خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ شهریور ۱۳۷۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 11:15کد خبر32207

آقای ولایتی، [وزیر امورخارجه]، گزارش سفر به ترکمنستان را تلفنی داد. در مورد سفر به مالزی، برای مسأله بوسنی و هرزگوین ، کسب نظر کرد و نتیجه مذاکره با هیأت عراقی را گزارش داد که شبیه گزارش وزارت اطلاعات است. به حسینیه مجتمع امام خمینی رفتم و در جمع ائمه

آقای ولایتی، [وزیر امورخارجه]، گزارش سفر به ترکمنستان را تلفنی داد. در مورد سفر به مالزی، برای مسأله بوسنی و هرزگوین ، کسب نظر کرد و نتیجه مذاکره با هیأت عراقی را گزارش داد که شبیه گزارش وزارت اطلاعات است.

به حسینیه مجتمع امام خمینی رفتم و در جمع ائمه جمعه، سخنرانی مبسوطی نمودم ، در تشریح وضع کشور و منطقه و جهان و دستاوردهای مهم انقلاب و ضرورت همیاری در مصاف جنگ روانی که دشمنان اسلام برای تضعیف روحیه مردم، در دست اجرا دارند.

به دفتر برگشتم. آقای دکتر [محمدحسین] عادلی، برای خداحافظی آمد. [به عنوان سفیر ایران،] عازم کانادا است. طرحی برای استفاده از اندوخته های ایرانیان مقیم کانادا، جهت سرمایه گذاری در داخل ارایه کرد و پیشنهاد دانشکده مدیریت دانشگاه تهران؛ برای اهدای دکترای [افتخاری] مدیریت به من را آورد؛ نپذیرفتم.

مسئولان برنامه بزرگداشت سرداران شهید لشکر 17 علی بن ابی طالب (ع) آمدند. گزارش برنامه ها را دادند و استمداد نمودند. عصر [آقای عبدالرحمن ندیمی]، استاندار بوشهر آمد. در مورد مبادلات مرزی با قطر و مبادله زمین برای نمایشگاه دایمی و نیز سفر اُمرای قطر برای شکار، سئوال و استمداد داشت.

شب به خانه آمدم. عفت و یاسر از رفسنجان مراجعت کرده بودند و برنامه ای که [برای نامزدی یاسر] اجرا کرده بودند، گزارش دادند. چمدان را برای سفر فردا بستم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا