عفت و یاسر و سارا، برای نامزدی همسر یاسر به رفسنجان رفتند و من به کارخانه ابزار بُرش در منطقه ساوجبلاغ، جهت پرده برداری و شروع بهره برداری و گزارش های توجیهی برای واحدهای ساخت تیغچه الماس و مته و قلاویز و مواد محافظ ابزار رفتم. صنعت باارزشی است که از ژاپن
عفت و یاسر و سارا، برای نامزدی همسر یاسر به رفسنجان رفتند و من به کارخانه ابزار بُرش در منطقه ساوجبلاغ، جهت پرده برداری و شروع بهره برداری و گزارش های توجیهی برای واحدهای ساخت تیغچه الماس و مته و قلاویز و مواد محافظ ابزار رفتم. صنعت باارزشی است که از ژاپن گرفته اند و طرح به سازمان تأمین اجتماعی واگذار شده است. بعد از بازدید از واحدها و استماع توضیحات فنی و صحبت در جمع کارکنان ، با استماع خدمات تأمین اجتماعی، به دفتر مراجعت کردم.
جلسه برای ساخت هواپیما داشتیم. وزارت دفاع گزارش داد. پس از مذاکرات، قرار شد آنتوتوف، طرح جدید با مشارکت اوکراین را که اخیراً آقای [محمدحسن] تولایی، [قائم مقام وزیر دفاع]، توافق کرده است، بگیریم و درعین حال مذاکره با روسیه هم برای ایلوشین ادامه یابد.
عصر و شب در دفترم کار کردم؛ برای اینکه موقع سفر کار مانده نداشته باشم. مقداری هم دربارة آذربایجان غربی مطالعه کردم. آقای فلاحیان، [وزیر اطلاعات]، گزارش مذاکرات با هیأت عراقی را داد که از موضع مثبت و قبول خواسته های ما در اجرای بیانیه 1975 الجزایر و مسایل دیگر اختلافی حکایت دارد. فاطی، [سرپرست انجمن همبستگی زنان ایران]، از پکن تلفنی صحبت کرد و در مورد محتوای سند کنفرانس جهانی زن سئوال داشت. شب تا ساعت دوازده بیدار بودم. در دفترم خوابیدم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام