خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ مرداد ۱۳۷۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
4 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 18:46کد خبر32549

ساعت هفت و نیم صبح به فرودگاه [مهرآباد] رفتیم و بلافاصله به سوى اصفهان پرواز کردیم. جمعى از وزرا و معاونان، محسن، مهدی، یاسر، اخوان محمد و احمد و عفت با جمعى از زنان اقوام همراه بودند. پس از استقبال رسمى به سوى شهر حرکت کردیم. مشکل مان دو روحانى بزرگ

ساعت هفت و نیم صبح به فرودگاه [مهرآباد] رفتیم و بلافاصله به سوى اصفهان پرواز کردیم. جمعى از وزرا و معاونان، محسن، مهدی، یاسر، اخوان محمد و احمد و عفت با جمعى از زنان اقوام همراه بودند. پس از استقبال رسمى به سوى شهر حرکت کردیم. مشکل مان دو روحانى بزرگ استان، آقایان [جلال الدین] طاهرى، [نماینده ولی فقیه و امام جمعه اصفهان] و [حسین] مظاهرى، [رییس حوزه علمیه اصفهان] بود که باید متناوباً مراعات شان و احترام شان بشود.

استقبال مردم خوب بود، ولى نه به خوبى شیراز. یکسره به میدان امام رفتیم. اجتماع مردم در میدان نیز خوب بود. آقاى طاهرى اصفهانى، امام جمعه، در خیرمقدم سنگ تمام

گذاشت و با مبالغه از من تجلیل کرد و اظهار پشیمانى نمود از اینکه مجلس خبرگان [قانون اساسی]، ادامه ریاست جمهورى را پس از دو دوره متوالى منع کرده و مردم با شعار، از این گفته استقبال کردند. من هم سخنرانى مفصلى در عظمت و تحکیم انقلاب و افتخارات اصفهان در گذشته و حال نمودم.

از آنجا به مرکز مخابرات رفتیم. بعد از توضیحات [آقای علی نادی پور]، مدیرکل مخابرات استان و مهندس غرضى، [وزیر پُست و تلگراف و تلفن]، 208 پروژه مخابراتى با 42 میلیارد تومان هزینه افتتاح شد. من هم در عظمت کار و همت بلند مخابراتى ها، صحبت دلگرم کننده اى نمودم. براى افتتاح دو دانشکده داروسازى و بهداشت جدید و شروع عملیات فاز دوم، به دانشگاه علوم پزشکى اصفهان رفتیم. در اجتماع دانشگاهیان، [دکتر حمیدرضا جمشیدی]، رییس دانشگاه، گزارش خوبى داد و شاخص هاى پیشرفت بهداشت و درمان در برنامه اول و دوم را گفت که خیلى افتخارآمیز است و من هم در همین مایه ها از پیشرفت هاى متحیرالعقول گفتم. اظهارات میزبانان در موفقیت برنامه هاى سازندگى، براى من و همراهان شیرین است.

به استاندارى رفتیم. نماز و ناهار و استراحت و مذاکره با آشنایان، ضمن ناهار انجام شد. بعد از ظهر، براى مراسم شروع ساخت ورزشگاه بزرگ اصفهان، بین اصفهان و شاهین شهر رفتیم. ورزشکاران استقبال گرمى کردند و از غرفه های برقرار ورزشی و نشان ها و کاپ ها بازدید کردیم. مهندس [مصطفی] هاشمى[طبا، رییس سازمان تربیت بدنی]، خیرمقدم گفت و مدیر طرح دربارة عظمت طرح صحبت کرد. من هم در تقویت ورزش و ضرورت ورزشگاه صحبت کردم.

سپس براى مراسم بهره بردارى از پل عظیم شهید چمران رفتیم؛ با توضیحات [آقای حمیدرضا عظیمیان]، شهردار [اصفهان] و مدیر طرح و پرده گیرى از لوح یادبود. جمعیت

زیادی از مردم آنجا جمع بودند و ابراز احساسات مى کردند. در کنار زاینده رود، افتتاح باغ پرنده ها را داشتیم که بسیار جالب است. با ستون هاى مرتفع و خیمه هاى تورى شکل، منطقه اى را به وسعت 16 هزار مترمربع محصور کرده اند. از مرغ هاى گوناگون و 75 نوع پرنده در آنجا جمع کرده اند و باغ را بسیار باصفا آراسته اند. پس از بازدید، در اجتماع حضار، [آقای حمیدرضا عظیمیان]، شهردار اصفهان، گزارشى از خدمات شهردارى داد و من هم صحبت کوتاهى در درستى راه شهردارى ها که مخارج زیرساخت و بازسازى شهرها را از مردم شهر مى گیرند و در عظمت خدمات شهرداری اصفهان صحبت کردم.

به سوى کاخ چهل ستون حرکت کردیم. در تمامى مسیرهاى حرکت، اجتماع پُرشور مردم فوق العاده جالب است؛ حتى جالب تر از اصل استقبال رسمى. در چهل ستون، مراسم افتتاح تلویزیون [سیمای] اصفهان [= شبکه پنج] بود. آقاى [علی] لاریجانى، [رییس سازمان صدا وسیما]، گزارش داد و من هم از خدمات صداوسیما قدردانى کردم. با حضور اخوى محمد، مدیرعامل سابق در کنار مدیرعامل فعلى، صحبت کردن در پیشرفت صداوسیما مشکل بود.

به وقت نماز مغرب رسیدیم. پس از نماز از موزه جدیدالاحداث هنرهاى تزئینى اصفهان، بازدیدکردیم و در جمع هنرمندان اصفهان شرکت کردیم. آقاى میرسلیم، [وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی]، خیرمقدم گفت و آقاى [اکبر] جمشیدی، شاعر تبریزى اصفهانى، شعرى خواند. من هم دربارة اهمیت و ریشه دار بودن یزد و اصفهان، از آنها خواستم که با هنرشان در معرفى افتخارات سازندگى شریک شوند.

از آنجا براى شرکت در اجتماع علما و طلاب، به مسجد سید رفتیم. جلسه باشکوهى بود. آقایان مظاهرى و طاهرى، صحبت هاى خوبى کردند و من هم سخنرانى مفصلى دربارة اهمیت انقلاب و اتمام حجت الهى بر ما و وظایف روحانیت و خدمات خودم، به عنوان یک روحانى، براى ساختن استقلال کشور و ایجاد آبرو براى روحانیت صحبت کردم و از روحانیت خواستم که براى تضمین دنیاى مردم، مثل تضمین آخرت شرکت کنند.

آقاى [محمدکاظم اسدی]خوانسارى، [سفیر ایران در لیبی] آمد. گزارش سفر به لیبى و پیام [مُعمّر] قذافى، [رهبر لیبی] را داد. سه چیز از ما خواسته بود: 1 – میانجى شدن براى گرفتن اسلحه هاى لیبى از سودان که در مسیر چین به لیبى، در آنجا مانده است. 2 - درخواست از آلمان، براى دادن تکنولوژى به لیبى. 3 - واسطه شدن براى اصلاح رابطه حزب الله [لبنان] و نهضت هاى اسلامى دیگر با لیبى. تا ساعت دوازده شب بیدار بودم. خاطرات را نوشتم و خوابیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا