنگنه توضیح داد. شهر ماکو، در دره تنگی با عرض کم و طول زیاد کشیده شده و قسمتی هم در خطر شدید ریزش کوه است و رودخانه زنگمار از وسط آن می گذرد. مردم استقبال گرم و اجتماعی عظیم داشتند. [آقای سیدحیدر موسوی]، امام جمعه و [محمد عباس پور]، نماینده شهر خیرمقدم گفتند. صحبت دلگرم کننده با توضیح خدمات کردم . سرود جالبی در وصف من اجرا کردند و خواسته مهمی نداشتند. تقریباً همه خواسته ها اجرا شده.
به محل سد ماکو،کنار روستای بارون که در گذشته محل مسیحی نشین بوده و امروز مسلمانند پرواز کردیم. مردم روستا استقبال گرمی داشتند و شکایت داشتند که پول اراضی شان را که زیر آب رفته، ارزان داده اند. نماز و ناهار و استراحت داشتیم. سپس در مراسم بهره برداری از سد شرکت کردیم که به طور مستقیم از شبکه سراسری سیما پخش شد.
این سد، با ظرفیت حدود صد و پنجاه میلیون مترمکعب آب و با هزینه سه و نیم میلیارد تومان و دوازده میلیون دلار، توسط نیروهای داخلی ساخته شده است. دریچه ها را باز کردیم. آب با ابهت و عظمت به رودخانه ریخت؛ خیلی لذت بخش بود، ولی زود قطع شد. گفتند چون به سرعت از حد مجاز آب دهی بالا زده، اتوماتیک قطع کرده و برای تجدید کار، چهل و پنج دقیقه وقت لازم است؛ لذا یکی از تونل هایی را که رسوبات سد را تخلیه می کنند، باز کردند که آب بسیار زیادی را تخلیه می کرد و بسیار جالب افتاد. یک کلیسای کوچک قدیمی در دریاچه سد بوده که به بالای تپه ها منتقل کرده اند.
از آنجا به خوی پرواز کردیم. در محوطه کارخانه ریسندگی خوی فرود آمدیم. استماع توجیه و بازدید از سالن وسیع و مدرن ریسندگی انجام شد که با ظرفیت دو هزار و پانصد تُن نخ مرغوب کار می کنند و فاز دوم سالن بافندگی، ده میلیون متر در سال است. محصولات بازار صارداتی خوبی دارد. برای کلنگ زدن فاز دوم رفتیم که کلنگ حاضر نبود.
به خاطر تأخیر زیاد، با عجله به سوی شهر خوی پرواز کردیم. خیرمقدم یک دختر شهید جالب بود که ضمن صحبت هایش گفت، شما امروز خود را وقف فردای ما کرده اید. استقبال خیابانی مردم، خیلی بیش از حدانتظار بود. نمی دانم این همه مردم ازکجا آمده اند؟ آقای [غلامرضا] آقازاده، وزیر نفت که اهل خوی است، در ماشین من بود. مدعی بود جمعیت خوی از ارومیه بیشتر است، ولی امام جمعه ارومیه و استاندار قبول نداشتند. در اجتماع عظیم مردم در ورزشگاه، [آقای محمدصادق نجمی]، امام جمعه خیرمقدم گفت و
سرودی اجرا شد. من در فضایل خویی ها و پیشرفت شهرستان و آینده خوب صحبت کردم .
به تاریکی خوردیم. به اداره مخابرات رفتیم. بعد از نماز و مراسم بهره برداری از هزاران شماره تلفن و مرکز مخابرات، صحبت های آقای [محمد] غرضی، [وزیر پُست و تلگراف و تلفن] و صنعتی، من صحبت کردم و تشویق نمودم و افتتاح همزمان در چند نقطه انجام شد.
از آنجا به دانشگاه آزاد اسلامی رفتیم. چهارهزار و هفتصد دانشجو دارد. شام خوردیم و برای استراحت به فرمانداری رفتیم. قرار شد رشته فنی در دانشگاه آزاد تأسیس شود که خواست مردم بود. خاطرات را نوشتم و برای برنامه فردا مطالعه کردم. ساعت یازده شب خوابیدم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام